اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو یا در حال وضو گرفتن آنجا را پاک کرده یا نه، چنانچه موقع وضو گرفتن ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضو بنابر احتیاط باطل است و اگر می داند ملتفت بوده یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه، وضو صحیح است و در هر صورت جائی را که نجس بوده برای نماز باید آب بکشد.

اگر در صورت یا دست ها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید، چنانچه آب برای آن ضرر ندارد می تواند به این طریق وضو بگیرد که بعد از شستن اجزای سالم آن عضو، با رعایت ترتیب، موضع زخم یا بریدگی را در آب کر یا جاری فرو برد یا زیر شیر آب بگیرد، و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، و دست خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پائیین به قصد وضو بکشد تا آب بر آن جاری شود و بعد قسمت پائین تر عضو را طوری بشوید که مسح با آب کف دست انجام شود نه با آب خارج از وضو.
شرط هفتم: آن که وقت برای وضو و نماز کافی باشد.

هر گاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید تیمّم کند، ولی اگر برای وضو و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.

کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمّم کند، اگر به قصد قربت، یا برای کار مستحبّی؛ مانند خواندن قرآن وضو بگیرد، صحیح است، و همچنین اگر برای خواندن همان نماز وضو بگیرد، مگر آن که قصد قربت به نحو صحیح برای او حاصل نشود.
شرط هشتم: آن که به قصد قربت و به حساب خدا وضو بگیرد؛ یعنی تمام افعال وضو را؛ مثلاً به قصد انجام فرمان خدا یا به جهت این که وضو پیش خدا محبوبیّت دارد، انجام دهد، و اگر قصد دیگری مانند خنک شدن داشته باشد، چنانچه تابع قصد وضو باشد نه دخیل در انجام آن اشکال ندارد.

لازم نیست نیّت وضو را به زبان بگوید، یا از قلب خود بگذراند، بلکه اگر انجام افعال آن به داعی الهی باشد کفایت می کند.
شرط نهم: آن که وضو را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد؛ یعنی اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید و بنابر احتیاط مسح پای چپ بعد از پای راست باشد.
شرط دهم: آن که کارهای وضورا پشت سرهم انجام دهد.

اگر بین کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی می خواهد جائی را بشوید یا مسح کند، رطوبت تمام جاهائی که پیش از آن شسته یا مسح کرده، خشک شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت عضو جلوتر خشک شده باشد؛ مثلاً موقعی که می-خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده و صورت تر باشد، وضو باطل نمی شود.

اگر کارهای وضو را پشت سرهم به جا آورد، ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت جاهای پیشین خشک شود، وضو باطل نمی شود.

راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر مثلاً صورت و دستها را در حال راه رفتن بشوید، یا بعد از شستن آنها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند، وضو باطل نمی شود.
«شرط یازدهم» آن که کارهای وضو را خود انسان- در صورت امکان- انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است.(ولی کمک گرفتن از دیگری درمقدمات وضو جایز است؛ مثلاً اگر کسی آب را در کف دست انسان بریزد، و انسان با آن آب وضو بگیرد، اشکال ندارد)

کسی که نمی تواند  خودش وضو بگیرد باید در کارهای وضو از دیگری کمک  بگیرد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که انسان بتواند و نسبت به وضع مالی او ضرر نباشد، باید بدهد، ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید و اگر نمی-تواند باید دیگری دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد، و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست انسان رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پاهای او را مسح کند. و در این صورت احتیاط آن است که مسح را هر دو نیت کنند، بلکه همچنین است نیت هر فعل وضو که کمک دهنده به جای انسان آن را انجام دهد.

هر كدام از كارهاي وضو را كه مي تواند به تنهائي انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
«شرط دوازدهم» آن كه استعمال آب براي او مانعي نداشته باشد.

کسی که می ترسد که اگر وضو بگیرد، مریض شود یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، صحیح است به جای وضو تیمّم کند، و اگر نداند آب برای او ضرر دارد و ترس ضرر هم نداشته باشد و وضو بگیرد، وضوی او صحیح است، اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته، ولی اگر ضرر به حدی بوده که شرعاً حرام است، وضویش محل اشکال  است.

اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، با همان مقدار کم وضو بگیرد و اگر با بیشتر از آن مقدار وضو گرفت صحت وضو بعید نیست، مگر این که ضرر در حدّ حرام شرعی باشد (و اگر مثلاً آب سرد ضرر دارد نه آب گرم، باید آب را گرم کرده، وضو بگیرد، و تا از این راه و نظیر آن وضو ممکن است، تیمم درست نیست.)
«شرط سیزدهم» آن که در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد.

اگر می داند چیزی به اعضاء وضو چسبیده، ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می کند یا نه، باید آن را برطرف کند، یا آب را به زیر آن برساند.

اگر زیر ناخن چرک باشد، وضو اشکال ندارد، ولی اگر ناخن را بگیرند و زیر چرک از ظاهر بدن شمرده شود، باید برای وضو آن چرک را- چنانچه از رسیدن آب جلوگیری نماید- برطرف کنند. و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است- و نمی گذارد آب به ظاهر بدن برسد- برطرف نمایند.

اگر پوست صورت و دست ها و جلوی سر و روی پاها به واسطه سوختن یا چیز دیگر، تاول زده برآمدگی پیدا کند، شستن و مسح روی آن کافی است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده، برساند ولی چنانچه پوستی که یک طرفش کنده شده، گاهی به بدن می چسبد و گاهی بلند می شود، باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.

اگر انسان شک کند که به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد مثل آن که بعد از گِل کاری یا رنگ کاری شک کند گِل یا رنگ به دست او چسبیده یا نه، احتیاط واجب آن است که وارسی کند یا طوری بشوید که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده، یا آب به زیر آن رسیده است.

اگر جائی را که باید در وضو شست یا مسح کرد، چرک باشد، ولی چرک آن مانع از رسیدن آب به بدن نباشد، اشکال ندارد و همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن چیز سفیدی که جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی نماید، بردست بماند، ولی اگر شک کند که با بودن آنها آب به بدن می رسد یا نه، باید آنها را برطرف کند.

اگر پیش از وضو بداند که در بعضی از اعضای وضو مانعی از رسیدن آب هست، و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال وضو ملتفت بوده، وضوی او صحیح است.

اگر در بعضی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می رسد، و گاهی نمی رسد، و انسان بعد از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده، احتیاط آن است که دوباره وضو بگیرد.

اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند  موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است، ولی اگر بداند که در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتیاط آن است که دوباره وضو بگیرد.

اگر بعد از وضو چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضاء وضو ببیند و شک کند وقت وضو  بوده یا نه، چنانچه احتمال بدهد در حال وضو ملتفت بوده است وضو صحیح است.

کسی که در کارهای وضو و شرائط آن مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن خیلی شک می کند، چنانچه به حد وسوسه برسد باید به شک خود اعتنا نکند.

اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می گذارد که وضویش باقیست، ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.

کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، در حکم کسی است که وضو نگرفته.

کسی که می داند وضو گرفته و حدثی هم از او سرزده؛ مثلاً بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده چنانچه پیش از نماز است باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است باید نماز را بشکند و وضو بگیرد،و اگر بعد از نماز است نمازی که خوانده صحیح است (و این بنابر احتیاط در صورتی است که احتمال بدهد در حال شروع به نماز، از رعایت شرائط غافل نبوده است)، ولی برای نمازهای بعد باید وضو بگیرد.

اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند که بعضی جاها را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت جاهائی که پیش از آن است به جهت طول مدّت خشک شده، باید دوباره وضو بگیرد، و اگر خشک نشده، یا به جهت گرمی هوا و مانند آن خشک شده، باید جایی را که نشسته یا مسح نکرده و اعضای بعد از آن را بشوید یا مسح کند. و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن جائی شک کند، باید به همین دستور عمل نماید.

اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نمازش صحیح است و این بنابر احتیاط در صورتی است که احتمال بدهد در حال شروع به نماز ملتفت حالش بوده، ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد.

اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و برای خواندن نماز باید وضو بگیرد.

اگر بعد از نماز بفهمد که وضوی او باطل شده ولی شک کند که قبل از نماز باطل شده یا بعد از نماز، نمازی که خوانده صحیح است ولی برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد.

اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می ریزد، یا نمی تواند از بیرون آمدن غائط خودداری کند، چنانچه می داند که از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو و نماز، یا وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا می کند، باید وضو و نماز را در آن مهلت انجام دهد، و چنانچه بول یا غائط بعد از آن مهلت در بین نماز خارج شد به دستور مسأله بعدی عمل کند و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب وضو و نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد، فقط کارهای واجب وضو و نماز را انجام دهد و کارهای مستحّب آنها را ترک کند، و اگر مهلت او فقط بمقدار کارهای واجب نماز است، باید در آن مهلت کارهای واجب نماز را انجام دهد و کارهای مستحب آن مانند اذان و اقامه، و قنوت را ترک نماید.

اگر به مقدار وضو و قسمتی از نماز مهلت پیدا نمی کند و در بین نماز چند دفعه غائط از او خارج می شود که وضو گرفتن بعد از هر دفعه برایش سخت نیست، احتیاط این است هر دفعه بعد از خارج شدن، فوراً طوری وضو بگیرد که از قبله خارج نشود و مبطل دیگری نیز پیش نیاید، و بقیه نماز را بخواند و چنانچه این کار صورت نماز یا موالات آن را به هم بزند یک بار دیگر همان نماز را با یک وضو بخواند و اگر در بین این نماز وضوی او باطل شد اعتنا نکند. و کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول خودداری کند و در بین نماز چند دفعه بول از او خارج می شود، ظاهراً نمازش با یک وضو که موقع شروع به نماز بگیرد صحیح است و دستور بالا دربارۀ او لازم نیست. اگرچه بهتر است او هم به همان دستور عمل کند.

کسی که بول یا غائط طوری پی درپی از او خارج می شود که وضو گرفتن بعد از هر دفعه در میان نماز برای او سخت است، احتیاط این است که برای هر نمازش یک وضو بگیرد، و این در صورتی است که بتواند قسمتی از نماز را با وضوئی که در اول آن گرفته، بخواند، اما اگر این ممکن نباشد یک وضو برای چندین نماز کافی است تا وقتی که بول، یا غائط یا حدث دیگر به طور متعارف از او سر بزند، ‌اگر چه بهتر است برای هر نماز یک وضو بگیرد، ولی برای سجده و تشهّد قضا شده و نماز احتیاط چنانچه میان آنها و نماز فاصله نیفتد، وضوی دیگر لازم نیست.

کسی که بول یا غائط طوری پی درپی از او خارج می شود که حتی قسمتی از نماز را نمی تواند با وضو بخواند لازم نیست بعد از وضو فوراً نماز بخواند اگر چه احتیاط مستحب این است که به نماز مبادرت کند.

کسی که بول یا غائط پی درپی از او خارج می شود، بعد از وضو احتیاط این است آنچه را که مسّ آن بر محدث حرام است مسّ نکند.

کسی که بول او قطره قطره می ریزد،‌باید به وسیله کیسه ای (که از رسیدن بول به جاهای دیگر جلوگیری بکند) خود را حفظ نماید، و احتیاط واجب آن است که پیش از هر نماز مخرج بول را به مقداری که نجس شده، آب بکشد و بنابر احتیاط مستحب کیسه را نیز که نجس شده پاک یا تعویض کند، ولی اگر نماز ظهر و عصر یا نماز مغرب و عشا را با هم بخواند، لازم نیست برای نماز عصر و عشا مخرج بول و کیسه را تطهیر نماید.
و نیز کسی که نمی تواند از بیرون آمدن غائط خودداری کند، چنانچه ممکن باشد باید به مقدار نماز، از رسیدن غائط به جاهای دیگر جلوگیری نماید و احتیاط واجب آن است که اگر مشقّت ندارد برای هر نماز مخرج غائط و جاهائی را که آلوده شده، آب بکشد.

کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، احتیاط آن است در صورتی که بدون ضرر و مشقت ممکن باشد، به کیفیتی از خارج شدن بول و غائط در حال نماز جلوگیری کند، و اگر مرض او به آسانی معالجه شود،بهتر است  خود را معالجه نماید.

کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول یا غائط خودداری کند، بعد از آنکه مرضش خوب شد، لازم نیست نمازهائی را که در وقت مرض مطابق وظیفه اش خوانده، قضا نماید، ولی اگر بعد از خواندن نماز، مرض او خوب شود و وقت همان نماز باقی باشد، باید آن نماز را دوباره در وقت بخواند.

اگر کسی مرضی دارد که نمی تواند از خارج شدن باد جلوگیری کند، باید به وظیفه کسانی که نمی توانند از بیرون آمدن غائط خودداری کنند، عمل نماید.

برای شش چیز باید وضو گرفت:
اول: برای نمازهای واجب غیر از نماز میت، و در نمازهای مستحب، وضو شرط صحّت است.
دوم: برای سجده فراموش شده و بنابر احتیاط تشهد فراموش شده و دو سجده سهوی که برای تشهد فراموش شده به جا می آورد. پس اگر بین نماز و هر کدام از آنها حدثی از او سرزد؛ مثلاً بول کرد، احتیاط آن است که زود وضو بگیرد و آن را انجام دهد و دوباره نماز را اعاده کند، ولی برای سجده سهو در سایر موارد واجب نیست وضو بگیرد، اگر چه بهتر است.
سوم: برای طواف واجب در حج یا عمره
چهارم: اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد.  
پنجم: اگر نذر کرده باشد که جائی از بدن خود را به خط قرآن برساند در صورتی که این عمل رجحان داشته باشد؛ مثلاً نذر کند خط قرآن را ببوسد.
ششم: برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده، یا برای بیرون آوردن آن از محلّی که ماندنش در آن جا هتک شمرده می شود، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو  بی احترامی به قرآن باشد، باید بدون این که وضو بگیرد قرآن را از آن محلّ، بیرون آورد یا اگر نجس است آب بکشد و تا جائی که می تواند از رسیدن بدنش به خطّ قرآن خودداری کند.

مسّ نمودن خطّ قرآن؛ یعنی رساندن جائی از بدن به خطّ قرآن برای کسی که وظیفه اش برای تحصیل طهارت وضو گرفتن است و وضو ندارد حرام است و همچنین است رساندن موی خفیف که از توابع بشره شمرده می شود. ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مسّ خطّ آن اشکال ندارد.