نماز قضا

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، باید قضای آن را به جا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده، یا به واسطه مستی نماز نخوانده باشد. و اگر به جهت بیهوشی باشد که به اختیار خودش بوده (مثلاً به خاطر عمل جراحی پزشک او را به رضایت خودش در تمام وقت بیهوش کرده) به احتیاط واجب باید نمازش را قضا کند. ولی نمازهای یومیّه که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده، قضا ندارد.

اگر بفهمد نمازی که خوانده باطل بوده، باید دوباره بخواند و اگر  وقت نماز گذشته باید قضای آن را به جا آورد.

کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فوراً آن را به جا آورد.

کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی بخواند.

اگر انسان احتمال دهد که نمازهای گذشتۀ او یا بعضی از آن ها صحیح نبوده، یا قضا شده، احتیاط مستحب آن است که قضای آن را به جا آورد.

لازم نیست قضای نمازهای یومیه را به ترتیبی که فوت شده اند به جا آورد مگر در نمازهائی که در ادای آن ها ترتیب لازم است مانند نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز، اگر چه در غیر آن ها نیز مراعات ترتیب بهتر است.

اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیّه مانند نماز آیات را بخواند، یا مثلاً قضای یک نماز یومیّه و چند نماز غیر یومیّه را بخواند، لازم نیست آن ها را به ترتیبی که فوت شده اند به جا آورد.

اگر ترتیب نمازهائی را که قضا شده فراموش کند بهتر است طوری آن ها را بخواند که یقین کند به ترتیبی که قضا شده به جا آورده  است؛ مثلاً اگر قضای یک نماز ظهر و یک نماز مغرب بر او واجب است و نمی داند کدام اول قضا شده، اول یک نماز مغرب و بعد از آن یک نماز ظهر و دوباره نماز مغرب را بخواند، یا به عکس، اول یک نماز ظهر و بعد یک نماز مغرب و دوباره نماز ظهر را بخواند، تا یقین کند ترتیب حاصل شده است .

اگر نماز ظهر یک روز و نماز عصر روز دیگر، یا دو نماز ظهر، یا دو نماز عصر از او قضا شده و نمی داند کدام اول قضا شده است چنانچه دو نماز چهار رکعتی بخواند به نیت این که اولی قضای روز اول و دومی قضای نماز روز دوم باشد در تحقّق ترتیب کافی است.

اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشاء یا یک نماز عصر و یک نماز عشاء از او قضا شود و نداند کدام اول قضا شده است، بهتر است طوری آن ها را بخواند که یقین کند به ترتیب به جا آورده است؛ مثلاً اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشاء قضا شده و اولی آن-ها را نمی داند، اول یک نماز ظهر، بعد یک نماز عشاء، دوباره یک نماز ظهر بخواند، یا اول یک نماز عشاء، بعد یک نماز ظهر، دوباره یک نماز عشاء بخواند.

کسی که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده ولی نمی داند نماز ظهر است یا نماز عصر یا نمی داند ظهر است یا عشاء، یا نمی داند عصر است یا عشاء، یا نمی داند ظهر است یا عصر یا عشاء اگر یک نماز چهار رکعتی به نیّت قضای نمازی که نخوانده به جا آورد کافی است و در صورت دوم و سوم و چهارم نسبت به جهر و اخفات مخیّر است.

کسی که پنج نماز پشت سر هم از او قضا شده و نمی داند اولی آن ها کدام است، اگر بخواهد آن ها را به ترتیب قضا نماید، چنانچه نُه نماز به ترتیب بخواند- مثلاً از نماز صبح شروع کند و بعد از آن که ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند، دو مرتبه صبح و ظهر و عصر و مغرب را بخواند- یقین به ترتیب حاصل می شود. و اگر به جای پنج نماز، شش نماز به همان ترتیب که گفته شد قضا شده، ده نماز به ترتیب قضا کند، و به همین ترتیب برای هر نمازی که به تعداد نمازهای قضای او اضافه شود- در صورتی که پشت سر هم قضا شده باشد- یک نماز به ترتیب بالا بر نمازهائی که می خواند، اضافه نماید، یقین به حصول ترتیب پیدا می شود.

کسی که می داند پنج نماز از نمازهای یومیّه او هر کدام از یک روز قضا شده و ترتیب آن ها را نمی داند، بهتر این است که نماز پنج شبانه روز را بخواند و اگر شش نماز به همین ترتیب قضا شده، نماز شش شبانه روز را بخواند، و همچنین برای هر نمازی که به نمازهای قضای او اضافه شود، یک شبانه روز بیشتر بخواند، تا یقین کند به ترتیبی که قضا شده به جا آورده است.

کسی که مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضا شده و شمارۀ آن-ها را نمی داند، یا فراموش کرده، مثلاً نمی داند که سه یا چهار یا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است، ولی بهتر این است که به قدری نماز بخواند که یقین کند تمام آنها را خوانده است، مثلاً اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده است و یقین دارد که بیشتر از ده نماز نبوده، بهتر است احتیاطاً ده نماز صبح بخواند.

کسی که فقط یک نماز قضا از روزهای قبل دارد ، یا از روزهای قبل نماز قضا ندارد ولی یک نماز یا بیشتر در  همان روز از او قضا شده است، در صورتی که ممکن است، و وقت نماز ادا فوت نمی شود،  بنا بر احتیاط  نماز قضا را پیش از نماز ادا بخواند.

اگر در اثناء نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همان روز یا فقط یک نماز از روزهای قبل قضا شده چنانچه وقت نمازی که می خواند وسعت دارد، و ممکن است نیت را به نماز قضا برگرداند احتیاط آن است همانجا نیت قضا کند، مثلاً اگر در نماز ظهر پیش از رکوع رکعت سوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز یا یک نماز صبح از روزهای قبل قضا شده، احتیاطاً نیت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو رکعتی تمام کند،  سپس ظهر را بخواند، ولی اگر وقت نماز ادا تنگ است نباید نیت را به قضا برگرداند، و همچنین است اگر برگرداندن نیت ممکن نباشد مثلاً در رکوع سوم یادش بیاید که نماز صبح را نخوانده (که اگر در این حال نیت قضای صبح بکند یک رکوع که رکن است زیاد می شود).

اگر از روزهای گذشته چند نماز و از همان روز یک نماز یا بیشتر از او قضا شده، چنانچه برای قضای همه آن ها وقت ندارد، یا نمی خواهد همه را در آن روز بخواند احتیاط آن است که نماز قضای آن روز را پیش از نماز ادا بخواند، ولی بهتر است آن را بعد از قضای نمازهای سابق دوباره به جا آورد.

تا انسان زنده است-  اگر چه از خواندن نمازهای قضای خود عاجز باشد- دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

نماز قضا را  می توان با جماعت خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضاء و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر قضای نماز ظهر یا عصر را با نماز مغرب امام بخواند اشکال ندارد.

مستحب است کودکی را که مفهوم نماز و روزه را می فهمد (یعنی در شش یا هفت سالگی است) به خواندن نماز و سایر عبادت ها عادت دهند، بلکه بهتر است او را به قضای نماز هم تشویق کنند. (البته به گونه ای نباشد که موجب ناراحتی و بیزاری او از نماز گردد).
نماز قضای پدر که بر پسر بزرگتر واجب است

اگر نماز پدر فوت شده- هر چند از روی نافرمانی بوده- و قضای آن را با این که می توانسته، به جا نیاورده است،  بر پسر  بزرگترش واجب است که بعد از مرگ او به جا آورد، یا برای انجام دادن آن اجیر بگیرد، ولی اگر شخص دیگری به جا آورد، از پسر  بزرگتر ساقط می-شود. همچنین است بنا بر احتیاط مستحب قضای نمازهای مادر. (مراد از پسر بزرگتر کسی است که پدر یا مادر هنگام مرگ، پسری بزرگتر از او نداشته باشند).

اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدرش نماز قضا داشته یا نه، چیزی بر او واجب نیست.

اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که به جا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.

اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است،  قضای نماز پدر بر هیچ  کدام از پسرها واجب نیست، ولی اگر احتیاطاً یکی از آن  ها بخواند یا بین خودشان قسمت کنند و بخوانند، چنانچه در واقع تکلیفی داشته باشند ساقط می شود.

اگر میت وصیّت کرده باشد که برای قضای نمازهایش اجیر بگیرند،  بعد از آن که اجیر نمازهای او را به طور صحیح به جا آورد، بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست.

اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز مادر را قضا نماید، باید در جهر و اخفات مطابق تکلیف خود عمل نماید، یعنی قضای نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را باید بلند بخواند.

کسی که خودش نماز قضا دارد، اگر نماز پدر یا مادر را هم بخواهد قضا کند، هر کدام را اول بجا آورد صحیح است.

هرگاه پسر بزرگتر موقع مرگ پدر، نابالغ یا دیوانه باشد هر وقت بالغ شد، یا عاقل گردید، باید نماز پدر  را قضا نماید.

اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز پدر را قضا کند، بمیرد بر پسر کوچکتر از او واجب نیست قضا کند.