احکام نماز و اهمیّت آن

در سفر باید نماز های چهار رکعتی را با شرائطی که بعداً گفته می شود، دو رکعت خواند.

هنگام مایل شدن خورشید از وسط آسمان به سمت مغرب، ظهر شرعی شده است که در بعض مناطق مانند شهر های شرقی  ایران چند دقیقه زودتر از ساعت دوازده و در بعض مناطق دیگر مانند شهرهای غربی آن دیرتر از ساعت دوازده می‌باشد و در شهرهایی همچون قم و تهران  گاهی کمی پیش از این ساعت و گاهی کمی بعد از آن است. و بهترین راه برای پی بردن به دخول وقت ظهر، استفاده از شاخص می‌باشد.

و آن به این ترتیب است که قطعه چوبی یا میله‌ای را به طور عمودی در زمین هموار فرو کنند، صبح که خورشید می‌تابد سایه این شاخص به طرف مغرب می‌افتد و هر چه آفتاب بالا بیاید سایه کم می‌شود تا جایی که به آخرین درجه کمی می‌رسد. سپس همین که سایه دوباره رو به زیاد شدن گذاشت و به سمت مشرق برگشت، معلوم می‌شود ظهر شرعی شده است. البته در بعضی شهرها مانند مکه چون آفتاب در بعضی از روز های سال هنگام ظهر کاملاً عمودی می‌تابد، سایه شاخص به کلی از بین می‌رود، در چنین موقعیتی هنگامی که سایه مجدداً پیدا شود، معلوم می‌شود که ظهر شده است.

از اول ظهر شرعی تا غروب آفتاب وقت نماز ظهر و عصر می‌باشد به این ترتیب که نماز عصر بعد از نماز ظهر خوانده شود.

و از اول این وقت به مقداری که مکلف نماز ظهر را مطابق وظیفه‌اش بخواند، مخصوص نماز ظهر است به این معنی که اگر کسی نماز عصر را عمداً در این وقت بخواند باطل است. و اگر سهواً تمام نماز عصر را در این وقت بخواند، بنا بر احتیاط واجب باطل است و از آخر وقت مذکور به اندازه‌ای که مکلّف نماز عصر را مطابق وظیفه‌اش بخواند، مخصوص نماز عصر است به این معنی که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند نماز ظهر او قضا شده و این موقع باید نماز عصر را بخواند. و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک این دو نماز است ولی اگر کسی در این وقت نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخواند باطل است و اگر اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند نمازش صحیح است ولی احتیاط مستحب آن است که آن را نماز ظهر قرار داده، چهار رکعت دیگر به قصد ما فی‌الذمه به جا آورد.

اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند؛ یعنی قصد کند آنچه از این نماز خوانده و آنچه مشغول است و آنچه تا آخر نماز می‌خواند همه نماز ظهر باشد، و بعد از آن که نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص ظهر باشد، احتیاط آن است که نیّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند، بعد هردو نماز را به ترتیب به جا آورد.

روزجمعه اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یا امام معصوم (علیه السلام) یا نائب خاص آنها نماز جمعه را اقامه کند، بر هر کسی که واجد شرائط آن باشد واجب است به جای نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند.

و در زمان غیبت، بنا بر اظهر انسان مخیّر است نماز ظهر، یا نماز جمعه را( در صورتی که با شرائطش اقامه شود)، به جای آورد، و اگر نماز جمعه را خواند بهتر است احتیاطاً نماز ظهر را هم بخواند.

وقت نماز جمعه از اول ظهر است به مقداری که بتوان آن را با رعایت آداب و شرائطش(وضو یا غسل و حاضر شدن نمازگزاران در محل اقامه و غیر اینها) بلکه با مختصر تأخیری به جا آورد. و اگر بیشتر تأخیر افتاد  احتیاط واجب آن است که بجای نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

ماز جمعه باید به جماعت خوانده و به صورت فرادی صحیح نیست و عدد نمازگزاران اگر با امام به پنج نفر برسدکافی است، ولی با کمتر از آن نماز جمعه منعقد نمی‌شود.

احتیاط واجب آن است که انسان تا سرخی طرف مشرق (که بعد از غروب آفتاب پیدا می‌شود) از بالای سر نگذشته نماز مغرب را به جا نیاورد.

از وقتی که در مسأله‌ قبل ذکر شد تا نصف شب، وقت نماز مغرب و عشا است به این ترتیب که نماز عشا بعد از نماز مغرب خوانده شود. و از اول این وقت به مقداری که مکلّف نماز مغرب را مطابق وظیفه اش بخواند مخصوص نماز مغرب است که اگر کسی نماز عشا را عمداً در این وقت بخواند باطل است، و اگر مثلاً مسافر باشد و سهواً تمام نماز عشا را در این وقت بخواند بنا بر احتیاط واجب باطل است، چنان که از آخر وقت مذکور به مقداری که مکلّف نماز عشا را مطابق وظیفه‌اش بخواند مخصوص نماز عشا است که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را نخواند باید در این موقع نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و ما بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک این دو نماز است ولی اگر کسی در این وقت نماز عشا را عمداً قبل از نماز مغرب بخواند باطل است.

در وقت مشترک نماز مغرب و عشا اگر کسی اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد.

اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول خواندن نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه آنچه را که خوانده در وقت مشترک خوانده و به رکوع رکعت چهارم نرفته است باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند، و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته، احتیاط آن است که نماز را تمام کند و بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشا رادوباره بخواند. امااگر آنچه را که خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب باشد و پیش از رکعت چهارم یادش بیاید احتیاطاً نیت را به مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و دوباره نماز مغرب و بعد از آن عشا را بخواند.

آخر وقت نماز عشا نصف شب است و احتیاط واجب آن است که در این مورد و نظائرش شب را از اول غروب آفتاب تا اذان صبح حساب کنند.

اگر از روی معصیت، یا به واسطه عذری نماز مغرب یا عشا یا هر دو را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت ادا یا قضا کند به جا آورد .

نزدیک اذان صبح ازطرف مشرق سفیده‌ای رو به بالا حرکت می‌کند که آن را فجر اول یا فجر کاذب گویند، موقعی که آن سفیده در طرف مشرق پهن و گسترده  شد، فجر دوم یا فجر صادق و اول وقت نماز صبح است. وآخر وقت نماز صبح، اول طلوع آفتاب می‌باشد .

موقعی انسان می‌تواند مشغول نماز شود که یقین یا اطمینان پیدا کند - یا دو مرد عادل به او خبر دهند -که وقت داخل شده است بلکه به خبر دادن موذّنی که وقت‌شناس و مورد اطمینان باشد، یا به اذان گفتن او نیز می‌توان اکتفا نمود.

اگر بواسطۀ مانع شخصی مانند نابینائی یا در زندان بودن، یا یکی از موانع عمومی از قبیل ابر یا غبار و مانند اینها نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت یقین کند، احتیاط واجب آن است که نماز را به تأخیر بیندازد  تا یقین یا اطمینان کند که وقت داخل شده است.

اگر به یکی از راههائی که در مسأله 750 گذشت برای انسان ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده. و اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده بود، بنابر احتیاط نماز را اعاده نماید.

اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین یا اطمینان به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است، و اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است، بلکه اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است باید دوباره آن نماز را بخواند.

اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است.ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت داخل شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.  

اگروقت نماز به قدری تنگ است، که به واسطه بجا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می‌شود باید آن مستحب را به جا نیاورد؛ مثلاً اگربه واسطۀ خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده می‌شود، باید قنوت را نخواند.

کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارداگرچه نمازش ادا است و باید آن را فورا بخواند ولی احتیاط مستحب آن است که نیّت ادا و قضا نکند و باید دانست که تأخیر انداختن نماز تا این اندازه جایز نیست.

کسی که مسافر نیست، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و همچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عشا را بخواند و بعداً مغرب را و احتیاط آن است که در نماز مغرب نیّت ادا و قضا نکند و نماز عشا را تا طلوع فجر دوباره بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد.

کسی که مسافر است اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه رکعت وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند، و اگر تا نصف شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب وعشا را به ترتیب بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید اول نماز عشا را بخواند، و بعداً مغرب را به جا آورد و چنان چه بعد از خواندن نماز عشا معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر تا نصف شب مانده است، باید نماز مغرب را فوراً بخواند و احتیاط آن است که در نماز مغرب نیّت ادا و قضا نکند و نماز عشا را تا طلوع فجر دوباره بدون نیّت ادا و قضا به جا آورد.

مستحبّ است انسان نماز را در  اول وقت آن بخواند. در باره آن زیاد سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است مگرآن که تأخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً کمی صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

هر گاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تیمّم بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است، یا از برطرف شدن آن مأیوس باشد، می‌تواند در اول وقت با تیمم نماز بخواند، ولی اگر مأیوس نباشد باید صبر کند تا بعد از برطرف شدن عذرش نماز بخواند و چنان چه عذر او برطرف نشد در آخر وقت با تیمم نماز بخواند. ولازم نیست به قدری صبر کند که فقط کارهای واجب نماز را بتواند انجام دهد، بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه وقنوت، وقت دارد، می‌تواند تیمم کند و نماز را با مستحبات به جا آورد. و در عذرهای دیگر غیر از موارد تیمم، اگرچه از برطرف شدن عذر مأیوس نباشد، جایز است اول وقت رجاءً نماز بخواند ولی چنان چه در وقت عذرش برطرف گردد، لازم است نماز را اعاده نماید (مگر در بعض موارد که فعلا جای ذکرش نیست).

کسی که احکام شک و سهو در نماز، یا سایر مسائل آن را نمی‌داند و احتمال می‌دهد که یکی از اینها در نماز پیش آید و به واسطه یاد نگرفتن، واجبی را ترک کند یا حرامی را مرتکب شود، باید آنها را یاد بگیرد اگر چه موجب تأخیر نماز از اول وقت آن باشد، ولی اگر به امید آن که نماز را به طور صحیح انجام دهد، پیش از یاد گرفتن آن احکام مشغول نماز شود و در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی‌داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگرپیش آید، جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می‌دهد- به امید اینکه وظیفه‌اش همان است – عمل نماید و نماز را تمام کند، ولی بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند، و اگر صحیح بوده اعاده لازم نیست.

اگر وقت نماز وسعت دارد وطلبکار هم طلب خود را مطالبه می کند، در صورتی که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و هم چنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد پیش آمد کند مثلاً ببیند مسجد نجس است، باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند، و در هردو صورت چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده، ولی نماز او صحیح است.

 

نمازگزار باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر، و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.

اگر به نیّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی‌تواند نیّت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند، و همین طور است در نماز مغرب و عشا .

اگر در بین نماز عصر یقین یا اطمینان پیدا کند که نماز ظهر را نخوانده و نیّت را به نماز ظهر برگرداند، سپس یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، چنانچه بعد از برگرداندن نیّت چیزی از اجزا و افعال را به قصد نماز ظهر انجام نداده، باید نیّت را دوباره به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام کند واگر انجام داده نماز را رجاءً به نیت عصر تمام کند وآن را دوباره بخواند.

اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه؟ نیّت را به نمازظهر برگرداند و نماز را تمام کرده بعد از آن نماز عصر را بخواند ولی اگر وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز، آفتاب غروب می‌کند، یا کمتر ازمقدار یک رکعت آفتاب می‌ماند، باید نماز را به نیّت نماز عصر تمام کند، و در این صورت نماز ظهر قضا ندارد.

اگر در نماز عشا پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه ،چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز، وقت عشا نیز تمام می‌شود و به مقدار یک رکعت هم باقی نمی ماند، باید به نیّت عشا نماز را تمام کند و بنا بگذارد که نماز مغرب را به جا آورده، ولی اگر به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت می ماند باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند، بعد نماز عشا را بخواند.

اگر در نماز عشا، بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه به مقدار پنج رکعت وقت باقی است، باید نماز را بر هم زده نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر وقت کمتر از این مقدار مانده، باید همان نماز عشا را تمام کند و خواندن مغرب لازم نیست .

اگر انســان نمازی را که خوانده، احتیـــاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را که باید پیش از آن می‌خواند، نخوانده است، نمی‌تواند نیّت را به آن نماز برگرداند: مثلاً موقعی که نماز عصر را احتیاطاً می‌خواند،

 اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است نمی‌تواند نیّت را به نماز ظهر برگرداند.

برگرداندن نیّت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به واجب جایز نیست.

انسان می‌تواند به تفصیلی که در مسأله 1394 خواهد آمد در بین نماز ادا، نیت را به نماز قضا برگرداند.

نمازهای مستحبّی زیاد است و آنها را نافله می گویند، و در بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه روزی بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روزهای جمعه سی و چهار رکعت هستند، که هشت رکعت نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا (که چون بنابر احتیاط واجب باید نشسته خوانده شود، یک رکعت حساب می‌شود) و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می‌باشد.

و در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر چهار رکعت اضافه می شود و بهتر آن است که هیجده رکعت آن پیش از ظهر و دو رکعت آن هنگام ظهر خوانده شود.

از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن به نیّت نافله شب، و دو رکعت آن به نیّت نماز شفع، و یک رکعت آن به نیّت نماز وتر خوانده می‌شود، و دستور کامل نافله شب در کتابهای دعا ذکر شده است.

نمازهای نافله را می‌شود نشسته خواند، هر چند در حال اختیار باشد، و لازم نیست هر دو رکعت را یک رکعت حساب کند ولی بهتر است ایستاده خوانده شود. به جز در نافله عشا که احتیاط در نشسته خواندن آن است.

از نافله‌های  شبانه‌روزی نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند، و نافله عشا چنانچه به قصد رجا خوانده شود مانعی ندارد.