چیزهائی که روزه را باطل می کند

نه چیز روزه را باطل می کند هرچند بطلان در بعضی از آن ها مبنی بر احتیاط است چنانکه در ضمن مسائل آینده روشن می شود:

«اول» خوردن و آشامیدن

«دوم» جماع

«سوم» استمناء

«چهارم» دروغ بستن به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم-السلام

«پنجم» رساندن غبار بر حلق

«ششم» فروبردن تمام سر در آب

«هفتم» باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح

«هشتم» اماله کردن با مایعات

«نهم» قی کردن عمدی

و احکام این ها در مسائل آینده خواهد آمد.

اگر انسان- در حالی که می داند روزه است- از روی عمد چیزی بخورد یا بیاشامد روزه اش باطل می شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مانند نان و آب، چه معمول نباشد مانند خاک و شیره درخت ، کم باشد یا زیاد، حتی اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره داخل دهان کند و رطوبت آن را فرو ببرد روزه باطل می-شود، مگر آن که رطوبت مسواک کم باشد و در آب دهان از بین برود به طوری که رطوبت خارج به آن گفته نشود.

اگر هنگامی که مشغول غذا خوردن است بفهمد که صبح شده، باید آنچه را که در دهان است بیرون آورد، و اگر عمداً فرو ببرد روزه اش باطل می شود، و به تفصیلی که در مسأله (1667) خواهد آمد کفاره نیز بر او واجب می شود.

اگر روزه دار از روی سهو و فراموشی چیزی بخورد یا بیاشامد روزه اش باطل نمی شود.

احتیاط مستحب آن است که روزه دار از تزریق سرم ها و آمپول هائی که به جای غذا یا به جای دوا و غذا به کار می رود خودداری کند، ولی آمپول هائی که عضو را بی حس می کند و آمپول های داروئی اشکال ندارد هر چند تقویت کننده باشد.

اگر انسان- در حالی که می داند روزه است- غذائی را که لای دندان مانده عمداً فرو ببرد روزه اش باطل می شود.

کسی که می خواهد روزه بگیرد لازم نیست پیش از اذان مسواک یا خلال کند ولی اگر بداند غذائی که لای دندان مانده در روز فرو می رود و با این حال خلال نکند، چنانچه چیزی از آن فرو رود، یا طوری باشد که بنای او (بر ترک مبطلات روزه) را به هم بزند، روزه اش باطل است هرچند چیزی از لای دندان فرو نرود، و در این صورت باید روزۀ آن روز را تمام کند و بعد قضا نماید.

 فرو بردن آب دهان هرچند به واسطه خیال کردن ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمی کند.

فرو بردن اخلاط سر و سینه تا به فضای دهان نرسیده اشکال ندارد، اما اگر داخل دهان شود، احتیاط آن است که آن را فرو نبرد.

اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بر جان خود بترسد می تواند- بلکه باید- به اندازه ای که او را از ترس مرگ برهاند، آب بنوشد، و اگر ماه رمضان باشد در بقیه روز از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری کند و قضای آن روز را هم به جا آورد.

بلکه اگر تشنگی برای او موجب مشقت زیاد باشد- نه در حد ترس از مرگ- باز هم می-تواند به مقدار برطرف شدن مشقت، آب بخورد ولی روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را بجا آورد و در ماه رمضان باید در بقیه روزه امساک کند.

جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند آن که معمولاً به حلق نمی رسد اگر چیزی از آن فرو نرود روزه را باطل نمی کند و اگر بدون اراده به حلق برسد اشکال ندارد ولی اگر انسان از اول بداند که بی اختیار به حلق می رسد و چنین کاری بکند روزه اش باطل است اگر چه به حلق نرسد و باید روزه را تمام کند و بعداً قضا نماید و چنانچه در این صورت به حلق برسد کفاره هم دارد.

انسان نمی تواند به خاطر ضعف روزه را به گونه ای که می آید بخورد، ولی اگر ضعف او به قدری است که تحمل آن برایش مشقت زیاد دارد می تواند روزه را بخورد ولی بعداً باید قضا نماید.

جماع (نزدیکی با زن) روزۀ هر دو طرف را به گونه ای که می آید باطل می-کند اگر چه دخول فقط به مقدار ختنه گاه باشد و منی هم بیرون نیاید.

اگر دخول کمتر از ختنه گاه باشد و منی هم بیرون نیاید روزه باطل نمی-شود و همچنین است اگر شک کند که دخول به مقدار ختنه گاه شده یا نه.

اگر با توجه به این که جماع روزه را باطل می کند، عمداً قصد جماع کند روزه اش باطل می شود هرچند جماع انجام نگیرد، یا به اندازۀ ختنه گاه داخل نشود، یا شک در دخول این مقدار داشته باشد و منی هم بیرون نیاید، و در این صورت لازم است روزۀ آن روز را تمام کند و بعداً قضا نماید ولی کفاره واجب نیست.

اگر فراموش کند که روزه است و جماع کند، یا او را به جماع طوری مجبور نمایند که هیچ اراده و اختیاری در این عمل نداشته باشد روزه باطل نمی شود ولی چنانچه در بین جماع یادش بیاید، یا اجبار برطرف شود، باید از حال جماع خارج شود، و گرنه روزه او باطل است.

اگر روزه دار اسمتناء کند روزه اش باطل می شود (استمناء آن است که به طریقی غیر از نزدیکی، با خود یا دیگری کاری انجام دهد که منی از او بیرون آید،  هرچند به واسطه نگاه و تخیل شهوت انگیز و امثال آن باشد).

اگر بی اختیار- در حال خواب یا بیداری- منی از انسان بیرون آید روزه اش باطل نمی شود و همچنین است اگر با اطمینان به این که منی از  او بیرون نمی آید، کاری کند که اتفاقاً و بی اختیار منی بیرون آید.

هرگاه روزه دار بداند که اگر بخوابد محتلم می شود یعنی در خواب منی از او بیرون می آید جایز است بخوابد هرچند نخوابیدن او را به زحمت نیندازد و اگر خوابید و محتلم شد روزه اش باطل نمی شود.

اگر روزه دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود، واجب نیست از بیرون آمدن بقیه آن جلوگیری کند.

روزه داری که محتلم شده می تواند، بول و استبراء از بول نماید، هرچند بداند به واسطۀ آن باقی ماندۀ منی از مجرا بیرون می آید.

روزه داری که محتلم شده اگر بداند منی در مجرا مانده و در صورتی که پیش از غسل بول نکند بعد از غسل در روز بول می کند و منی بیرون می آید، بنا بر احتیاط لازم باید پیش از غسل بول کند.

کسی که می داند بیرون آمدن منی روزه را باطل می کند اگر به قصد بیرون آوردن آن کاری از قبیل لمس، بازی و شوخی بکند- هر چند منی از او بیرون نیاید- باید روزه را تمام کند و قضا هم بنماید.

اگر روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منی مثلاً با همسر خود بازی و شوخی کند، چنانچه اطمینان دارد که منی از او خارج نمی شود اگر چه اتفاقاً منی بیرون آید روزه اش صحیح است ولی اگر اطمینان ندارد، در صورتی که منی بیرون آید روزه اش باطل می شود.

اگر روزه دار به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام، عمداً چیزی نسبت دهد که دروغ است- خواه با گفتن باشد یا نوشتن یا اشاره و مانند آن- روزه اش باطل می شود، هرچند بلافاصله بگوید دروغ گفتم یا توبه کند، و دروغ بستن به سایر انبیاء و حضرت فاطمه (علیهم السلام) نیز بنا بر احتیاط همین حکم را دارد.

هرگاه بخواهد خبری را نقل کند که راست یا دروغ بودن آن را نمی داند و دلیلی هم بر اعتبار آن ندارد، باید به کسی که خبر را از او شنیده یا به کتابی که در آن دیده، نسبت بدهد مثلاً بگوید: فلان راوی چنین گفته یا در فلان کتاب چنین نوشته، یا به طور اجمال بگوید چنین روایت شده که مثلاً پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود...

و نباید خودش آن را به خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه السلام نسبت دهد، و اگر روزه دار عمداً چنین نسبتی را بدهد روزه را تمام کرده بعداً قضا نماید.

اگر چیزی را به اعتقاد این که راست است به خدا یا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه السلام نسبت دهد و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمی شود.

کسی که می داند دروغ بستن به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علیه السلام روزه را باطل می کند، اگر چیزی را که می داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعد بفهمد آنچه گفته راست بوده، باید روزه را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد.

اگر دروغی را که دیگری ساخته عمداً به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علیه السلام نسبت دهد روزه اش باطل می شود، ولی اگر از قول کسی که آن دروغ را ساخته نقل کند یعنی گفتۀ او را حکایت کند، اشکال ندارد.

اگر از روزه دار بپرسند آیا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه-السلام چنین مطلبی فرموده؟ و او در جائی که باید بگوید: نه، عمداً بگوید: بلی، یا جائی که باید بگوید: بلی، عمداً  بگوید: نه، روزه اش باطل می شود.

اگر از قول خدا یا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه السلام حرف راستی را بگوید، بعد در حالی که روزه است بگوید: دروغ گفتم، یا در شب به دروغ نسبتی به آنان بدهد، و در حالی که روزه است بگوید: آنچه دیشب گفتم راست است، روزه اش باطل می شود.

رساندن غبار به حلق در صورتی که در حلق تبدیل به گِل شود و به فرو بردن آن خوردن گفته شود روزه را باطل می کند و در غیر این صورت نیز اگر غبار غلیظ باشد، روزه را، بنا بر احتیاط واجب باطل می کند، و در هر دو صورت بین غبار چیزی که خوردن آن حلال است مانند آرد و غبار چیزی که خوردن آن حرام است مانند خاک، فرقی نیست، اما رساندن غبار غیر غلیظ که عرفاً از قبیل هوای غبارآلود شمرده  شود، روزه را باطل نمی کند.

اگر به واسطۀ باد غبار غلیظی برخیزد و انسان با توجه و امکان مواظبت، کوتاهی کند تا غبار به حلق برسد، بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود.

احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند آن را به حلق نرساند.

اگر مواظبت نکند و غبار و دود غلیظ و مانند آن داخل حلق شود چنانچه یقین یا اطمینان داشته که به حلق نمی رسد روزه اش اشکال ندارد و اگر گمان می کرده که به حلق نمی رسد، روزه را تمام کند و بهتر است قضای آن را هم بجا آورد.

اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند، یا بی اختیار و بدون اراده غبار و مانند آن به حلق او رسد، روزه اش  باطل نمی شود.

اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگر چه بقیۀ بدن بیرون از آب باشد بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود اما اگر بدن و قسمتی از سر را زیر آب ببرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه اش باطل نمی شود.

اگر نصف سر را در آب فرو ببرد و بعد از بیرون آوردن آن، نصف دیگر را زیر آب برد، روزه باطل نمی شود.

اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، روزه باطل نمی شود ولی اگر به قصد این که تمام سر را زیر آب ببرد، در آب فرو رود و شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، چنانچه زیر آب بردن سر را مبطل  روزه میدانست ، روزه اش باطل است ولی کفاره ندارد.

اگر تمام سر را زیر آب ببرد، اگر چه مقداری از موها بیرون بماند روزه اشکال دارد.(روزه آن روز را تمام کند و قضای آن را هم بجا آورد.)