نصاب نقره

نقره دو نصاب دارد:

نصاب اول آن «105» مثقال معمولی است، هرگاه نقره به این مقدار برسد و شرائط دیگر هم که گفته شد در آن جمع باشد باید یک چهلم (دو و نیم درصد) آن را که «2» مثقال و «15» نخود است، به عنوان زکات بپردازد، و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم آن «21» مثقال است، یعنی اگر «21» مثقال به «105» مثقال اضافه شود باید زکات تمام «126» مثقال را از قرار یک چهلم بدهد و اگر کمتر از «21» مثقال اضافه شود، فقط زکات «105» مثقال واجب است و زیادی زکات ندارد، و همچنین است حکم در هر «21» مثقال که به نصاب قبلی اضافه شود، ولی برای آسان شدن حساب اگر انسان از طلا و نقره که به مقدار نصاب اول آن یا بیشتر دارد، دو و نیم درصد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده، و گاهی کمی هم بیشتر از مقدار واجب داده شده است.

کسی که طلا یا نقره به اندازۀ نصاب یا بیشتر دارد، اگر چه زکات آن را داده باشد، تا زمانی که از نصاب اوّل کمتر نشده و شرائط دیگر را نیز دارد، هر سال باید زکات آن را بدهد.

زکات طلا و نقره در صورتی واجب است که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رواج داشته باشد، و در صورت رواج معامله اگر سکّۀ آن از بین هم رفته باشد باز باید زکات آن را داد، و در سایر پول های رایج در زمان ما مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر (از جمله ثابت ماندن عین پول در طول یازده ماه) جمع باشد، احتیاط مستحب آن است-که زکات آن را بدهند.

هرگاه طلا و نقرۀ سکه دار و رایج را به صورت زینت آلات درآورند و زن ها برای زینت از آن استفاده کنند، چنانچه از رواج معامله بیفتد زکات ندارد، و اگر از رواج نیفتد یعنی باز با آن معامله پول طلا و نقره شود، بنا بر احتیاط زکات آن را بدهند.

اگر کسی طلا و نقره دارد ولی هیچ کدام به حدّ نصاب اول نمی رسد؛ مثلاً «14» مثقال طلا و «104» مثقال نقره دارد، زکات بر او واجب نیست.

چنان که در مسأله (1864) گفته شد، زکات طلا و نقره در صورتی  واجب است که انسان یازده ماه قمری مالک مقدار نصاب باشد، و اگر در بین یازده ماه طلا و نقرۀ او از نصاب اوّل کمتر شود زکات بر او واجب نیست.

اگر در بین یازده ماه طلا و نقرۀ سکه دار و رائج را با زینت آلات یا چیز دیگر عوض نماید یا آن ها را آب کند، زکات به آن تعلق نمی گیرد ولی اگر این تبدیل به قصد فرار از زکات باشد، احتیاط مستحب آن است که زکات را بدهد.

اگر در ماه دوازدهم پول طلا و نقره را تبدیل یا آب کند، باید زکات آن ها را بدهد و چنانچه بر اثر آب کردن وزن یا قیمت آن ها کمتر شود، باید همان مقدار زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بود بپردازد.

اگر طلا و نقره ای که دارد جنس خوب و بد داشته باشد، می تواند زکات هر جنس را از خود آن بدهد، بلکه اگر قسمتی از نصاب جنس خوب و قسمتی از آن جنس بد باشد ظاهراً می تواند زکات را از قسم بد بپردازد، ولی بهتر آن است که همه زکات را از قسم مرغوب بدهد.

طلا و نقره سکه داری که بیشتر از اندازۀ معمول، فلز دیگر مخلوط دارد، اگر به آن پول طلا و نقره بگویند، در صورتی که به حدّ نصاب برسد، با داشتن سایر شرائط، زکاتش واجب است هر چند خالص آن به حدّ نصاب نرسد، ولی اگر به آن پول طلا و نقره نگویند، چنانچه خالص آن به اندازۀ نصاب باشد،  احتیاط مستحبّ آن است که زکات آن را بدهد.

اگر پول طلا و نقره به مقدار معمول، فلز دیگر مخلوط دارد، نمی تواند زکات آن را از طلا و نقره ای که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد بدهد، مگر به قدری باشد که بداند طلا و نقره خالصی که در آن هست، به اندازۀ زکاتی که بر او واجب است می باشد، یا بداند که قیمت آن به اندازۀ قیمت زکات واجبش می باشد و به قصد قیمت زکات بدهد.