مکان نمازگزار

«شرط اول»  آن که مباح باشد.
کسی که در ملک غصبی نماز می خواند اگر چه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش بنابر احتیاط باطل است. این در صورتی است که مواضع سجودش یا یکی از آن مواضع غصبی نباشد، و گرنه بلااشکال باطل است. و همچنین است حال در مسائل آینده، ولی نماز در خیمه غصبی، و زیر سقف غصبی باطل نیست. 
 

در ملکی که منفعت آن مال دیگری است، بدون رضایت مالک منفعت، نماز صحیح نیست؛ مثلاً در خانه اجاره‌ای اگر صاحب خانه یا دیگری بدون رضایت مستأجر، نماز بخواند، نمازش حکم نماز خواندن در ملک غصبی را دارد– که در مسأله قبل گذشت– و اگر میّت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند در صورتی که عمل به وصیت نشده باشد، نماز خواندن در ملک او همین حکم را دارد. 

کسی که در مسجد نشسته، اگر دیگری او را کنار زند و جای او را اشغال کند مرتکب گناه شده و بنابر احتیاط واجب آنجا نماز نخواند. 

اگر در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است، ولی کسی که خودش جائی را غصب کرده، اگر فراموش کند و در آن جا نماز بخواند، حکمش همان است که در مسأله (875)گفته شد.

اگر بداند جایی غصبی است، ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، حکمش همان است که در مسأله 875 گذشت.

کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند چنانچه حیوان سواری یا زین یا نعل آن غصبی باشد نماز او باطل است، ولی اگر وظیفه اش این باشد که سجده را با اشاره انجام دهد، بطلان نماز در این صورت بنابر احتیاط است. و همچنین است اگر بخواهد سوار بر آن حیوان نماز مستحبی بخواند.

کسی که در ملکی با دیگری شریک است، اگر سهم او مشخص و جدا نباشد، بدون رضایت شریکش نمی تواند در آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.

اگر با عین پولی که خمس یا زکات آن را نداده ملکی بخرد، تصرف او در آن ملک حرام و نمازش در آن، حــکم نماز در ملک غصبی را –که در مسأله 875 گفته شد- دارد.

اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد، و انسان نداند که قلباً راضی است یا نه، نمازش در آن ملک صحیح است و اگر بداند که قلباً راضی نیست نماز خواندن جایز نیست و اگر بخواند در حکم نماز خواندن در ملک غصبی است. و اگر اجازه ندهد، نمی تواند در آن جا نماز بخواند مگر این که بداند قلباً راضی است که در این صورت نماز صحیح است.

تصرف در ملک میّتی که خمس یا زکات بدهکار است، بنابر احتیاط واجب حرام، و نماز خواندن در آن مانند نماز خواندن در ملک غصبی است، ولی اگر بدهی او را بدهند، یا ضامن شوند که ادا نمایند – به  نحوی  که از عهده میّت ساقط شود – تصرف و نماز در آن ملک، با رضایت ورثه اشکال ندارد. 

تصرف در ملک میتی که به مردم بدهکار است، بنابر احتیاط واجب حرام، و نماز خواندن در آن مانند نماز خواندن در ملک غصبی است، ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میّت معمول است. اشکال ندارد و نیز اگر ضامن شوند که قرض های او را بپردازند و طلبکارها ضمانت را قبول کنند، یا بنای اداء قرض را بدون مسامحه داشته باشند که اطمینان به رضایت طلبکارها پیدا شود، تصرف و نماز در آن ملک با رضایت ورثه مانعی ندارد.

اگر میّت وارث صغیر یا دیوانه  یا غائب داشته باشد تا ارث آنها پرداخت نشده، تصرف در ملک میّت حرام و نماز خواندن در آن مانند نماز خواندن در ملک غصبی است، مگر آن که ولی شرعی آنها –در مواردی که اذن ولی نافذ است- اجازه دهد، ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میّت و نظیر آن معمول است اشکال ندارد.

نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اینها که برای واردین آمده است، اشکال ندارد، ولی در غیر این قبیل جاها در صورتی می شود نماز خواند که مالک اجازه بدهد یا حرفی بزند که اطمینان حاصل شود که برای نماز خواندن اذن داده است؛ مثل این که به کسی اجازه دهد که در ملک او بنشیند و بخوابد به طوری که اطمینان پیدا شود برای نماز خواندن هم اذن داده است، و همچنین است اگر انسان از هر راهی اطمینان به رضایت مالک یا کسی که رضایت او شرعاً معتبر است، داشته باشد.

درزمین های بسیار وسیعی که سیرۀ مردم بر استفاده های جزئی از آنها – نظیر نماز خواندن و نشستن و خوابیدن- جاری است بی اجازه مالک می شود نماز خواند، مگر این که انسان بداند که مالک یا یکی از مالک ها راضی نیست  یا صغیر یا مجنون است و پدر یا جد پدری ندارد.

مکان نمازگزار نباید طوری حرکت داشته باشد که مانع از ایستادن نمازگزار و انجام رکوع و سجود متعارف او بلکه بنابر احتیاط واجب نباید مانع از آرامش بدن او شود، و اگر به واسطه تنگی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جائی که حرکت دارد؛ مانند اتومبیل، کشتی، قطار و هواپیما، نماز بخواند به قدری که ممکن است باید استقرار و قبله را رعایت نماید، و اگر در اثر حرکت آنها از رو به قبله بودن خارج شد باید در حد امکان به طرف قبله برگردد، و در حال بر گشتن به سوی قبله چیزی نخواند.

نماز خواندن در اتومبیل و کشتی  و قطار و مانند اینها در وقتی که ایستاده اند با رعایت اجزاء و شرائط مانعی ندارد و همچنین در وقتی که حرکت آنها زیاد و مانع از آرامش بدن نمازگزار نباشد.

روی خرمن گندم و جو و تپه ای از شن و مانند اینها که نمی شود بی حرکت ماند و واجبات نماز را با شرائط انجام داد، نماز باطل است.

احتیاط مستحب آن است که در جایی و در شرائطی نماز بخواند که احتمال بدهد آن را تمام می کند، و اگر به واسطۀ باد و باران و فشار جمعیت و مانند اینها اطمینان به تمام کردن نماز ندارد، چنانچه به امید تمام کردن، با قصد قربت نماز را شـروع نماید و اتفاقاً تمام کند، نمازش اشکالی ندارد. 

روی چیزی نماز نخواند که ایستادن و نشستن روی آن حرام است، مانند جایی از فرش که اسم خدا بر آن نوشته شده، و اگر بخواند بنابر احتیاط صحیح نیست. و در جائی که ماندن درآن حرام است مثلا زیر سقفی که نزدیک است خراب شود، اگر نماز بخواند معصیت کرده است ولی نمازش اشکال ندارد.

برای این که بتواند واجبات نماز را انجام دهد، نباید در جایی نماز بخواند که سقف آن کوتاه است و نمی‌تواند بایستد یا به اندازه ای کوچک است که جای رکوع و سجود ندارد. واگر ناچار شود در جایی نماز بخواند که نتواند  بایستد، باید نشسته نماز بخواند و اگر رکوع و سجود ممکن نیست به قدری که ممکن است– و رکوع و سجود به آن گفته می‌شود- به جا آورد؛ و اگر این هم ممکن نشـد رکوع و سجود را با اشارۀ سر انجام دهد. 

نماز خواندن جلوتر از قبر پیغمبر (ص) و امام (ع) خلاف ادب و احترام می‌باشد و در صورتی که هتک و بی احترامی شمرده شود، حرام است و دراین صورت بنابر احتیاط به آن نماز اکتفا ننماید و اگر در حال نماز چیزی مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که بی احترامی نشود، اشکال بر طرف می شود؛ ولی فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه ای که روی آن افتاده است کافی نیست.

«شرط پنجم»

 آن که مکان نمازگزار اگر نجس است به طوری تر نباشد که نجاستِ موجب بطلان نماز به بدن یا لباس او برسد. ولی نجاست جائی که پیشانی را بر آن می گذارد حتی اگر خشک هم باشد نماز را باطل می کند. و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.

«شرط ششم»

 هنگامی که زن و مرد نماز می خوانند احتیاط واجب آن است که زن یا پشت سر مرد بایستد، یا اگر در کنار مرد نماز می‌خواند کمی عقب تر از او باشد که جای سجده او جلو تر از سینه مرد در حال سجده، نباشد و چنانچه برابر هم ایستادند بین آنها به مقدار یک وجب یا بیشتر فاصله باشد، و نماز خواندن در فاصله بیشتر از این و کمتر از ده ذراع مکروه است. و در صورتی که مرد پشت سر زن ایستاده، بنابر احتیاط واجب باید فاصلۀ آنها بیشتر از ده ذراع باشد، ولی در مکه (مسجد الحرام ) رعایت این شرط ها لازم نیست.

اگر زن برابر مرد، یا جلوتر، با فاصله ای کمتر از آنچه که لازم است و در «شرط ششم» گفته شد بایستد، و با هم نماز را شروع کنند، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخوانند و اگر یکی بعد از دیگری نماز را شروع کند، فقط او بنابر احتیاط واجب نمازش رادوباره بخواند.

اگر بین مرد و زن دیوار یا پرده یا چیز دیگری باشد نمازشان صحیح است اگرچه فاصله لازم که ذکر آن گذشت در بین آنها نباشد.

«شرط هفتم»

آن که جای پیشانی نمازگزار از جای سر انگشت پای او بلکه از جای زانوهای او نیز بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا بنابر احتیاط پست‌تر نباشد و تفصیل این مسأله در احکام سجده خواهد آمد.

بودن مرد و زن نامحرم در جای خلوت که دیگری نمی‌تواند وارد شود اشکال دارد، و احتیاط مستحب آن است که در آن جا نماز نخوانند.

نماز خواندن در مجالس لهو و لعب که تار و مانند آن می‌نوازند شایسته نیست. و  گوش کردن  به آنها حرام است.

نماز واجب بر پشت بام کعبه در حال اختیار بنابر احتیاط واجب صحیح نیست ولی در حال ناچاری اشکال ندارد، و ظاهر این است که در داخل کعبه حتی در حال اختیار صحیح است ولی کراهت دارد.

خواندن نماز مستحب در خانه کعبه اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنی دو رکعت نماز بخوانند.

در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند، و بهتر از همة مسجدها مسجد‌الحرام است، و بعد از آن مسجد پیغمبر (صلی‌الله‌ علیه وآله و سلم)، و بعد از آن مسجد کوفه. و در روایات، مساجد با فضیلت دیگری نیز از جهت ثواب نماز و اهمیت دعا در آنها و سایر مزایا نام برده شده، مانند مسجد بیت‌المقدس، مسجد سهله، مسجد قبا، مسجد خیف، مسجد الغدیر، مسجد براثا، مسجد جامع هر شهر، مسجد محله و مسجد بازار.

برای زن ها بهتر آن است که برای نماز خود مکانی را در خانه انتخاب کنند که نسبت به جاهای دیگر آن از نامحرم محفوظ‌تر است.

برای نماز در حرم امامان (علیهم السلام) ثواب و فضیلت زیادی ذکر شده و در حدیث آمده که نماز در حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام) برابر با دویست هزار نماز است.

در روایات برای رفتن به مســـجد و نماز خواندن در آن زیاد تأکید شده است و برای همسایه‌ی مسجد شایسته نیست بدون عذر نمازش را در غیر مسجد بخواند.

سزاوار است انسان با کسی که از مسجد روگردان شده و در آن برای نماز جماعت حاضر نمی شود، غذا نخورد، و در کارها با او مشورت نکند و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

نماز خواندن در چند جا مکروه است، از جمله:

1- در حمام،

2- در زمین نمک زار،

3- در جاده اگر چه برای کسانی که عبور می‌کنند ایجاد زحمت نکند و گرنه مزاحمت حرام است، ولی نماز باطل نیست،

4- در مقابل آتش و چراغ،

5- در مکانی که آن را محل بول قرار داده‌اند

6- روبروی عکس و مجسمه چیزی که روح دارد مگر آن که روی آن پرده بکشند،

7- مقابل قبر،  

8- درمیان قبرها. 

کسی که در محل عبور مردم نماز می‌خواند یا روبروی او کسی یا حیوانی قرار دارد، مستحب است جلوی خود چوبی یا چیز دیگری از این قبیل بگذارد که میان او و عبور کننده قرار گیرد .

نجس کردن زمین و سقف و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده باید فوراً نجاست آن را برطرف کند و نجس کردن پشت بام مسجد و طرف بیرون دیوار آن اگر موجب هتک مسجد باشد حرام است و اگر نجس شد باید نجاست آن را برطرف کنند. و اگر موجب هتک نباشد هم احتیاط آن است که آن را نجس نکنند مگر آن که واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.

اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند تطهیر مسجد بر او واجب نیست، ولی بنابر احتیاط باید به کسی که احتمال می دهد اگر بگوید آن را تطهیر می‌کند، اطلاع بدهد.

اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست، در صورتی که خرابی، کلی و مستلزم ضرر وقف نباشد، باید آن را بکنند یا خراب نمایند و پر کردن جایی که کنده‌اند و ساختن جایی که خراب کرده‌اند واجب نیست. ولی اگر چیزی، مانند آجر مسجد نجس شود، در صورتی که ممکن باشد، بنابر احتیاط باید بعد از آب کشیدن به جای اولش بگذارد.

اگر مسجدی را غصب کنند و آن را از صورت مسجد به کلی در آورند به طوری که دیگر به آن مسجد نگویند؛ مثلاً به جای آن، خانه یا مانند آن بسازند، بنابر احتیاط باز هم نجس کردن آن حرام است، ولی بعد از تغییر عنوان اگر نجس شود تطهیر آن واجب نیست.

نجس کردن حرم مطهر پیامبر(ص) و امامان(ع) اگر موجب هتک باشد حرام و تطهیر آن در این صورت واجب است بلکه اگر موجب هتک هم نباشد نجس کردن بنابر احتیاط واجب حرام است ولی اگر نجس شد چنانچه نجس ماندن بی احترامی باشد تطهیر آن واجب ،وگر نه  احتیاط مستحب است.

اگر حصیر مسجد نجس شود بنابر احتیاط باید آن را آب بکشند.   ولی اگر به واسطه آب کشیدن خراب می شود و بریدن جای نجس نزدیکتر به صلاح مسجد است. چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی به مسجد باشد-باید آن را ببرند.