اگر بخواهند لباس و بدن را که به بول نجس شده، با آب قلیل آب بکشند دو بار باید بشویند بلکه احتیاط واجب در هر چیزی که به بول نجس شده، همین است، پس چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، در صورتی که بول در آن چیز نمانده  باشد، یک مرتبه دیگر که آب روی آن بریزند، پاک می شود و در شستن لباس و فرش و مانند اینها با آب قلیل، در هر دفعه باید کمی فشار دهند تا غساله آن بیرون آید( و غساله آبی است که معمولاً در وقت شستن و بعد از آن از چیزی که شسته می شود، خود به خود یا به وسیله فشار و مانند آن بیرون می ریزد)

اگر چیزی به بول پسر شیرخواری که غذا خور نشده، نجس شود، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد، پاک می شود، ولی احتیاط مستحب آن است که یک مرتبۀ دیگر هم آب بریزند و در لباس و فرش و مانند اینها فشار لازم نیست.

اگر چیزی به غیر بول نجس شود، در شستن آن با آب قلیل چنانچه با برطرف کردن نجاست، یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، پاک می گردد، ولی لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید (لازم به ذکر است که این مسئله شامل ظرفهائی که طرز شستن آنها در مسأله های 151 تا 154 گذشت، نمی باشد)

اگر حصیر نجس را که با نخ بافته شده، در آب کرّ یا جاری فرو برند، با بر طرف شدن عین نجاست پاک می شود و اگر آب مطلق به باطن آن برسد باطنش نیز پاک می شود.

اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اینها نجس شود، با آب قلیل یا فرو بردن در کرّ یا جاری و یا گرفتن زیر شیر آب پاک می شود، ولی اگر به باطن آنها نجاست سرایت کند تطهیر آنها مثل تطهیر کوزه نجس است که در مسئله" 155" گذشت.

اگر انسان شک کند که آب نجس به باطن چیزی (مثلاً صابون) رسیده یا نه، باطن آن پاک است.

اگر ظاهر برنج و گوشت یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد، چنانچه آن را در کاسه و مانند آن بگذارند و سه مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند، پاک می شود، و آن ظرف هم پاک می گردد ولی اگر بخواهند لباس یا چیزی را که فشار لازم دارد، در ظرفی بگذارند و آب بکشند، باید در هر دفعه که آب روی آن می ریزند کمی آن را فشار دهند و ظرف را کج کنند یا طوری کنند که غساله ای که در آن جمع شده بیرون بریزد.

لباس نجسی را که به نیل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب کرّ یا جاری فرو برند، و آب پیش از آنکه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد و لحظه ای لباس را در آب نگهدارند تا آبی که نخست در آن نفوذ کرده، کمی خارج، یعنی با آب های دیگر جابجا شود، لباس پاک می شود اگر چه موقع فشار دادن، آب مضاف یا رنگین از آن بیرون آید، و اگر با آب قلیل بشویند، چنانچه موقع فشار دادن آب مضاف از آن بیرون نیاید پاک می شود.

اگر لباسی را در کرّ یا جاری آب بکشند و بعد مثلاً لجن آب در آن ببینند، چنانچه احتمال ندهند که جلوگیری از رسیدن آب کرده، آن لباس پاک است.

اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، خرده گل یا اشنان و مانند اینها در آن دیده شود پاک است چنانکه لباس هم پاک است( مگر احتمال بدهیم که این چیزها از رسیدن آب به لباس جلوگیری کرده) ولی اگر آب نجس به باطن گل یا اشنان رسیده باشد، ظاهر آنها پاک و باطن آنها نجس است.

هر چیز نجس، تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند، پاک نمی شود، ولی اگر بو یا رنگ یا آثار دیگر نجاست در آن مانده باشد، اشکال ندارد مگر اینکه به واسطه ماندن این آثار یقین کنند یا احتمال دهند که ذره های نجاست (که در نظر عرف نجاست شمرده شود) در آن چیز مانده است. پس اگر مثلاً خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند، پاک است.

اگر نجاست بدن را در آب کرّ یا جاری یا زیر شیر آب بر طرف کنند بدن پاک می شود و بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست.  
     ولی اگر بدن به بول نجس شده باشد در کرّ هم بنابر احتیاط باید دو مرتبه شسته شود.

اگر غذای نجس در لای دندانها مانده، چنانجه آب در دهان بگردانند و به تمام اطراف آن برسد ظاهر آن پاک می شود و در جائی که تعدّد لازم است باید رعایت شود.

اگر موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند لازم نیست  فشار دهند؛ زیرا غساله آن خود به خود جدا می شود، ولی چنانچه مو انبوه باشد، بنابر احتیاط باید کمی فشار دهند، که غساله به مقدار  متعارف خارج شود.

اگر جائی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند، اطراف متصل به آن که معمولاً موقع آب کشیدن، آب به آنها سرایت می کند، لازم نیست جدا گانه شسته شود، بلکه محل نجس و اطراف، با هم که آب کشیده شوند همگی پاک می شوند، و همچنین است اگر چیز پاکی را پهلوی چیز نجس بگذارند و روی هر دو آب بریزند، پس اگر برای آب کشیدن یک انگشت  نجس،  روی همه انگشتها آب بریزند و آب از انگشت نجس رد شده به  همه آنها برسد و از آنها جدا شود، با پاک شدن انگشت نجس تمام  انگشتها پاک می شود.

گوشت و دنبه ای که نجس شده؛ مثل چیزهای دیگر آب کشیده می شود. و همچنین است  اگر بدن یا لباس یا مانند اینها، چربی کمی داشته باشد که از رسیدن آب به آنها جلوگیری نکند.
(مراد آن مقدار چربی است که در نظر عرف جرم شمرده نمی شود که از رسیدن آب جلوگیری کند).

اگر چیزی(مانند ظرف یا بدن یا لباس) نجس باشد و بعد طوری چرب شود که از رسیدن آب به  آن چیز جلوگیری بکند، برای آب کشیدن آن، باید چربی را برطرف کنند تا آب به آن برسد.

چیز نجسی که عین  نجاست در آن نیست، اگر زیر شیری که متصل به کرّ است یک  دفعه بشویند پاک می شود و اگر عین نجاست در آن باشد چنانچه با ریختن آب شیر یا به  وسیلۀ دیگر بر طرف شود و آبی که از آن چیز می ریزد، بو یا رنگ یا مزۀ نجاست نگرفته باشد، با آب شیر پاک می شود، امّا  اگر بو یا رنگ یا مزۀ نجاست گرفته باشد، باید به  قدری  آب شیر روی آن بریزند تا در آبی که از آن جدا می شود، بو یا رنگ یا مزۀ نجاست نباشد.

اگر چيزي را آب بكشد و يقين كند پاك شده، و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن برطرف كرده يا نه، احتياط واجب آن است كه دوباره آن را آب بكشد و يقين كند عين نجاست بر طرف شده است.

زميني كه آب در آن  فرو مي رود؛ مثل زميني كه روي آن شن يا ريگ باشد، اگر نجس شود با آب قليل نیز پاك مي شود.

زمین سنگ فرش و آجر فرش و زمین سختی که آب در آن فرو نمی رود اگر نجس شود با آب  قلیل پاک می گردد، ولی باید به  قدری آب روی آن بریزند که جاری شود و چنانچه آبی که روی آن ریخته اند از سوراخی بیرون رود همۀ زمین پاک می شود و اگر بیرون نرود جائی که آبها جمع می شود، وقتی پاک می شود، که آب جمع شده را در هر مرتبه با پارچه یا چیز دیگری بگیرند.

اگر ظاهر نمک سنگ و مانند آن نجس شود، با آب قلیل هم پاک می شود.

اگر شكر آب شده نجس را قند بسازند و در آب كرَ يا جاري بگذارند، پاك نمي شود.

زمين با چهار شرط، كف پا و ته كفش نجس را پاك مي كند.
اوّل: آن كه زمين بنابر احتياط واجب پاك باشد.
دوم: آن كه بنابراحتياط واجب خشک باشد (خشك بودن عرفي كافي است).
سوم: آن كه نجاست از زمين و به واسطۀ راه رفتن درآن حاصل -شده باشد.
چهارم: آن كه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجّس مثل گِلي كه نجس شده، در كف پا و ته كفش باشد، بر طرف شود و بنابراحتياط بايد به واسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين بر طرف شود نه به سبب ديگر.
 و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا شن يا آجر فرش و مانند اينها باشد و راه رفتن روي فرش و حصير و سبزه و مانند اينها كافي نيست.
 

پاک شدن کف پا و ته کفش، به  واسطه راه رفتن روی زمینی که با چوب فرش شده یا آسفالتی که روی ماسه های آن  را قیر پوشانده، محل اشکال است.

برای پاک شدن کف پا یا ته کفش، بهتر  است مقدار پانزده ذراع یا در حدود آن، راه بروند، اگر چه به کمتر از این مقدار، نجاست برطرف شود(پانزده ذراع تقریباً هفت متر است).

لازم نیست کف پا و ته کفش نجس، تر باشد، بلکه اگر خشک هم باشد به راه رفتن پاک می شود.

با پاک شدن کف پا و ته کفش نجس، به  راه رفتن، مقداری از اطراف آن هم که معمولاً با راه رفتن روی زمین نجس به خاک و گِل آلوده می شود، با شرائط ذکر شده در مسأله (184)، پاک می گردد.

کسی که با دست و زانو راه می رود، اگر کف دست یا زانوی او نجس شود، پاک شدن آن با راه رفتن محلّ اشکال است و همچنین است ته عصا و ته پای مصنوعی و نعل چهار پایان و چرخ اتومبیل و درشکه و مانند اینها.

اگر بعد از راه رفتن، بو یا رنگ یا ذرّه های کوچکی از نجاست که دیده نمی-شود، در کف پا یا ته کفش بماند، اشکال ندارد. اگر چه احتیاط مستحب آن است به قدری راه بروند که آن ذرّه ها هم بر طرف شود.

توي كفش به واسطة راه رفتن پاك نمي شود و پاك شدن كف جوراب به واسطة راه رفتن محلّ اشكال است

آفتاب زمين و پشت بام و هر مکانی در ساختمان و مانند آن را با پنج شرط پاك مي كند
اوّل: آن كه محلّ نجس به طوري تر باشد كه اگر چيز ديگري به آن برسد، تر شود. پس اگر خشك باشد، بايد به وسیله اي آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.
دوم: آن كه اگر عين نجاست در آن باشد، تا محل نجس شروع به خشك شدن به تابش آفتاب نكرده، آن را برطرف كنند ولي برطرف كردن بول لازم نيست.
سوم: آن كه چيزي از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند، پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و محلّ نجس را خشك كند، پاك نمي شود، ولي اگر ابر به قدري نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند، اشكال ندارد.
چهارم: آن كه آفتاب به تنهائي محلّ نجس را خشك كند، پس اگر محلّ نجس را مثلاً باد و آفتاب هر دو خشك كنند، پاك نمي - گردد، ولي اگر باد كم باشد و عرف خشك شدن محلّ نجس را تنها به آفتاب بداند، اشكال ندارد.
پنجم: آن كه اگر نجاست مقداري به درون زمين يا محلّ نجس فرو رفته، آفتاب آن مقدار را در يك تابش خشك كند. پس اگر يك مرتبه به محلّ نجس بتابد و روي آن را خشك كند و دفعه ديگر بتابد و زير آن را خشك نمايد، فقط روي آن پاك مي شود و زير آن نجس مي ماند.

آفتاب حصیر نجس را پاک نمی کند، و پاک شدن درخت و گیاه  و مانند اینها به واسطه آفتاب محلّ اشکال است.

اگر آفتاب به زمین نجس بتابد، بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه، یا تری آن به واسطة آفتاب خشک شده یا نه، آن زمین نجس است و همچنین است اگر شک کند که عین نجاست،( به گونه ای که در مسأله192 گذشت) از آن بر طرف شده یا نه، و اگر شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بوده یا نه، پاک شدن، محلّ اشکال است.

پاک شدن در و پنجره  و مانند آن به واسطة تابش آفتاب محلّ اشکال است.

اگر جنس چیز نجس عوض شود و به صورت چیز پاکی در آید- به طوری که عرف بگوید حقیقتی به حقیقت دیگر تبدیل شده است- پاک می شود و می گویند استحاله شده است؛ مثل آن که چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد، یا سگ در نمک زار فرو رود و مبدّل به نمک شود ، ولی اگر حقیقت آن عوض نشود و تنها صفت تغییر کند؛ مثل آن که گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند، پاک نمی شود.

کوزه گِلی و مانند آن که از گِل نجس ساخته شده، نجس است و از زغالی که از چوب نجس درست شده، بنابر احتیاط باید اجتناب نمایند.

چیز نجسی که معلوم نیست جنس آن- به صورت ذکر شده در مسأله196- عوض شده یا نه، نجس است.

اگر شراب به خودي خود يا به واسطة ريختن چيزي؛ مثل سركه و نمك در آن، سركه شود، پاك مي گردد.

شرابي كه از انگور و مانند آن كه نجس شده، درست كنند، به سركه شدن پاك نمي شود، بلكه اگر نجاستي از خارج به شراب برسد، احتياط واجب آن است كه بعد از سركه شدن هم از آن اجتناب كنند.