اگر انگور، كشمش، خرما يا مانند اينها نجس شده باشد سركه اي كه از آنها درست كنند، نجس است.

گر پوشال ریز انگور، کشمش یا خرما داخل آنها باشد و سرکه بریزند اشکالی ندارد. بلکه ریختن خیار و بادمجان و مانند اینها در آن، اگر چه پیش از سرکه شدن باشد، نیز مانعی ندارد، مگر این که در آن حال مست کننده باشد.

آب انگوری که به آتش یا به خودی خود جوش بیاید حرام می شود و اگر آن قدر به آتش بجوشد که ثلثان شود؛ یعنی دو قسمت آن کم شود و یک قسمت آن بماند حلال می شود و در مسأله(114) گذشت که آب انگور با جوش آمدن نجس نمی شود.

اگر دو قسمت آب انگور بدون جوش آمدن کم شود، چنانچه باقیماندة آن جوش بیاید حرام است.

آب انگوری که معلوم نیست جوش آمده یا نه ، حلال است ولی اگر جوش بیاید تا انسان یقین نکند که دو سوّم آن به آتش کم شده حلال نمی شود.

اگر مثلاً در یک خوشۀ غوره ، تعدادی دانه های انگور باشد چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می شود ، آب انگور نگویند ، اگر چه بجوشد پاک و خوردن آن حلال است .

اگر یک یا چند دانه انگور در چیزی که با آتش می جوشد، بیفتد و بجوشد، چنانچه مستهلک شود خوردن آن چیز اشکالی ندارد و اگر مستهلک نشود فقط خوردن آن دانه ها حرام است.

اگر بخواهند در چند دیگ شیره بپزند، جایز است کفگیری را که در دیگ جوش آمده زده اند، در دیگی که جوش نیامده، یا جوش آمده و ثلثان شده، بزنند.

چیزی که معلوم نیست غوره است یا انگور، اگر جوش بیاید حلال است.

اگر خون بدن انسان یا خون حیوانی که خون جهنده دارد؛ یعنی وقتی رگ آن را ببرند، خون از آن جستن می کند، به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد برود و در نظر عرف خون بدن آن حیوان حساب شود پاک می گردد و این را انتقال گویند، پس خونی که مثلاً پشه از بدن انسان می مکد چنانچه جزء بدن پشه حساب شود، پاک است.
و همچنین سایر نجاسات همین که در نظر عرف جزء بدن حیوانی شمرده شد که به  او منتقل شده، حکم اجزاء آن حیوان را پیدا می کند، ولی خونی که زالو از انسان می مکد، چون به آن، خون زالو گفته نمی شود و می گویند خون انسان است که در بدن زالو رفته، نجس می باشد.

اگر کسی پشه ای را که به بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده، خونی است که تازه از او مکیده یا از خود پشه می باشد، آن خون پاک است و همچنین است اگر بداند از او مکیده ولی جزء بدن پشه حساب شود، امّا اگر فاصله بین مکیدن خون و کشتن پشه به  قدری کم باشد که بگویند خون انسان است، یا معلوم نباشد که به آن خون پشه می گویند یا خون انسان، آن خون نجس می باشد.

اهل کتاب (یهود و نصاری) ذاتا پاک می باشند چنانکه در مسألۀ 107 گذشت، امّا کافر غیر کتابی اگر شهادتین بگوید؛ یعنی به یگانگی خدا و نبوّت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله و سلّم به هر لغتی که معنایش را می فهمد، شهادت بدهد، مسلمان می شود و بدن و آب دهان و بینی و عرق او پاک می گردد، ولی اگر موقع مسلمان شدن عین نجاست به بدن او بوده، باید آن را بر طرف کند و جایش را آب بکشد، بلکه اگر پیش از مسلمان شدن عین نجاست بر طرف شده باشد، احتیاط واجب آن  است جای آن را آب بکشد.

اگر موقعی که کافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است، بلکه اگر در بدن او باشد هم بنابر احتیاط واجب از آن اجتناب کند.

اگر کافر شهادتین را بگوید و انسان نداند قلباً مسلمان شده است یا نه، پاک است، همچنین است اگر بدانیم قلباً مسلمان نشده، ولی چیزی که منافی با اظهار شهادتین است،از او سر نزند.

 تبعیّت آن است که چیز نجسی به  واسطۀ پاک شدن چیز دیگر پاک شود.

اگر شراب سرکه شود، ظرف آن هم تا جائی که شراب موقع جوش آمدن به آنجا رسیده پاک می شود، و پارچه و چیزی هم که معمولاً روی آن می گذارند اگر به آن رطوبت نجس شود، پاک می گردد، ولی اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شود، احتیاط واجب آن است که بعد از سرکه شدن شراب از آن اجتناب کنند.

بچه کافر به تبعیّت در دو مورد پاک می شود:
1- اگر کافری(مرد یا زن) مسلمان شود بچّه او در پاکی تابع اوست
و همچنین اگر جدّ بچّه یا جدّۀ او مسلمان شود.
2- بچّه کافری که به دست مسلمانی اسیر گردد و پدر یا یکی از اجداد او همراهش نباشد.
و در این دو مورد پاکی بچّه به تبعیّت، مشروط به این است که بچّه در صورت ممیّز بودن اظهار کفر ننماید.

تخته یا سنگی که روی آن میّت را غسل می دهند، و پارچه ای که با آن عورت میّت را می پوشانند، و دست کسی که او را غسل می دهد، تمام این چیزها که با میّت شسته شده است، بعد از تمام شدن غسل، پاک می شود.

اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل آب بکشند و با فشار دادن یا نظیر آن، آبی که با آن شسته شده، به  اندازه معمول جدا شود، آبی که در آن می ماند پاک است.

اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون، یا متنجّس مثل آب نجس، آلوده شود، با بر طرف شدن آنها بدن آن حیوان پاک می شود. و همچنین است باطن بدن انسان مثل توی دهان و بینی؛ مثلاً اگر خونی از لای دندان بیرون آید و در آب دهان حلّ شده از بین برود، داخل دهان پاک است و آب کشیدن آن لازم نیست، ولی اگر در دهان، دندان مصنوعی باشد و خون به آن برسد، بنا بر احتیاط باید آن را آب بکشند.

اگر غذا در دهان یا لای دندانها باقی مانده باشد و داخل دهان خون بیاید، چنانچه انسان نداند خون به غذا رسیده، آن غذا پاک است، و اگر خون به آن برسد بنابر احتیاط نجس می شود.

مقداری از لب ها و پلک چشم را که موقع بستن، روی هم می آید، و نیز جائی را که انسان نمی داند از ظاهر بدن است یا از باطن آن، اگر با نجاست ملاقات کند، بنا بر احتیاط باید آب بکشد.

اگر گرد و غبار نجس به لباس و فرش و مانند آن بنشیند حکم آن در صورت های زیر بیان می شود:

1- اگر گرد و غبار و محلّ نشستن آن، یا یکی از آنها تر باشد محلّ نجس می شود.

 2- اگر هر دو خشک باشند نجس نمی شود.

3- اگر یکی از آنها، یا هردو رطوبت داشته باشد، امّا سرایت کننده نباشد یا ندانیم سرایت کننده است یا نه نجس نمی شود.

4- اگر آن محلّ را تکان دهیم و گردو غبارش بریزد، و دیگر یقین نداشته باشیم که گرد و غبار نجس باقی است، چیزی که با محلّ ملاقات کند نجس نمی شود، هرچند با رطوبت سرایت کننده، باشد.

بول و غائط حیوانی که به  خوردن نجاست انسان عادت کرده، نجس و گوشت آن حرام است و اگر بخواهند پاک و حلال شود باید آن را استبراء کنند؛ یعنی نگذارند نجاست بخورد و غذای پاک به  آن بدهند (تا مدّ تی که دیگر به آن نجاستخوار گفته نشود). و بنا بر احتیاط واجب شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بیست روز و گوسفند را ده روز و مرغابی را پنج روز و مرغ خانگی را سه روز، از خوردن نجاست جلو گیری کنند و اگر بعد از این مدّت باز هم نجاستخوار به آنها گفته شود، جلوگیری را ادامه دهند تا مدّتی که دیگر نجاستخوار گفته نشود.

اگر انسان یقین یا اطمینان پیدا کند چیزی که نجس بوده، پاک شده است، یا دو عادل پاک شدن آن را خبر دهند، آن چیز پاک است و همچنین است اگر کسی که چیز نجس در اختیار اوست بگوید آن چیز پاک شده، و متهم هم نباشد، یا مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه، و بعید نیست با خبر دادن یک نفر عادل یا شخص موثّق نیز، پاکی آن چیز ثابت شود.

تذکّر: در صورتی که دو عادل، یا یک عادل یا موثّق، بگوید چیزی که نجس بود، پاک شده، اگر ما بدانیم آنچه که آنها سبب پاک شدن آن چیز دانسته اند، در نظر ما(به حسب اجتهاد یا تقلیدمان) سبب پاک شدن نیست؛ مثلاً بدن یا لباس کسی به بول، نجس شده بود و آنها خبر دادند که پاک شده، چنانچه آنها بگویند یا ما بدانیم خبر دادنشان به این سبب بوده که دیده اند آن بدن یا لباس یک بار به آب کرّ شسته شده، و نظر ما این باشد که باید دو بار در کرّ شسته شود، در این صورت نباید به شهادت آنها ترتیب اثر بدهیم.

کسی که وکیل شده است لباس انسان را آب بکشد، اگر بگوید آب کشیدم، چنانچه شخص موثّق باشد، یا انسان از گفته او اطمینان پیدا کند، یا لباس در اختیار او باشد و متّهم به بی مبالاتی در طهارت و نجاست نباشد، آن لباس پاک است.

کسی که حالت وسوسه دارد و در آب  کشیدن معمولی چیز نجس، یقین یا اطمینان به پاکی پیدا نمی کند، می تواند به همان نحوی که افراد متعارف آب می کشند، اکتفاء نماید اگر چه برای او یقین یا اطمینان پیدا نشود.

هر گاه حیوانی را مطابق دستور شرع سرببرند، پس از خارج شدن خون به مقدار متعارف، خونی که داخل بدن حیوان می ماند، به تفصیلی که در مسألۀ (98) گذشت، پاک است.

حکم سابق اختصاص به حیوان حلال گوشت دارد و در حرام گوشت جاری نیست.

ظرفی که از پوست سگ یا خوک یا مردار ساخته شده است، آشامیدن و خوردن چیزی از آن در صورتی که رطوبتی موجب نجاست آن شده باشد حرام است، و نباید آن ظرف را در وضو و غسل و کارهائی که باید با چیز پاک انجام داد، استعمال کنند، و احتیاط مستحب آن است که چرم سگ و خوک و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد استعمال نکنند.

خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره، بلکه بنابر احتیاط واجب مطلق استعمال آنها حرام است، ولی نگاه داشتن آنها و استفاده از آنها برای زینت نمودن اطاق و مانند آن حرام نیست اگر چه احتیاط در ترک است و همچنین است ساختن ظرف طلا و نقره و خرید و فروش آنها برای زینت نمودن یا نگاه داشتن.

گیره استکان که از طلا یا نقره ساخته شده، اگر بعد از برداشتن استکان، ظرف به آن گفته شود، حکمش همان است که در مسأله234 گذشت و اگر ظرف گفته نشود، استعمال آن مانعی ندارد.

استعمال ظرفی که روی آن را آب طلا یا آب نقره داده اند اشکال ندارد.

اگر فلزّی را با طلا و نقره، مخلوط کنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلزّ زیاد باشد که ظرف طلا، یا نقره، به آن نگویند، استعمال آن مانعی ندارد.

اگر انسان غذائی را که در ظرف طلا، یا نقره است،به قصد اینکه از غذا خوردن در ان ظرف که حرام است اجتناب کند  در ظرف دیگری از غیر طلا و نقره بریزد، خوردن از ظرف دوّم اشکال ندارد مگر در صورتی که در نظر عرف، ظرف دوّم، واسطه خوردن از ظرف اوّل شمرده شود؛ مثلاً اگر سوپ را از سوپ خوری طلا به بشقاب چینی بریزد و بخورد، یا چای را از فنجان طلا به نعلبکی چینی بریزد و بخورد، حرام است، ولی اگر ازفنجان طلا به فنجان چینی به قصدی که گفته شد  بریزد، خوردن از فنجان چینی مانعی ندارد.

استعمال بادگیر قلیان، غلاف شمشیر، کارد و قاب قرآن اگر از طلا یا نقره باشد، اشکال ندارد، ولی احتیاط مستحب آن است عطر دان و سرمه دان   طلا و نقره و مانند اینها را استعمال نکنند.

خوردن و آشامیدن از ظرف طلا، یا نقره در حال ناچاری به مقدار رفع ضرورت، اشکال ندارد، ولی زیاده بر این مقدار، جایز نیست.

استعمال ظرفی که معلوم نیست از طلا یا نقره است، یا از چیز دیگر، اشکال ندارد.

در وضو واجب است صورت و دست ها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند.

صورت را از بالای پیشانی- جائی که موی سر می روید- تا آخر چانه، و از نظر پهنا به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می گیرد، باید شست. و اگر مختصری از این مقدار را نشویند، وضو باطل است، و اگر انسان یقین نکند که این مقدار کاملاً شسته شده، باید برای یقین کردن، کمی اطراف آن را هم بشوید.