نماز آیات

نماز آیات که دستور آن در مسأله (1516) خواهد آمد به واسطه چهار چیز واجب می شود:

اول و دوم- گرفتن خورشید و ماه اگر چه مقدار کمی از آن ها گرفته شود و کسی هم نترسد.

سوم- زلزله بنا بر احتیاط واجب، خواه کسی بترسد یا نه. 

چهارم- صائقه و بادهای سیاه و سرخ و مانند این ها از آیات آسمانی در صورتی که بیشتر مردم بترسند. 

و در حوادث خوفناک زمینی مانند فرورفتن آب دریا و افتادن کوه که موجب ترس اکثر مردم شود، بنا بر احتیاط مستحب نماز آیات ترک نشود.

اگر از اموری که نماز آیات برای آن ها واجب است، بیشتر از یکی اتفاق بیفتد، مثل این که چند بار زلزله شود یا گرفتن خورشید با زلزله همراه باشد، انسان باید برای هر یک از آن ها یک نماز آیات بخواند.

کسی که قضای چند نماز آیات بر او واجب است، چه همه آن ها برای مکرر شدن یک حادثه واجب شده باشد مثل این که چند مرتبه خورشید گرفته و نماز آن ها را نخوانده است، چه برای حادثه های مختلف باشد مثل این که برای خورشید  گرفتگی  و ماه گرفتگی و زلزله نمازهائی بر او واجب شده است، موقعی که قضای آن ها را می خواند لازم نیست تعیین کند نمازی که می خواند برای کدام یک از این حوادث است.

اموری که نماز آیات برای آن ها واجب است، در هر محلی اتفاق بیفتد (یعنی قابل حس باشد)، مردم همان محل باید نماز آیات بخوانند و بر مردم خارج از آن محل واجب نیست.

هنگام گرفتن خورشید یا ماه، وقت نماز آیات از موقعی است که شروع به گرفتن کرده و تا به حالت طبیعی برنگشته ادامه دارد، ولی احتیاط مستحب آن است که قبل از شروع به باز شدن نماز را بخواند و کسی که در وقت، نماز را شروع کرده، می تواند تا بعد از باز شدن خورشید یا ماه آن را ادامه دهد.

اگر خواندن نماز آیات را به قدری تأخیر بیندازد که خورشید یا ماه شروع به باز شدن کند احتیاط مستحب آن است که به قصد قربت بدون نیت ادا و قضا بخواند ولی اگر بعد از باز شدن کامل قرص بخواند باید نیت قضا نماید.

اگر مدّت گرفتن خورشید یا ماه به اندازۀ نماز آیات یا بیشتر از آن باشد ولی انسان خواندن نماز را تأخیر بیندازد تا فقط به اندازۀ یک رکعت به باز شدن کامل قرص بماند، باید نماز آیات را بخواند و اگر مدت گرفتن آن ها کمتر از نماز آیات باشد، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را بخواند و هر دو صورت احتیاط مستحب آن است که نیت ادا و قضا ننماید.

هنگامی که زلزله، صاعقه، بادهای سیاه و سرخ و مانند این ها اتفاق می افتد، نماز آیات را بنابر احتیاط واجب باید بلافاصله بخواند به نحوی که در نظر مردم تأخیر محسوب نشود و در صورت تأخیر احتیاط آن است که نیت ادا و قضا نکند.

اگر گرفتن خورشید یا ماه را نداند و بعد از باز شدن آن بفهمد که تمام قرص گرفته بوده باید قضای نماز آیات را بخواند،  اما اگر بفهمد مقداری از قرص گرفته بوده قضا واجب نیست.

اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، یا یک نفر که معلوم نیست شخص موثق باشد، یا عده ای که انسان به گفتۀ آن ها اطمینان ندارد، بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، و انسان یقین یا اطمینان شخصی پیدا نکند و نماز آیات نخواند، بعد معلوم شود که آن دو نفر عادل بوده اند، یا آن یک نفر موثق بوده، یا آن عده راست گفته-اند، چنانچه تمام خورشید یا ماه گرفته بوده، نماز آیات را بخواند ولی اگر مقداری از آن گرفته بوده، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست.

اگر انسان از گفتۀ منجّمین و اشخاصی که اهل اطلاع در این امور هستند اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر آن ها تعیین کنند که چه وقت خورشید یا ماه می گیرد و چه مدت طول می کشد، و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند، باید مطابق آن عمل نماید.

اگر انسان بفهمد نماز آیاتی را که بر او واجب بود، باطل خوانده، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته بنا بر احتیاط واجب قضا نماید.

اگر در وقتی که نماز روزانه بر انسان واجب است، نماز آیات هم واجب شود مسأله چند صورت دارد:

برای هر دو نماز وقت دارد، در این صورت هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد، ولی اگر خواندن نماز آیات فوری است (مانند نماز زلزله) اول آن را بخواند.

اگر وقت نماز روزانه تنگ است، باید اول آن را بخواند هرچند خواندن نماز آیات فوری، یا وقت آن هم تنگ باشد.

فقط وقت نماز آیات تنگ است، در این صورت باید اول نماز آیات را بخواند.

اگر در اثناء نماز روزانه بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است چنانچه وقت نماز روزانه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند، بعد نماز آیات را بخواند، و اگر وقت نماز روزانه تنگ نباشد، باید آن را رها کند، اول نماز آیات بعد نماز روزانه را بخواند.

اگر در اثناء نماز آیات بفهمد وقت نماز روزانه تنگ است باید بقیه نماز آیات را نخواند بلکه مشغول نماز روزانه شود، و بعد از تمام کردن آن، بدون انجام کاری که نماز را بهم می زند، بقیه نماز آیات را از همان جا که رها کرده بود، به جا آورد.

اگر در حال عادت ماهانه یا نفاس خورشید یا ماه بگیرد و تا باز شدن کامل قرص آن از خون پاک نشده باشد نماز آیات در آن حال از او ساقط است ولی پس از پاک شدن بنا بر احتیاط مستحب  به جا آورد و نیت ادا و قضا ننماید و همچنین است در زلزله و رعد و برق و امثال آن ها.

 

نماز آیات دو رکعت است و هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن چنین است که بعد از  نیت تکبیر بگوید و یک حمد و یک سورۀ تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود، تا پنج بار این کار را انجام دهد، بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را مثل رکعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

در نماز آیات انسان می تواند بعد از نیّت و تکبیر و خواندن حمد، یک سوره از قرآن را پنج قسمت کند و یک قسمت از آن را بخواند و به رکوع رود، بعد سر بردارد و بدون این که حمد بخواند قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و به همین ترتیب تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید و بعد به رکوع رود، مثلاً بعد از خواندن حمد بگوید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیلَةِ الْقَدْرِ» و به رکوع رود بعد بایستد و بگوید: « وَ ما أَدْراک ما لَیلَةُ الْقَدْرِ » باز به رکوع رود و سر بردارد و بگوید: « لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »، باز به رکوع رود و سر بردارد و بگوید: « تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ أَمْرٍ » و به رکوع رود و سر بردارد و بگوید « سَلامٌ هِی حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» سپس به رکوع رود و بعد از سر برداشتن دو سجده کند، و رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول به جا آورد و بعد از سجدۀ دوم تشهد بخواند و سلام بگوید.

مانعی ندارد در نماز آیات هر کدام از دو رکعت را به ترتیبی که در مسأله (1516) گفته شد به جا آورد و رکعت دیگر را به ترتیب مذکور در مسأله (1517)، بخواند.

همه کارها و ذکرهائی که در نماز روزانه واجب و مستحب  است در نمازآیات هم واجب و مستحب  می باشد، جز اذان و اقامه که در نماز آیات نیست.

مستحب است پیش از هر رکوع و بعد از آن، تکبیر بگوید و بعد از رکوع پنجم و دهم قبل از تکبیر «سمع الله لمن حمده» نیز اضافه کند. 

مستحب است پیش از خم شدن به رکوع دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم قنوت بخواند، و می تواند فقط به قنوت آخر اکتفا کند.

اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش به جائی نرسد نماز باطل است.

اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جائی نرسد، نمازش باطل است و اگر در عدد رکوع ها شک کند باید بنا را بر کمتر بگذارد، مثلا اگر شک کند چهار رکوع انجام داده یا پنج رکوع، باید یک رکوع هم بجا آورد، ولی اگر شک او بعد از رسیدن به سجده باشد اعتنا نکند.

هر یک از رکوع های نماز آیات رکن است و اگر عمداً یا سهواً کم یا زیاد شود نماز باطل است.