گنج

مالی که در زمین یا کوه یا دیوار و مانند آن ها پنهان و از دسترس افراد محفوظ باشد و در عرف به آن گنج گویند، اگر کسی آن را پیدا کند، در صورتی که به مقدار نصاب باشد، باید با شرائطی که از مسائل بعد معلوم می شود خمس آن را بدهد.

اگر انسان در زمینی که ملک کسی نیست گنجی پیدا کند، چنانچه برای آن مالکی در زمان حاضر معلوم نیست یا مالک آن کافر حربی است می تواند آن را برای خود بردارد ولی باید خمس آن را بدهد، اما اگر گنج غیر از طلا و نقره است، وجوب خمس بنا بر احتیاط است.

نصاب گنج اگر نقره باشد 105 مثقال نقرۀ مسکوک، و اگر طلا باشد 15 مثقال طلای مسکوک است، و اگر غیر از طلا و نقره باشد، بنا بر احتیاط، هر کدام از این دو نصاب را که قیمتش کمتر است نصاب آن قرار دهند، یعنی اگر قیمت چیزی که از گنج به دست آمده به این مقدار برسد، خمس آنچه که بعد از کم کردن هزینۀ به دست آوردن گنج می ماند، واجب است و اگر به این مقدار نرسد خمس واجب نیست.

اگر در زمینی که از دیگری خریده گنجی پیدا کند و بداند مال افراد مسلمان یا ذمی که قبلاً مالک آن زمین بوده اند نیست یا مالک آن در زمان های بسیار قدیم بوده که عادتاً نمی شود برای او وارثی در حال حاضر پیدا کرد، می تواند آن گنج را برای خود بردارد ولی باید خمس آن را بدهد، و اگر احتمال دهد که مال یکی از مالکان قبلی است بنا بر احتیاط واجب باید به او اطلاع دهد و چنانچه معلوم شود مال او نیست، به کسی که پیش از او مالک زمین بوده اطلاع دهد و به همین ترتیب به تمام کسانی که پیش از او مالک زمین بوده اند خبر دهد و اگر معلوم شود مال هیچ کدام نیست، می تواند آن را برای خود بردارد ولی باید خمس آن را بدهد، و چنانچه بداند مال یک مسلمان یا ذمی است که قابل شناسائی و دسترسی نیست، حکم مجهول المالک را دارد.

اگر در ظرف های متعددی که در یک جا دفن شده مالی پیدا کند که قیمت آن ها روی هم به حد نصاب که در  مسأله (1817) گذشت، برسد باید خمس آن را بدهد و اگر در جاهای متعدد گنج پیدا کند و قیمت آن ها روی هم به مقدار نصاب باشد، بنا بر احتیاط باید خمس آن را بدهد، هر چند قیمت هر کدام به تنهائی به مقدار نصاب نباشد، مگر آن که بین زمان پیدا کردن آن ها فاصله زیاد باشد که در این صورت گنجی که قیمت آن به این مقدار نرسیده خمس ندارد مگر آن مقدار  که از مخارج سالش اضافه بماند.

اگر دو یا چند نفر گنجی پیدا کنند،  سهمی که هر کدام طبق قراردادشان می برد، اگر قیمتش به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا برسد خمس دارد، و اگر نرسد خمس آن لازم نیست مگر در صورتی که به تنهائی یا با درآمدهای دیگر او از مخارج سالش زیاد بیاید.

هرگاه حیوانی را بخرد و در شکم آن مالی پیدا کند، چنانچه از قرائن احتمال دهد مال فروشنده است، مثلاً حیوانی باشد که فروشنده آن را نگهداری می کرده مانند ماهی های پرورشی یا چهارپایان و مرغان خانگی، باید به فروشنده خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، بنا بر احتیاط به ترتیب از صاحبان قبلی بپرسد چنان که معلوم شود مال هیچ کدام از آنان نیست مال خریدار می شود و از منافع کسب او به حساب می آید که حکم آن در مسأله (1813) گذشت. و اگر احتمال نمی رود مال فروشنده باشد مثلاً حیوانی است که از دریا یا از صحرا صید شده، خبر دادن به فروشنده لازم نیست و مال خریدار است و حکم منافع کسب او را دارد.