مواردی که قضا و کفاره لازم است

اگر در شب ماه رمضان جنب شود و بخوابد و به تفصیلی که در مسأله (1639) گذشت بیدار شود و دفعۀ دوم یا سوم یا بیشتر با قصد بیدار شدن و غسل کردن بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، یا در روز ماه رمضان به جهتی باطل کردن روزه جایز باشد مثلاً او را مجبور کنند که روزه اش را باطل نماید، یا برای نجات دادن جان مسلمانی، یا به جهت تشنگی خارج از حد روزه اش را باطل کند، فقط قضای آن روز بر او واجب می شود.
ولی اگر با یکی از این کارها (خوردن، آشامیدن، جماع، استمناء و باقی ماندن بر جنابت) روزۀ ماه رمضان را عمداً باطل نماید، چنانچه می دانسته آن کار روزه را باطل می کند، قضا و کفاره بر او واجب می شود و در صورتی که باطل کردن روزه ماه رمضان با بقیۀ کارهای نه گانه که روزه را باطل می کند و شرحش در مسأله 1581 و بعد از آن گذشت، انجام گیرد، وجوب کفاره بنا بر احتیاط  است.

اگر به واسطۀ ندانستن مسأله، کاری انجام دهد که روزه را باطل می کند، چنانچه در وقت انجام آن کار یقین داشته که روزه را باطل نمی کند،  کفاره بر او واجب نیست ولی باید آن روز را امساک کند و بعد قضا نماید.

کفاره افطار عمدی یک روز از ماه مبارک رمضان یکی از این سه چیز است: آزاد کردن یک بنده، یا دو ماه روز گرفتن که کیفیت آن در مسأله بعدی می آید، یا شصت فقیر را سیر کردن (و اگر به هر کدام یک «مد» که تقریباً 750 گرم است گندم یا جو یا مانند آن ها بدهد کافی است)، در زمانی  که بنده آزاد کردن موضوع ندارد مانند زمان ما، در میان دو چیز دیگر مخیّر است.
و چنانچه هیچ یک از این ها برایش ممکن نباشد بنا بر احتیاط به قدر امکان تصدق و استغفار نماید و اگر تصدق ممکن نشد تنها استغفار کافی است. و احتیاط واجب آن است  که بعداً هر وقت ممکن شد کفاره را بدهد.

کسی  که می خواهد دو ماه کفارۀ روزۀ ماه رمضان را بگیرد باید یک ماه تمام و یک روز از ماه بعدی را پی در پی روزه بگیرد، (چنانچه شروع روزۀ کفاره از روز اول ماه نباشد باید حد اقل سی و یک روز آن را پی در پی به جا آورد) و اگر بقیه آن پی در پی نباشد اشکال ندارد.

کسی  که می خواهد دو ماه کفاره روزۀ ماه رمضان را بگیرد، باید موقعی شروع کند که در بین روزهائی که باید پی در پی روزه باشد به روزی که مانند عید قربان که روزۀ آن حرام است برخورد نکند.

کسی که روزۀ کفارۀ ماه رمضان می گیرد، اگر در روزهائی که باید پی در پی روزه باشد، یک روز عمداً و بدون عذر، روزه نگیرد، باید همه روزه های کفاره را از سر شروع کند.

کسی که روزۀ کفاره می گیرد، اگر در روزهائی که باید پی در پی روزه باشد، مریض شود یا مانع دیگری مانند عادت ماهانه یا نفاس پیش آید، بعد از رفع مانع لازم نیست روزه هائی را که گرفته از سر شروع کند، بلکه از روزی که عذرش برطرف شد کسری آن ها را پی در پی به جا می آورد و بقیه کفاره اگر پی در پی نباشد اشکال ندارد.

روزه دار اگر روزۀ خود را با جماع حرام یا با خوردن حرام باطل کند، احتیاط آن است که کفاره جمع به جا آورد یعنی هم یک بنده آزاد کند و هم دو ماه روزه به شرحی که در مسأله (1670) گذشت، بگیرد و هم شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام از آن ها یک مد طعام که تقریباً 750 گرم است بدهد و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد هر کدام که ممکن است انجام دهد و عوض بقیه استغفار کند (خواه چیزی که روزه را با آن باطل کرده حرام اصلی باشد مانند زنا و شراب، یا به جهت خاص حرام شده باشد مانند نزدیکی با همسر خود در عادت ماهانه و غذای حلالی که برای او ضرر مهم دارد).

اگر روزه دار عمداً دروغی را به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یا یکی از ائمه علیهم السلام نسبت دهد بنا بر احتیاط واجب کفاره اش یکی از سه چیزی است که در مسأله (1669) گذشت و کفاره جمع لازم نیست اگر چه احتیاط مستحب است.

اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند دفعه جماع کند یک کفاره کافی است و احتیاط مستحب آن است که برای هر دفعه یک کفاره به جا آورد و استمناء نیز حکم جماع را دارد، و در صورتی که جماع او حرام باشد کفارۀ جمع واجب می شود چنانکه در مسأله (1674) گذشت و بنا بر احتیاط مستحب برای هر جماع حرام، یک کفارۀ جمع به جا آورد.

اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند دفعه کاری که روزه را باطل می-کند (غیر از جماع و استمناء) انجام دهد برای همه آن ها یک کفاره کافی است.

اگر روزه دار غیر از جماع و استمناء کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نماید، یک کفاره کافی است و احتیاط مستحب آن است که برای هر کدام یک کفاره به جا آورد.

اگر روزه دار غیر از جماع و استمناء کاری انجام دهد که حلال است ولی روزه را باطل می کند مثلاً غذای حلالی بخورد و بعد کار حرامی که روزه را باطل می کند (جز جماع و استمناء) انجام دهد، مثلاً غذای غصبی بخورد، کفاره افطار به حلال کافی است.

اگر روزه دار آروغ بزند و چیزی در دهانش بیاید، نباید آن را فرو ببرد و اگر عمداً فرو برد باید آن روز را امساک کند و بعداً قضا و کفاره به جا آورد بلکه اگر آنچه که در دهانش آمده و فرو برده، خون یا چیزی باشد که خوردنش حرام است، قضا و بنا بر احتیاط کفارۀ جمع بر او واجب می شود.

اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد چنانچه در آن روز عمداً روزۀ خود را باطل کند باید قضا و کفاره به جا آورد و کیفیت این کفاره بعداً در احکام نذر و قسم خواهد آمد.

هرگاه روزه دار به گفته کسی که سخنش قابل اعتماد نیست و می گوید مغرب شده، بدون حصول اطمینان، افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده یا شک کند که مغرب بوده یا نه، قضا و کفاره بر او واجب می شود، ولی اگر موقع افطارکردن معتقد بوده- هرچند در اثر ندانستن مسأله- که خبر دادن چنین شخصی شرعاً اعتبار دارد، کفاره واجب نیست.

کسی که عمداً روزۀ خود را باطل کرده، اگر مسافرت کند، کفاره از او ساقط نمی شود، چه بعد از ظهر باشد و یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره باشد، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد هم بکند، باز کفاره واجب است.

اگر عمداً روزۀ خود را باطل کند، بعد عذری مانند حیض یا نفاس یا بیماری برای او پیدا شود، احتیاط مستحب آن است که کفاره را بدهد ولی واجب نیست.

اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و عمداً روزۀ خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نیست.

اگر انسان یقین کند روز آخر رمضان است یا شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال و عمداً روزۀ خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، کفاره بر او واجب نیست.

اگر روزه دار در ماه رمضان با همسر خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه زن را مجبور کرده باشد، کفاره روزۀ خودش و بنا بر احتیاط واجب کفاره روزۀ زن را نیز باید بدهد ولی اگر او هم به جماع راضی بوده، بر هر کدام یک کفاره واجب می-شود.

هرگاه زنی شوهر روزه دار خود را مجبور کند که با او جماع نماید، کفاره ای عوض شوهر بر عهدۀ او نیست و فقط کفاره خودش را- در صورتی که روزه بوده- باید به جا آورد.

اگر مرد روزه دار در ماه رمضان همسر روزه دار خود را مجبور به جماع نماید و زن در اثناء راضی شود، مرد باید یک کفّاره برای خودش و بنابر احتیاط واجب کفّارۀ دیگر عوض زن بدهد و زن هم بنا بر احتیاط واجب یک کفاره برای خودش بجا آورد.

اگر مرد روزه دار در ماه رمضان با همسر روزه دار خود که خواب است جماع نماید، یک کفاره بر او واجب می شود و روزۀ زن صحیح است و کفاره هم بر او نیست.

 اگر زن و شوهر، هر کدام دیگری را مجبور کند که غیر از جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند به جا آورد، بر هیچ کدام کفاره واجب نیست.

کسی که به واسطۀ مسافرت یا بیماری روزه نگرفته، بنا بر احتیاط واجب نمی تواند همسر خود را مجبور به جماع نماید ولی اگر او را مجبور کرد کفاره بر هیچ کدام واجب نیست.

واجب نیست انسان کفاره را فوراً به جا آورد، ولی کوتاهی در آن نباید کرد و تأخیر انداختن آن از زمانی که بعد از آن، دیگر اطمینان به انجام دادنش ندارد، جایز نیست.

اگر کفاره را پس از آن که واجب شد چند سال به جا نیاورد چیزی بر آن اضافه نمی شود و یک بار کفّاره کافی است.

کسی که برای کفاره روزه، اطعام شصت فقیر را انتخاب کرده، نمی تواند همان مقدار اطعام شصت نفر را به تعداد کمتری بدهد؛ مثلاً یک نفر را دو دفعه یا بیشتر سیر کند یا به او دو مد یا بیشتر بدهد، ولی می شود به یک فقیر سهم خود او و سهم عیالات او را اگر چه صغیر باشند، به حساب هر کدام یک مد، بپردازد و فقیر به وکالت از جانب آن ها، یا اگر صغیر باشند، به عنوان ولایت بر آن ها قبول نماید.

کسی که قضای روزۀ ماه رمضان را گرفته جایز نیست بعد از ظهر آن را باطل کند و اگر عمداً چنین کاری کرد باید به ده فقیر هر کدام یک مد طعام بدهد و اگر نمی تواند  سه روز روزه بگیرد.

در چند مورد فقط قضای روزه لازم است و کفاره واجب نیست، از آن جمله است موارد زیر:
«اول» آن که در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلی که در مسأله (1639) گذشت تا اذان صبح از خواب دوم بیدار نشود.
«دوم» آن که کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد ولی نیت روزه نکرده باشد، یا در اثناء روز از نیت روزه برگردد، یا با ریا روزه را باطل کند، یا قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد.
«سوم» آن که در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک یا چند روز روزه بگیرد.
«چهارم» آن که در ماه رمضان تحقیق نکند که صبح شده یا نه، یا بعد از تحقیق گمان کند که صبح شده، یا شک در آن داشته باشد و در یکی از این سه صورت کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضای آن روز بر او واجب می شود.
«پنجم» آن که کسی  بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده.
«ششم» آن که کسی بگوید صبح شده و انسان او را مورد اعتماد نداند یا خیال کند شوخی می کند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده.
«هفتم» آن که به گفتۀ کسی که گفتۀ او را- هرچند از روی اشتباه یا ندانستن مسأله- شرعاً حجت و معتبر می داند، افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده.
«هشتم» آن که در هوای صاف به واسطه تاریک شدن هوا یقین یا اطمینان پیدا کند که مغرب شده و افطار کند، ولی اگر در هوای ابری به گمان این که مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست اگر چه احتیاط مستحب آن است که قضا کند.
«نهم» آن که بدون هدف یا مثلاً برای خنک شدن مضمضه کند یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرود رود. و همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر مضمضه برای وضوی نماز مستحب یا وضوی غیر نماز باشد، اما اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو برد، یا برای وضوی نماز واجب مضمضه کند و آب بی اختیار فرو رود قضای روزه واجب نیست.
«دهم» آن که از روی اضطرار و ناچاری یا با اکراه و وادار کردن کسی روزه اش را افطار کند، یا به جهت تقیه روزه نگیرد، و همچنین است بنا بر احتیاط اگر روزه دار برای رعایت تقیه کاری انجام دهد که روزه را باطل می کند.

اگر چیز دیگری غیر از آب در دهان ببرد و بی اختیار فرو رود یا آب داخل بینی کند و بی اختیار فرو رود قضا واجب نیست.

 بهتر است روزه دار از مضمضه کردن زیاد، بپرهیزد، و بعد از مضمضه باید آب را از دهان بیرون بریزد و بعد از آن بهتر است آب دهان را هم سه مرتبه بیندازد.

اگر انسان بداند به واسطۀ مضمضه یا استنشاق (آب در بینی کردن) بی-اختیار آب وارد گلویش می شود، نباید مضمضه یا استنشاق کند.

 کسی که در ماه رمضان روزه می گیرد اگر بعد از این که به افق نظر کرد و طلوع فجر را بررسی نمود یقین یا اطمینان پیدا کند که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضا بر او واجب نیست.

اگر انسان شک دارد مغرب شده یا نه، نمی تواند افطار کند، ولی اگر شک کند که صبح شده یا نه، بدون تحقیق هم می تواند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد.

اگر دیوانه عاقل شود واجب نیست روزه هائی را که در حال جنون به جا نیاورده قضا کند.

اگر کافری مسلمان شود قضای روزه های گذشته بر او واجب نیست، اما اگر مسلمانی مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود، روزه های زمانی را که مرتد بوده  باید قضا نماید.

اگر به واسطۀ مستی روزه انسان ترک شده، باید قضا نماید، هر چند مادّه مست کننده را برای معالجه خورده باشد.

 اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد، بعد در تعداد روزه های فوت شده شک کند، از جهت این که نمی داند چه وقت عذرش برطرف شده، یا از جهت این که نمی-داند چه وقت عذرش شروع شده، مثلاً می داند در ماه رمضان بعد از ظهر از سفر برگشته ولی نمی داند پنجم ماه برگشته یا ششم، یا می داند در آخرهای ماه رمضان طرف صبح مسافرت کرده ولی نمی داند مسافرتش بیست و پنجم ماه بوده یا بیست و ششم، در هر صورت می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند وقضای شش روز واجب نیست اگر چه احتیاط مستحب است.