احکام وقت نماز

موقعی انسان می‌تواند مشغول نماز شود که یقین یا اطمینان پیدا کند - یا دو مرد عادل به او خبر دهند -که وقت داخل شده است بلکه به خبر دادن موذّنی که وقت‌شناس و مورد اطمینان باشد، یا به اذان گفتن او نیز می‌توان اکتفا نمود.

اگر بواسطۀ مانع شخصی مانند نابینائی یا در زندان بودن، یا یکی از موانع عمومی از قبیل ابر یا غبار و مانند اینها نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت یقین کند، احتیاط واجب آن است که نماز را به تأخیر بیندازد  تا یقین یا اطمینان کند که وقت داخل شده است.

اگر به یکی از راههائی که در مسأله 750 گذشت برای انسان ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده. و اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده بود، بنابر احتیاط نماز را اعاده نماید.

اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین یا اطمینان به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است، و اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است، بلکه اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است باید دوباره آن نماز را بخواند.

اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است.ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت داخل شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.  

اگروقت نماز به قدری تنگ است، که به واسطه بجا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می‌شود باید آن مستحب را به جا نیاورد؛ مثلاً اگربه واسطۀ خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده می‌شود، باید قنوت را نخواند.

کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارداگرچه نمازش ادا است و باید آن را فورا بخواند ولی احتیاط مستحب آن است که نیّت ادا و قضا نکند و باید دانست که تأخیر انداختن نماز تا این اندازه جایز نیست.

کسی که مسافر نیست، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و همچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عشا را بخواند و بعداً مغرب را و احتیاط آن است که در نماز مغرب نیّت ادا و قضا نکند و نماز عشا را تا طلوع فجر دوباره بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد.

کسی که مسافر است اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه رکعت وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند، و اگر تا نصف شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب وعشا را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عشا را بخواند، و بعداً مغرب را به جا آورد و چنان چه بعد از خواندن نماز عشا معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر تا نصف شب مانده است، باید نماز مغرب را فوراً بخواند و احتیاط آن است که در نماز مغرب نیّت ادا و قضا نکند و نماز عشا را تا طلوع فجر دوباره بدون نیّت ادا و قضا به جا آورد.

مستحبّ است انسان نماز را در  اول وقت آن بخواند. در باره آن زیاد سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است مگرآن که تأخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً کمی صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

هر گاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تیمّم بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است، یا از برطرف شدن آن مأیوس باشد، می‌تواند در اول وقت با تیمم نماز بخواند، ولی اگر مأیوس نباشد باید صبر کند تا بعد از برطرف شدن عذرش نماز بخواند و چنان چه عذر او برطرف نشد در آخر وقت با تیمم نماز بخواند. ولازم نیست به قدری صبر کند که فقط کارهای واجب نماز را بتواند انجام دهد، بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه وقنوت، وقت دارد، می‌تواند تیمم کند و نماز را با مستحبات به جا آورد. و در عذرهای دیگر غیر از موارد تیمم، اگرچه از برطرف شدن عذر مأیوس نباشد، جایز است اول وقت رجاءً نماز بخواند ولی چنان چه در وقت عذرش برطرف گردد، لازم است نماز را اعاده نماید (مگر در بعض موارد که فعلا جای ذکرش نیست).

کسی که احکام شک و سهو در نماز، یا سایر مسائل آن را نمی‌داند و احتمال می‌دهد که یکی از اینها در نماز پیش آید و به واسطه یاد نگرفتن، واجبی را ترک کند یا حرامی را مرتکب شود، باید آنها را یاد بگیرد اگر چه موجب تأخیر نماز از اول وقت آن باشد، ولی اگر به امید آن که نماز را به طور صحیح انجام دهد، پیش از یاد گرفتن آن احکام مشغول نماز شود و در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی‌داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگرپیش آید، جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می‌دهد- به امید اینکه وظیفه‌اش همان است – عمل نماید و نماز را تمام کند، ولی بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند، و اگر صحیح بوده اعاده لازم نیست.

اگر وقت نماز وسعت دارد وطلبکار هم طلب خود را مطالبه می کند، در صورتی که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و هم چنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد پیش آمد کند مثلاً ببیند مسجد نجس است، باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند، و در هردو صورت چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده، ولی نماز او صحیح است.