جلوگیری بچه و دیوانه از مسّ خطّ قرآن واجب نیست، ولی اگر مسّ نمودن آنان بی احترامی و هتک به قرآن باشد، باید از آن جلوگیری کنند.

کسی که وظیفه اش برای تحصیل طهارت وضو گرفتن است و وضو ندارد بنابر احتیاط واجب حرام است اسم خداوند متعال و صفات خاصّه او را به هر زبانی نوشته شده باشد، مسّ نماید و مسّ اسم مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم، امام علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها نیز اگر بی احترامی باشد حرام است، وگرنه احتیاط مستحب آن است که مسّ نکند.

 اگر پیش از وقت نماز، یا نزدیک به وقت، یا بعد از دخول وقت، به قصد این که با طهارت باشد، بلکه اگر به قصد قربت وضو بگیرد صحیح است و نیت وجوب یا استحباب لازم نیست.

کسی که یقین یا حجّت شرعیه دارد که وقت داخل شده، اگر نیت وضوی واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، یا اگر نداند که وقت داخل شده و نیت وضوی مستحب کند و بعد از وضو بفهمد موقع وضو وقت نماز بوده، وضوی او صحیح است، بلکه وضو به نیت استحباب هر موقع باشد صحیح است.

بسیاری از فقها فرموده اند: مستحبّ است انسان برای نماز میت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان علیهم السلام و برای همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، و مسّ حاشیۀ قرآن و برای خوابیدن، وضو بگیرد و نیز مستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد، ولی مستحب بودن وضو در همه مواردی که گفته اند اگر ثابت هم نباشد، صحیح است انسان در آن موارد به احتمال مستحب بودن وضو بگیرد و با آن وضو هر کاری را که باید با وضو انجام داد، به جا آورد؛ مثلاً می تواند با آن وضو نماز بخواند.

چیزهائی که وضو را باطل می کند

هفت چیز وضو را باطل می کند.
«اول» بول، و کسی که استبراء نکرده اگر رطوبتی از او خارج شود و نداند که بول است یا نه حکم بول را دارد.
«دوم» غائط.
«سوم» باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود.
«چهارم» خوابی که به واسطۀ آن چشم نبیند و گوش نشنود، و اگر چشم نبیند ولی گوش بشنود وضو باطل نمی شود.
«پنجم» چیزهائی که عقل را از بین می برد؛ مانند دیوانگی و مستی و بیهوشی.
«ششم» استحاضه زنان که بعداً گفته می شود.
«هفتم» جنابت، بلکه بنابر احتیاط مستحب هر کاری که برای آن باید غسل کرد.

مراد از جبیره چیزی است که با آن زخم و شکسته را می بندند، یا دوائی است که روی زخم و مانند آن می گذارند. اگر در یکی از جاهای وضو، زخم یا دُمل یا شکستگی باشد چنانچه روی آن باز است و آب برای آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.

اگر زخم یا دُمل یا شکستگی در صورت و دست ها است، و روی آن باز است و شستن آن هر چند با کمترین مقدار آب (مثلاً زدن دست به آب و جریان دادن آب بر آن با کشیدن دست)، ضرر دارد، در این صورت باید اول اطراف زخم و مانند آن را به طوری که در وضو گفته شد، از بالا به پائین بشوید، و احتیاط مستحب آن است چنانکه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد و بعد پارچه پاکی روی آن انداخته، دست تر را روی پارچه نیز بکشد، و در مورد شکستگی احتیاط واجب آن است که تیمّم نیز بنماید.

اگر زخم یا دمل یا شکستگی، در جلوی سر یا روی پاها است و روی آن باز است، چنانچه در محلّ مسح، به مقدار واجب آن (بر اساس مسأله های 256 و258 و259 ...)، جای سالم پیدا شود، باید آن جا را مسح کند و اگر زخم مثلاً تمام محل مسح را گرفته و مسح روی آن ممکن نیست، یا ضرر دارد، لازم است تیمّم نماید و بنابر احتیاط واجب وضو نیز به این ترتیب بگیرد که پارچه پاکی روی آن انداخته روی پارچه را با تری آب وضو که در دست مانده، مسح کند.

اگر روی زخم یا دُمل یا شکستگی بسته باشد، چنانچه در باز کردن آن مشقت زیادی نیست و آب هم برای آن ضرر ندارد، یا شستن معمولی ضرر دارد، ولی با کمترین مقدار آب به صورتی که در مسأله 331 گذشت، ضرر ندارد، باید باز کند و آن طور که ضرر ندارد وضو بگیرد چه زخم و مانند آن در صورت و دست ها باشد، یا جلوی سر و پاها.

اگر زخم یا دمل یا شکستگی که بسته است، در صورت یا دست ها باشد، چنانچه باز کردن و شستن آن هر چند با کمترین مقدار آب به صورتی که در مسأله 331 گذشت ضرر دارد، باید اطراف آن را که باز است و شستنش بدون ضرر ممکن است، از بالا به پائین شسته و روی جبیره را بنابر احتیاط واجب، مسح نماید، و اگر در محل مسح باشد، چنانچه جای سالم به مقدار واجب مسح آن طوری که در مسأله 332، اشاره شد، پیدا شود باید آنجا را مسح کرد، و اگر جبیره تمام محل مسح را گرفته و باز کردن آن و مسح کردن روی زخم ممکن نیست یا ضرر دارد، بنابر احتیاط روی جبیره را مسح کند و تیمم نیز بنماید.

اگر نمی شود جبیره را باز کرد ولی رساندن آب به زخم و مانند آن بدون مشقّت ممکن است و ضرر هم ندارد، چنانچه زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده (یعنی جبیره) پاک است، باید آب را به روی زخم از بالا به پائین طوری برساند که شسته شود.
و اگر زخم یا چیزی که روی آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب روی زخم ممکن است، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم به طوری که گفته شد، برساند.
و در این فرض که آب برای زخم ضرر ندارد، اگر رساندن آب به روی زخم ممکن نیست یا زخم نجس است و نمی شود آن را آب کشید، باید تیمّم بنماید.

اگر جبیره تمام صورت یا تمام یکی از دست ها یا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بنابر احتیاط باید وضوی جبیره ای بگیرد و تیمّم هم بنماید و اگر تمام اعضای وضو را گرفته باشد بعید نیست که وظیفه تیمّم باشد، ولی احتیاط این است که وضوی جبیره ای نیز ترک نشود.

اگر جبیره غصبی یا ظاهر آن نجس باشد، مسح بر آن درست نیست، ولی لازم نیست از جنس چیزهائی باشد که نماز در آنها جایز است، بلکه اگر از حریر یا از اجزاء حیوانی باشد که خوردن گوشت آن جایز نیست، مسح کردن بر آن نیز اشکال ندارد.

کسی که در کف دست و انگشت ها جبیره دارد، و در موقع وضو دست تر روی آن کشیده است، سر و پا را با همان رطوبت مسح کند.

اگر جبیره تمام پهنای روی پا را گرفته، ولی مقداری از طرف انگشتان و مقداری از طرف بالای پا باز است، باید جاهائی که باز است روی پا را و جائی که جبیره است روی جبیره را مسح کند.

اگر در صورت یا دست ها چند جبیره باشد، باید بین آنها را بشوید، و اگر جبیره ها در سر یا روی پاها باشد، باید بین آنها را مسح کند و در جاهائی که جبیره است، باید به دستور جبیره عمل نماید.

اگر جبیره بیشتر از معمول اطراف زخم و مانند آن را گرفته و برداشتن آن یا برداشتن مقدار اضافی آن بدون مشقّت ممکن نیست، چنانچه در جاهای تیمم جبیره نیست، تیمّم کند، وگرنه بنابر احتیاط باید بین وضو و تیمم جمع نماید،
و اگر برداشتن بدون مشقت ممکن است، ولی رساندن آب به زیر مقدار اضافی جبیره، برای زخم ضرر دارد، با همان جبیره وضو بگیرد و بنابر احتیاط واجب تیمم نیز بنماید، و در این فرض اگر رساندن آب، برای زخم ضرر ندارد، جبیره را بردارد، پس اگر همه جبیره را برداشت، چنانچه زخم در صورت و دست ها است، اطراف آن را بشوید و اگر در سر یا روی پاها است، اطراف آن را مسح کند و برای جای زخم به دستور جبیره عمل نماید،
و اگر مقدار اضافی جبیره را برداشت، زیر آن مقدار را بشوید یا اگر در جای مسح است مسح کند، و نسبت به باقی جبیره، به دستور جبیره عمل نماید.

اگر در جای وضو، زخم یا دُمل یا شکستگی نیست، ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد، باید تیمم کند.

اگر جائی از اعضای وضو را رگ زده است و به جهتی نمی تواند آن را آب بکشد؛ مثلاً خونش بند نمی آید، لازم است تیمّم کند، ولی اگر آب برای آن ضرر دارد، باید به دستور جبیره عمل نماید.

اگر در جای وضو یا غسل، چیزی چسبیده که مانع از رسیدن آب است و برداشتن آن ممکن نیست، یا به قدری مشقت دارد که نمی شود تحمّل کرد، چنانچه به یکی از اعضای تیمّم، مانع نچسبیده، وظیفه اش تیمّم است، وگرنه باید جمع کند بین وضو و تیمم، ولی اگر آن چیزی که چسبیده، دوا باشد حکم جبیره را دارد و تیمّم لازم نیست.

غسل جبیره ای مثل وضوی جبیره ای است، ولی بنابر احتیاط واجب باید آن را ترتیبی به جا آورد، و اظهر این است که اگر روی زخم یا دمل یا شکستگی بسته است باید غسل کند و روی جبیره را احتیاطاً مسح نماید، و اگر روی آنها باز است در زخم و دمل، مکلّف مخیر است بین غسل و تیمم و در صورتی که غسل را اختیار کرد، احتیاط مستحب آن است که پارچه پاکی روی آنها گذاشته روی پارچه را مسح کند. و در شکستگی که رویش باز است، یا رویش بسته است، ولی مسح روی جبیره ممکن نیست، لازم است تیمّم نماید.

کسی که وظیفۀ او تیمم است، اگر در بعضی از جاهای تیمّم او زخم یا دُمل یا شکستگی باشد، باید به دستور وضوی جبیره ای، تیمّم جبیره ای نماید.

کسی که باید با وضو یا غسل جبیره ای نماز بخواند، چنانچه می داند که تا آخر وقت عذر او برطرف نمی شود، یا از برطرف شدن عذرش تا آخر وقت مأیوس است، می تواند در اول وقت نماز بخواند، ولی اگر امید دارد که تا آخر وقت عذر او برطرف شود، اگر چه می تواند اول وقت نماز بخواند، ولی بهتر است صبر کند و چنانچه عذر او برطرف نشد در آخر وقت، نماز را با وضو یا غسل جبیره ای به جا آورد. و در صورتی که اول وقت نماز را خواند و تا آخر وقت عذرش برطرف شد، بنابر احتیاط وضو گرفته یا غسل کرده نماز را دوباره بخواند.

اگر انسان برای مرضی که در چشم او است موی چشم خود را بچسباند، باید تیمّم نماید.

کسی که نمی داند وظیفه اش تیمّم است یا وضوی جبیره ای بنابر احتیاط واجب باید هر دو را به جا آورد و بعد از برطرف شدن عذرش کارهائی را که شرطش وضو است، نمی تواند انجام دهد مگر این که دوباره وضو بگیرد.

نمازهائی که انسان با وضوی جبیره ای خوانده- چنانچه در حال خواندن آنها می  دانسته عذرش تا آخر وقت برطرف نمی شود، یا از برطرف شدن آن مأیوس بوده است-، صحیح است، ولی بعد از برطرف شدن عذرش برای نمازهای بعدی بنابر احتیاط واجب باید وضو بگیرد اگر چه وضوی جبیره ای هنوز باطل نشده باشد.

غسلهای زیر واجب هستند:
اول: غسل جنابت
دوم: غسل حیض
سوم: غسل نفاس
چهارم: غسل استحاضه
پنجم: غسل مس میت
ششم: غسل میت
هفتم: غسلی که به واسطه نذر و قسم و مانند اینها واجب می شود.

به دو چیز انسان جنب می شود
«اول» جماع
«دوم» بیرون آمدن منی- با یقین به منی بودنش- در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار، ولی در مورد زن اگر بی-شهوت بیرون آید، احتیاط واجب آن است که جمع کند بین وضو و غسل.

اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند که منی است یا بول، یا غیر اینها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده، و به جهت بیرون آمدن آن، بدن سُست شده، آن رطوبت حکم منی را دارد.
و اگر هیچیک از این سه نشانه یا بعضی از اینها را نداشته باشد، حکم منی را ندارد، ولی در زن، لازم نیست آن رطوبت با جستن بیرون آمده باشد. و در مریض اگر شهوت- ملازم با سستی بدن- پیدا شود و چنین رطوبتی از او بیرون آید حکم منی را دارد اگر چه موقع بیرون آمدن، جستن نداشته باشد و بدن سُست نشود.

اگر از مردی که مریض نیست آبی بیرون آید که یکی از سه نشانه ای که در مسأله پیش گفته شد را داشته باشد و نداند نشانه های دیگر را نیز داشته یا نه، چنانچه پیش از آمدن آب، وضو داشته، می تواند به همان وضو اکتفا کند، و اگر وضو نداشته، کافی است فقط وضو بگیرد و غسل بر او لازم نیست.
و اگر بعد از بول و استبراء از آن، آبی از او بیرون آید که می داند یا بول است، یا منی، چنانچه پیش از بیرون آمدن آن، وضو داشته، باید دوباره وضو بگیرد و غسل جنابت هم بکند و اگر وضو نداشته، باید وضو بگیرد و غسل لازم نیست.

مستحب است- ظاهراً- انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند، و اگر بول نکند و بعد از غسل، رطوبتی از او بیرون آید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، حکم منی را دارد.

اگر انسان با زن جماع کند و به اندازۀ ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چنانچه در قُبُل باشد هر دو جنب می شوند، خواه بالغ باشند یا نابالغ، منی بیرون بیاید یا نه، و همچنین است اگر در دُبُر باشد و منی بیرون آید، و اگر منی بیرون نیاید، احتیاط واجب آن است که جمع کنند بین وضو و غسل.

اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

اگر نعوذ بالله حیوانی را وطی کند؛ یعنی با او نزدیکی نماید و منی از او بیرون آید، باید غسل کند کفایت از وضو می کند. و اگر منی بیرون نیاید بنابر احتیاط هم وضو بگیرد و هم غسل کند، ولی اگر پیش از وطی، وضو داشته، احتیاطاً غسل کند و وضو لازم نیست.

اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید، یا انسان به وسیله ای از بیرون آمدن آن جلوگیری به عمل آورد،‌ یا شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست. 

کسی که همسرش پیش او است و آب برای غسل ندارد اگر تیمم برایش ممکن باشد، می تواند با همسرش نزدیکی کند، خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد یا پیش از آن. 

اگر در لباس یا بدن خود منی ببیند و بداند که از خود او است و برای آن غسل نکرده، باید غسل کرده و نمازهائی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده، دوباره بخواند، ولی نمازهائی را که احتمال می دهد پیش از بیرون آمدن آن خوانده لازم نیست قضا نماید.

نج چیز بر جنب حرام است 

«اول»: رساندن جائی از بدن خود به خط قرآن یا به اسم خدا- جل شأنه- به هر لغت که باشد، بلکه به صفات خاصّۀ او و اسم مبارک پیامبر اکرم (صلّی علیه و آله و سلّم) و سایر پیامبران و اسامی امامان (علیهم السلام) و اسم حضرت زهرا (سلام الله علیها)، نیز جائی از بدن خود را (به تفصیلی که در وضو در مسأله 325 گذشت) نرساند.

«دوم»: رفتن در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر(صلی علیه وآله و سلّم)، اگر چه از یک در، داخل و از در دیگر، خارج شود. 

«سوم»: توقف در مساجد دیگر، ولی اگر از یک در مسجد، داخل و از در دیگر، خارج شود و مسجد را راه عبور قرار دهد مانعی ندارد، و همچنین است بنابر احتیاط واجب حرم معصومین(علیهم السلام). 

«چهارم»: گذاشتن چیزی در مسجد اگر برای این کار داخل مسجد شود، و بنابر احتیاط واجب در حال عبور از مسجد یا از خارج آن هم چیزی در آن نگذارد. 

«پنجم» خواندن هر یک از آیه هائی که سجده واجب دارند، و آنها در چهار سوره هستند اول: سوره سی و دوّم قرآن (الم تنزیل) دوم: سوره چهل و یکم( حم سجده- فصلت-) سوّم: سوره پنجاه و سوّم (والنجم) چهارم سوره نود و ششم(اقرأ)و احتیاط آن است که آیه های دیگر، یا قسمتی از آیه های دیگر این سوره ها را نیز نخواند.

چند چیز بر جنب مکروه است:

«اول و دوّم»: خوردن و آشامیدن، ولی اگر وضو بگیرد، دیگر مکروه نیست و اگر تنها دست ها را بشوید کراهت فی الجمله برداشته می شود و بهتر از آن این است که دست ها و صورت را بشوید و مضمضه کند.

«سوم»: خواندن هفت آیه از سوره هائی که سجده ندارند.

«چهارم»: رساندن جائی از بدن به جلد و حاشیه و بین خط های قرآن.

«پنجم»: همراه داشتن قرآن.

«ششم»: خوابیدن، ولی اگر وضو بگیرد، یا به واسطه نداشتن آب، بدل از غسل تیمم کند، دیگر مکروه نیست. 

«هفتم»: خضاب کردن به حنا و مانند آن. 

«هشتم»: مالیدن روغن به بدن

«نهم»: جماع کردن بعد از آن که محتلم شده (یعنی در خواب منی از او بیرون آمده) و هنوز غسل نکرده.