استطاعت و احکام آن

کسی که در زندگی مناسب حال خود، خانه ملکی لازم دارد و بدون آن رفع احتیاجش نمی شود، هنگامی حجّ بر او واجب است که خانه یا پول خرید آن را هم داشته باشد. 

اگر زن مالی دارد که می تواند با آن حجّ برود ولی بعد از بازگشت خودش مالی ندارد و شوهرش هم یا فقیر است یا به جهت دیگر مخارج او را تأمین نمی کند و باید به سختی زندگی کند ، حجّ بر او واجب نیست. 

کسی که خودش مخارج رفتن به حجّ را ندارد، چنانچه دیگری به او بگوید حجّ بجا بیاور من مخارج حجّ تو و مخارج عیالات ترا در مدتی که در سفر حجّ هستی می پردازم در صورتی که احتمال عقلائی بدهد که او مخارج را می پردازد حجّ رفتن بر او با داشتن سایر شرائط واجب می شود. 

اگر مخارج رفتن به حجّ و برگشتن و مصارف عیالات کسی را در این مدّت به او ببخشند که حجّ انجام دهد، باید قبول کند و حجّ براو واجب می شود اگر چه قرض داشته باشد و بعد از بازگشت هم مالی که بتواند با آن زندگی کند نداشته باشد، ولی اگر حجّ رفتن سبب شود که نتواند قرض خود را در موقعش ادا نماید یا در ادارۀ زندگی به مشقّت بیفتد مثل این که کسب و وسیله معاش او منحصر به موسم حجّ باشد و با سفر به مکه تعطیل شود  حجّ بر او واجب نیست. 

اگر مخارج رفت و برگشت حجّ و مخارج عیالات کسی را در این مدت در اختیار او بگذارند که حجّ انجام دهد  هر چند ملک او نکنند  حجّ بر او واجب می شود.

اگر به کسی که استطاعت ندارد مالی را بدهند به این شرط که در سفر حجّ به صاحب آن مال یا به کاروان خدمت کند تا به این صورت حجّ خود را بجا آورد، واحب نیست قبول کند و حجّ بر او واجب نمی شود. 

اگر مالی را به کسی بدهند و حجّ بر او واجب شود، چنانچه حجّ را انجام دهد، بار دیگر بر او واجب نیست هر چند خودش استطاعت مالی پیدا کند. 

اگر برای تجارت یا کار دیگری مثلاً تا جدهّ برود و مالی بدست آورد که با آن بتواند از آن جا به مکه رود حجّ بر او واجب است و کفایت از حجّةالاسلام می کند، بنابراین اگر بعداً مالی پیدا کند که بتواند از وطن خود به مکه رود دوباره حجّ واجب نمی شود. 

اگر انسان اجیر شود که خودش (مباشرتاً) از طرف کسی دیگر حجّ انجام دهد، چنانچه خودش نرود و دیگری را بفرستد، باید از کسی که او را اجیر کرده اجازه بگیرد. 

اگر کسی مستطیع شود و مکه نرود و از استطاعت بیفتد ، باید بعداً به هر طریقی اگر چه به زحمت باشد حجّ انجام دهد؛ مثلا ً چنانچه کسی او را برای حجّ اجیر کند باید با اجرتی که از او گرفته به مکه رود، و در صورتی که اجیر کننده راضی باشد سال اول برای خودش و سال بعد برای اجیر کننده حجّ انجام دهد و اگر راضی نباشد حج او را سال اول بجا آورد و تا سال بعد در مکه بماند و برای خودش حج انجام دهد.

کسی که مستطیع است لازم نیست از مال خودش برای حجّ هزینه کند بلکه اگر دیگری مخارج حجّ او را بدهد، یا اجیر شود که در سفر حجّ برای اجیر کننده یا کاروان خدمت کند و به این صورت حجّ خود را بجا آورد، یا به طریق دیگر حجّ انجام دهد، کفایت می کند و حجّة الاسلام محسوب می شود. 

اگر کسی که از هر جهت مستطیع است، حجّ بجا نیاورد سپس به واسطۀ پیری یا بیماری و مانند آن نتواند حجّ انجام دهد و از این که بعداً توانائی پیدا کند نیز ناامید باشد، باید شخص دیگری را از طرف خود به حجّ بفرستد و چنانچه بعداً توانائی پیدا کرد خودش نیز حجّ انجام دهد، بلکه اگر کسی فقط قدرت مالی برای حجّ پیدا کند، ولی توانائی جسمانی نداشته باشد و ناامید از پیداکردن توانائی باشد، بنابراحتیاط واجب باید کسی را بفرستد که از طرف او حجّ انجام دهد و در هر دو صورت چنانچه منوب عنه مرد است بنابر احتیاط کسی را نایب بفرستد که تا آن موقع حجّ نرفته باشد. 

کسی که اجیر شده برای دیگری حجّ انجام دهد باید طواف نساء را نیز از طرف او بجا آورد، ولی احتیاط آن است که در طواف نساء و نماز آن نیّت ما فی الذّمه کند  و اگر بجا نیاورد زن بر آن اجیر حرام می شود و چنانچه اجیر زن باشد مرد بر او حرام خواهد بود. 

اگر طواف نساء را فراموش کند یا به طور صحیح انجام ندهد چنانچه بعد از چند روز یا در راه بازگشت متوجه شود و برگردد و بجا آورد صحیح است و در صورت فراموشی اگر به وطن برگردد و دوباره مکه رفتن برایش ممکن نباشد، یا مشقّت داشته باشد باید نایب بفرستد و تا خودش یا نایبش طواف نساء و نماز آن را درست انجام نداده، زن (یا مرد) بر او حلال نمی شود.