نیّت زکات

انسان باید زکات را به قصد قربت بپردازد (معنای قصد قربت در شرط هشتم از شرائط صحت وضو گذشت)، و در نیّت معین کند که زکاتِ مال است یا زکاتِ فطره، ولی اگر زکات گندم و جو و اموال دیگری بر او باشد، لازم نیست معین کند چیزی را که می دهد زکات کدام است.

 کسی که زکات چند مال بر او واجب است اگر مقداری زکات بدهد و در نیّت هیچ کدام را معیّن نکند، چنانچه چیزی را که داده همجنس یکی از آن ها باشد زکات همان جنس حساب می شود و اگر همجنس هیچ کدام نباشد؛ مثلاً پول بدهد به همۀ آن ها قسمت می شود؛ بنا براین کسی که مثلاً زکات چهل گوسفند و زکات پانزده مثقال طلا بر او واجب است اگر یک گوسفند بابت زکات بدهد و در نیت هیچ کدام از زکات گوسفند و طلا را معین نکند، زکات گوسفند حساب می شود ولی اگر مقداری پول بدهد به زکاتی که برای گوسفند و طلا بدهکار است قسمت می شود.

اگر کسی را وکیل کند که زکات مال او را به مستحق برساند، باید موقعی-که زکات را به وکیل تحویل می دهد نیّت کند که مال هنگامی که توسط او به مستحق می رسد زکات باشد و احتیاطاً تا موقع رسیدن زکات به مستحق به نیّت خود- هرچند به طور اجمال- باقی باشد.

اگر موقع پرداخت زکات نیّت را فراموش کند یا از آن غفلت نماید و زکات را بدون نیّت به مستحق بدهد، چنانچه پیش از آن که مال از بین برود نیّت زکات کند کافی است.

بنابر احتیاط زکات گندم و جو را هنگام جدا کردن آن ها از کاه، و زکات خرما و انگور را موقع خشک شدن آن ها، و زکات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه یازدهم باید به مستحق پرداخت کند یا از مال خود جدا نماید یا مقدار آن را یادداشت کند که زکات از بین نرود، و بعد از جدا کردن اگر منتظر مستحق معیّنی باشد یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می تواند دادن زکات را به تأخیر بیندازد البته به قدری که مسامحه وکوتاهی شمرده نشود.

بعد از جدا کردن زکات اگر به کسی که می شود زکات داد دسترسی دارد، احتیاط مستحب آن است که دادن زکات را تأخیر نیندازد.

کسی که می تواند زکات را به مستحق برساند اگر ندهد و در اثر کوتاهی او از بین برود، باید عوض آن را بدهد.

کسی که زکات را جدا نکرده و می تواند آن را به مستحق برساند اگر نرساند و زکات بدون آن که در نگهداری آن کوتاهی کند از بین برود، چنانچه دادن زکات را به قدری تأخیر انداخته که نمی گویند فوراً پرداخت کرده و غرض صحیحی هم در تأخیر نداشته، باید عوض آن را بدهد. و اگر تأخیر به این مقدار نبوده مثلاً دو سه ساعت بوده و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتی که مستحق حاضر نبوده، چیزی بر او نیست و اگر مستحق حاضر بوده بنا بر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد.

اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد می تواند در بقیه آن تصرف کند، و اگر از مال دیگرش کنار بگذارد، می تواند در تمام مال تصرف نماید.

انسان نمی تواند زکاتی را که کنار گذاشته برای خود بردارد و چیز دیگری به جای آن بگذارد.

اگر از زکاتی که کنار گذاشته منفعتی حاصل شود مثلاً گوسفندی باشد و بره بیاورد، آن نیز در حکم زکات است.

اگر موقعی که زکات را کنار می گذارد مستحقی حاضر باشد بهتر است زکات را به او بدهد، مگر این که کسی را در نظر داشته باشد که دادن زکات به او از جهتی بهتر باشد.

اگر بدون اجازۀ حاکم شرع با عین مالی که برای زکات کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، نباید چیزی از زکات کم کند، هر چند تجارت برای زکات باشد ،ولی در این صورت اگر منافعی به دست آمده باشد مال مستحق زکات است.

اگر انسان قبل از آن که زکات بر او واجب شود چیزی بابت زکات به فقیر بدهد، زکات حساب نمی شود، ولی بعد از آن که زکات واجب شد می تواند آن را زکات حساب کند، ولی این در صورتی صحیح است که آن چیز از بین نرفته باشد و فقیر هم به فقر خود باقی باشد.

فقیر اگر از شخصی که می داند زکات بر او واجب نشده، چیزی بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن و بدهکار می شود، و آن شخص بعد از واجب شدن زکات می تواند عوض چیزی را که به فقیر داده چنانچه تا آن موقع به فقر خود باقی باشد، بابت زکات حساب کند و از او نگیرد.

اگر فقیر از کسی که زکات بر او واجب نشده چیزی را بابت زکات بگیرد و مصرف کند یا پیش او تلف شود، چنانچه نمی دانست که زکات بر او واجب نشده، ضامن نیست و انسان نمی تواند عوض آن را بابت زکات حساب کند.

مستحب است در دادن زکات، ارحام و خویشاوندان را به دیگران مقدم دارد ، و اهل علم و کمال را نسبت به غیر آنان، و کسانی را که اهل سئوال نیستند نسبت به اهل سئوال، بیشتر رعایت کنند، و بهتر است زکات گاو و گوسفند و شتر را به نیازمندان آبرومند بدهند، ولی اگر دادن زکات به مستحقی مزیت مهم تری داشته باشد او را مقدّم دارند.

بهتر است زکات را آشکارا و صدقه مستحبی را مخفی بدهند.

کسی که می خواهد زکات را به مستحق بدهد اگر در محل خود مستحق پیدا نکند و امید هم نداشته باشد که بعداً پیدا کند، چنانچه نتواند زکات را به مصرف دیگری برساند، بنابر احتیاط واجب باید آن را به محل دیگری ببرد و به مصرف برساند و مخارج حمل و نقل را از زکات بر ندارد، و اگر زکات تلف شود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده ضامن نیست.

اگر در محل خودش مستحق پیدا کند با این حال می تواند زکات را به محل دیگری ببرد ولی مخارج بردن به عهدۀ خود او است و اگر زکات تلف شود ضامن است مگر آن که به امر حاکم شرع ببرد.

اجرت وزن کردن یا پیمانه نمودن گندم و جو و مانند آن که برای زکات می دهد بر خود او است.

کسی که زکات نقرۀ او «2» مثقال و «15» نخود یا بیشتر است ، احتیاط مستحب آن است زکاتی که به یک فقیر می دهد، از این مقدار نقره یا از قیمت آن کمتر نباشد، و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مانند گندم و جو بابت زکات بر او واجب شده و قیمت آن  این مقدار نقره یا بیشتر است، بنا بر احتیاط مستحب به یک فقیر کمتر از مقداری که «2» مثقال و «15» نخود نقره ارزش دارد، ندهد.

مکروه است انسان زکاتی را که به مستحق داده، از او بخرد یا از او بخواهد که به خودش بفروشد .ولی اگر از طریق ارث به او برگشت نگهداری آن مکروه نیست.

اگر شک کند زکاتی را که بر او واجب بود پرداخته یا نه، چنانچه عین مالی که زکات به آن تعلّق گرفته موجود است باید زکات را بدهد هر چند شک او مربوط به زکات سال های گذشته باشد، و اگر عین تلف شده و او یقین به کوتاهی خود ندارد، چیزی بر او نیست هر چند شک او مربوط به زکات سال حاضر باشد.

مستحق زکات نمی تواند قبل از آن که زکات را از مالک بگیرد، یا بنابر احتیاط واجب بعد از گرفتن، به او ببخشد، یا به کمتر از مقدار آن صلح کند، یا چیزی را گران تر از قیمت آن بابت زکات قبول کند، ولی کسی که زکات بدهکار است و فقیر شده و نمی تواند زکات را فعلاً یا در آینده پرداخت کند، چنانچه توبه کند، مستحق می تواند زکات او را بگیرد و به مقدار مناسب شأن خود به او ببخشد.

انسان می تواند از زکات، قرآن یا کتاب دعا یا کتاب دینی یا کتاب علمی که در مصالح عمومی و هدف های دینی مؤثر است بخرد و وقف نماید، بلکه می تواند آن را بر اولاد خود یا کسانی که واجب النفقه او هستند وقف کند، ولی احتیاط مستحب آن است که همۀ این ها با مراجعه به حاکم شرع باشد.

انسان نمی تواند از زکات ملکی بخرد و بر اولاد خود یا کسانی که واجب النفقۀ او هستند وقف نماید که عایدی آن را صرف مخارج خود نمایند.

فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند آن- در صورتی که مطابق شأنش جزء مخارج او شمرده شود- زکات بگیرد، و اگر فقیر نباشد، یا به مقدار مخارج سال زکات گرفته باشد، می تواند برای این امور از سهم «سبیل الله» زکات بگیرد ولی بنابر احتیاط واجب در این صورت معتبر است که رفتن به حج و مانند آن، مصلحت عمومی مانند ترویج دین یا تعظیم شعائر داشته باشد.

اگر مالک فقیری را وکیل کند که زکات مال او را بدهد، فقیر می تواند به مقداری که به دیگران می دهد برای خودش نیز بردارد، مگر این که مالک اشخاص را معین کرده باشد که زکات به آن ها داده شود و آن فقیر جزء آن ها نباشد، یا احتمال بدهد هر چند با قرائنی که نظر او دادن زکات به دیگران است.

اگر فقیر شتر و گاو و گوسفند یا طلا و نقره به اندازۀ نیازش بابت زکات بگیرد، چنانچه در هر کدام از آن ها که گرفته شرط هائی که برای واجب شدن زکات گفته شد، جمع شود؛ باید زکات آن را بدهد.

هرگاه دو نفر در مالی که زکات آن واجب شده با هم شریک باشند و یکی از آنان سهم زکات خود را بدهد، چنانچه بداند شریکش سهم زکات خود را نداده و بعداً هم نمی دهد، تصرف او در مال مشترک اشکال دارد، مگر این که زکات شریک با اذن او و در صورت امتناع با اذن حاکم شرع داده شود، یا با اجازۀ حاکم مال را تقسیم کنند، در این صورت شریکی که زکاتش را داده می تواند در سهم خودش تصرف کند.

کسی که خمس یا زکات بدهکار است و قرض هم دارد و کفاره و نذر و مانند آن نیز بر او واجب است، چنانچه نتواند همۀ آن ها را بپردازد، اگر عین مالی که خمس یا زکات آن واجب شده، از بین نرفته است باید خمس و زکات را مقدّم دارد، و اگر از بین رفته، دادن قرض و خمس و زکات بر کفاره و نذر مقدم است.

کسی که خمس یا زکات بدهکار است و قرض و مانند آن هم دارد، اگر از دنیا برود و مال او برای همه آن ها کافی نباشد، چنانچه عین مالی که خمس یا زکات آن واجب شده از بین نرفته است، باید خمس یا زکات را بدهند و بقیۀ مال را به قرض و واجب دیگر قسمت کنند، و اگر عین مال متعلّق خمس یا زکات از بین رفته، باید مال را به خمس و زکات و قرض و واجب دیگر قسمت کنند و در هر صورت قسمت مال به چیزهائی که گفته شد باید با ملاحظۀ نسبت بین آن ها باشد.

کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند می تواند برای تأمین معاش کسب کند، چنانچه تا موقع پیدا کردن کسب و درآمد مخارج خود و عائله اش را ندارد می شود به همین مقدار به او زکات داد، ولی اگر فعلاً احتیاج ندارد و زکات برای ادامۀ تحصیلش لازم است، در صورتی که تحصیل آن علم بر او واجب عینی است یا واجب کفائی است و دیگری به آن وظیفه قیام نکرده، می شود به او زکات داد، و گرنه بنابر احتیاط دادن زکات به او از سهم فقرا جایز نیست ولی از سهم «سبیل الله»- در صورتی که تحصیل او دارای مصلحت دینی و عمومی باشد- اشکال ندارد.