خاک نجس اگر با نفوذ آب باران گل شود، پاک است، مگر بدانیم آب، به واسطة خاک یا چیز دیگر، پیش از نفوذ کردن، مضاف شده است. امّا تنها رسیدن رطوبت باران به خاک، آن را پاک نمی کند.

هر گاه در آبی -هر چند کمتر از کرّ- چیز نجسی را در حال باریدن باران بر آن آب، بشویند، چنانچه بو، یا رنگ، یا مزة آب –به صورتی که در مسأله 17 گذشت- تغییر نکند، آن چیز نجس، پاک می شود.

اگر آب باران یا آب دیگری، در گودالی یا ظرفی جمع شود و کمتر از کرّ باشد، پس از قطع شدن باران با رسیدن نجاست به آن، نجس می شود.

اگر بر فرش پاکی که روی زمین نجس است، باران ببارد، و در حال باریدن از فرش گذشته، روی زمین را فرا گیرد، فرش نجس نمی شود و زمین هم پاک می گردد مگر این که آب مضاف شود یا( به صورت ذکر شده در مسأله 17) تغییر پیدا کند.
5- آب چاه

آب چاهی که از زمین می جوشد، اگر چه کمتر از کرّ باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتی که بو، یا رنگ، یا مزة آن (به صورت ذکر شده در مسأله 17) تغییر نکرده، پاک است، ولی مستحب است پس از رسیدن بعضی از نجاست ها، از آب چاه به مقداری که در کتاب های مفصل فقهی تعیین شده، بکشند و آن مقدار را در اموری که مشروط به پاک بودن آب است، مصرف نکنند .

اگر نجاستی در چاه بریزد و بو، یا رنگ، یا مزة آب آن را ( به صورت ذکر شده در مسأله 17) تغییر دهد، چنانچه تغییر آب چاه از بین برود، پاک می شود. و لی بهتر این است صبر کنند که آب چاه با آبی که می جوشد مخلوط گردد.

 آب مضاف که معنای آن گفته شد، چیز نجس را پاک نمی کند، وضوء و غسل هم با آن باطل است.

آب مضاف و هر مایع دیگر اگر چه به مقدار کرّ باشد، اگر ذرّه ای نجاست به آن برسد نجس می شود، ولی   
چنانچه با فشار به چیز نجس برسد، مقداری که رسیده، نجس، و مقداری که نرسیده، پاک می باشد؛ مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روی دست نجس بریزند، آنچه به دست رسیده نجس، و آنچه نرسیده، پاک است.

اگر آب مضاف نجس، طوری با آب کرّ یا جاری مخلوط شود که مردم به آن آب بگویند،( نه آب مضاف)، پاک می شود.

آبی که مطلق بوده و معلوم نیست به حّد مضاف شدن رسیده یا نه، مثل آب مطلق است؛ یعنی اگر چیز نجس را با آن بشویند پاک می شود، و وضو و غسل هم با آن صحیح است امّا به عکس اگر آبی مضاف بوده، و معلوم نیست مطلق شده یا نه؛ مثل آب مضاف است؛ یعنی چیز نجس را پاک نمی کند، و وضو و غسل هم با آن باطل است.

آبی که معلوم نیست مطلق است یا مضاف و معلوم نیست که قبلاً مطلق بوده یا مضاف، نجاست را پاک نمی کند، و وضو و غسل هم با آن باطل است و چنان چه نجاستی به آن برسد و آب کمتر از کرّ باشد، نجس می شود، و اگر به اندازۀ کرّ یا بیشتر باشد بنابر احتیاط واجب نجس می شود.

آبی که عین نجاست مثل خون و بول به آن برسد، و بو یا رنگ یا مزه آن را( به صورتی که در مسأله 17گذشت) تغییر دهد، اگر چه کرّ یا جاری باشد نجس می شود، ولی اگر بو یا رنگ یا مزه آب، به واسطۀ نجاستی که بیرون از آن است، عوض شود؛ مثلاً مرداری که پهلوی آب است بوی آن را تغییر دهد، نجس نمی شود.

آبی که عین نجاست؛ مثل خون و بول در آن ریخته و بو یا رنگ یا مزۀ آن را تغییر داده، چنانچه به کرّ یا جاری متصل شود، یا باران بر آن ببارد یا باد، باران را در آن بریزد، یا آب باران هنگام باریدن از ناودان در آن جاری شود، و  در هر کدام از این صور، تغییر آن از بین برود، پاک می شود. ولی بنابر احتیاط مستحب باید آب باران، یا کرّ، یا جاری با آن مخلوط گردد.

اگر چیز نجس را در کرّ یا جاری آب بکشند در شستنی که با آن پاک می شود، آبی که بعد از بیرون آوردن، از آن می ریزد، پاک است.

آبی که پاک بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه، پاک است و آبی که نجس بوده و معلوم نیست پاک شده یا نه، نجس است.

نیم خوردۀ سگ و خوک و کافر غیر کتابی، که با رطوبت به بدن یکی از اینها رسیده نجس، و خوردن آن حرام است. و احتیاط مستحب آن است که از  نیم خوردۀ  کافر کتابی نیز اجتناب شود و نیم خورده سایر حیوانات حرام گوشت پاک و خوردن آن در غیر مورد گربه مکروه می باشد.

واجب است انسان هنگام تخلّی و مواقع دیگر، عورت خود را از دیگران، اگر چه مثل خواهر یا برادر و مادر یا پدر با او محرم باشند، و حتی از دیوانه و بچه های ممیّز که خوب و بد را می فهمند، بپوشاند، ولی زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند.

در مسألۀ بالا لازم نیست با چیز مخصوصی عورت خود را بپوشاند و اگر مثلاً با دست هم آن را بپوشاند کافی است.

موقع تخلّی باید طرف جلوی بدن، مانند شکم و سینه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.

موقع تخلّی بدن کسی نباید رو به قبله یا پشت به قبله باشد وگرنه، برگرداندن عورت از قبله کفایت نمی کند و اگر بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب آن است که عورت را نیز رو به قبله یا پشت به قبله ننماید.

احتیاط مستحب آن است که بدن انسان هنگام استبراء -که احکام آن بعداً گفته می شود و هنگام تطهیر مخرج بول و غائط، رو به قبله و پشت به قبله نباشد و خروج بول به وسیلۀ استبراء فرقی در مسأله ایجاد نمی کند.

اگر برای آنکه نا محرم عورت او را نبیند، ناچار شود در حال تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، باید چنین کند و نیز اگر به علّت دیگری ناچار شود، می تواند چنین کند ولی در هر صورت احتیاط این است که پشت به قبله را اختیار کند.

 احتیاط مستحب آن است که بچه را در وقت تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند.
اگر مکلّف سمت قبله را نمی داند، باید جستجو کند تا حداقل ظنّ به آن پیدا کند و اگر راهی برای جستجو نیست، چنانجه می تواند تخلّی را تأخیر بیندازد و اگر تأخیر ممکن نیست یا ضرر دارد به هر طرف بنشیند اشکال ندارد. ولی نباید به همه سمتها هر چند در دفعات متعدد بنشیند که یقین کند در یکی از آنها، رو به قبله یا پشت به قبله تخلّی کرده است و در هواپیماها و قطارها نیز همین معنا را باید مراعات کرد.

در جاهائی تخلّی حرام است از جمله:
در کوچه های بن بست در صورتی که صاحبانش اجازه نداشته باشند. و همچنین در کوچه ها و راه های عمومی در صورتی که موجب ضرر یا مزاحمت عابرین باشد.
در ملک کسی که اجازه برای تخلّی ندارد.
در جائی که برای عدۀ مخصوص وقف شده؛ مثل دستشوئی بعضی از مدرسه ها.
روی قبر مؤمنین در صورتی که بی احترامی به آنان باشد، و همچنین در جائی که این کار بی احترامی به مؤمنی بوده، یا سبب هتک حرمت یکی از مقدسات دین یا مذهب گردد.

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاک می شود:
اول آنکه با غائط نجاست دیگری مثل خون بیرون آمده باشد.
دوم آنکه نجاستی از خارج به مخرج غائط رسیده باشد.
سوم آنکه اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.
و در غیر این سه صورت می توان آن را به دستوری که بعداً گفته می شود، با پارچه، یا سنگ، یا مانند اینها تمیز کرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.

مخرج بول با غیر آب پاک نمی شود، و اگر بعد از برطرف شدن بول یک مرتبه با کرّ یا جاری بشویند، کافی است، ولی با آب قلیل بنابر احتیاط واجب باید دو مرتبه شست و بهتر آن است که سه مرتبه شسته شود.

اگر مخرج غائط را با آب بشویند، باید چیزی از غائط در آن نماند. ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد، و اگر دفعه اوّل طوری شسته شود که ذرّه ای از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نیست.

با سنگ، یاکلوخ، یا پارچه یا مانند اینها اگر خشک و پاک باشند می شود مخرج غائط را تمیز کرد، و با آن نماز خواند، و اگر چیزی هم با رطوبت به آن برسد نجس نمی شود.

احتیاط واجب آن است که سنگ یا چیز دیگری که غائط را با آن بر طرف می کنند، سه قطعه باشد و اگر با سه قطعه تمیز نشود باید به قدری اضافه نمایند تا مخرج کاملاً پاکیزه شود، ولی باقیماندن ذرّه های ریز که دیده نمی شوند، اشکال ندارد.

تمیز کردن مخرج غائط با چیزهائی که احترام آنها لازم است؛ مانند کاغذی که اسم خدا یا پیغمبر بر آن نوشته شده، حرام است و ممکن است در صورت عمد وقصد اهانت آنها موجب کفر شود، و ظاهر این است که استخوان و سرگین حکم سنگ و کلوخ و مانند اینها را ندارد.

اگر شک کند که مخرج را تطهیر کرده یا نه، لازم است تطهیر نماید اگر چه عادت بر این داشته که همیشه بعد از بول یا غائط فوراً تطهیر می کرده.

اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز مخرج را تطهیر کرده یا نه، در صورتی که احتمال بدهد که پیش از شروع به نماز، ملتفت حالش بوده، نمازی که خوانده صحیح است. ولی برای نمازهای بعدی باید تطهیر کند.

استبراء عملی است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام می دهند، برای این که اطمینان پیدا شود بول در مجری نمانده است، و آن دارای اقسامی است و اگر به این ترتیب انجام دهند قطعاً کافی است؛ بعد از قطع شدن بول، اگر مخرج غائط نجس شده، اوّل آن را تطهیر کنند، بعد سه دفعه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت بکشند، و بعد شست را روی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه گاه بکشند، و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.

آبی که گاهی بعد از ملاعبه و بازی کردن با همسر و مانند این موارد از انسان خارج می شود، و به آن مذی می گویند، و آبی که گاهی بعد از منی بیرون می آید و به آن وذی گفته می شود، و آبی که گاهی بعد از بول بیرون می آید و به آن ودی می گویند، پاک هستند، مگر اینکه ظاهر محل نجس باشد و این آبها را بعد از بیرون آمدن نجس کند، و فایده استبراء این است که  اگر بعد از آن آبی از انسان بیرون بیاید و شک کند که بول است یا یکی از این سه آب، پاک می باشد. و وضو را هم باطل نمی کند.

اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه، یا بداند که استبراء نکرده، و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه، نجس می باشد. و چنانچه وضو گرفته باشد باطل می شود. ولی اگر شک کند استبرائی که کرده درست بوده یا نه، چنانچه احتمال دهد که هنگام استبراء توجه داشته که آن را به صورت شرعی انجام دهد، رطوبت خارج شده پاک می باشد، و وضو را هم باطل نمی کند.

کسی که استبراء نکرده یا نمی داند که استبراء کرده یا نه، اگر به واسطه آنکه مدّتی از بول کردن او گذشته، یا به جهت دیگر، یقین کند باقیمانده بول در مجری نمانده است، و رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه، آن رطوبت پاک می باشد و وضو را هم باطل نمی کند.

اگر انسان بعد از بول استبراء کند، و وضو بگیرد، چنانچه بعد از وضو رطوبتی ببیند که بداند یا بول است یا منی، واجب است احتیاطاً غسل کند و وضو هم بگیرد، ولی اگر موقع دیدن رطوبت وضو نداشته باشد، فقط گرفتن وضو کافی است.

رای زن استبراء از بول نیست و اگر رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه، پاک می باشد، و وضو و غسل او را هم باطل نمی کند.
مستحبات و مکروهات تخلّی
{ تذکر: به مستحبّات این رساله به قصد رجاء یعنی به امید آن که مطلوب خدا بوده ثواب داشته باشد، عمل شود و مکروهات آن به احتمال مکروه بودن ترک شود، زیرا تعداد کمی از آن ها مبتنی بر قاعده تسامح نوشته شده است .

مستحب است در موقع تخلّی جائی بنشیند که کسی او را نبیند، و موقع وارد شدن به مکان تخلّی، اوّل پای چپ و موقع بیرون آمدن، اوّل پای راست را بگذارد و همچنین مستحب است در حال تخلّی سر را بپوشاند و سنگینی بدن را بر پای چپ بیندازد.

نشستن رو به روی خورشید و ماه در موقع تخلّی مکروه است، ولی اگر عورت خود را به وسیله ای بپوشاند دیگر مکروه نیست. و نیز در موقع تخلّی نشستن روبه روی باد، و در جادّه، و خیابان، و کوچه، و درب خانه، و زیر درختی که میوه دارد و نیز  چیز خوردن، و توقّف زیاد، و تطهیر کردن با دست راست، مکروه می باشد. و همچنین است حرف زدن در حال تخلّی، ولی اگر ناچار شود، یا ذکر خدا بگوید، کراهت ندارد.