احکام حائض

چند چیز بر حائض حرام است:

«اول» عبادت هائی که مانند نماز باید با وضو یا غسل یا تیمم به جا آورده شود به این معنی زنی که می داند حائض است، یا شرعاً در حکم حائض می باشد، یا از طریق شرعی می تواند حائض بودنش را بداند، جایز نیست این عبادت ها را- به قصد امر یا حتی رجاءً- به جا آورد مگر آن که از طریق شرعی به دست آورد که حائض نیست، ولی به جا آوردن عبادت هائی که هیچ کدام از وضو و غسل و تیمم برای آنها لازم نیست- مانند نماز میّت- مانعی ندارد.

«دوم» تمام چیزهائی که بر جنب حرام است به شرحی که در احکام جنابت در مسأله(361) گذشت.

«سوم» جماع کردن در فرج که هم برای مرد حرام است و هم برای زن، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند.

جماع کردن در روزهائی هم که حیض زن قطعی نیست ولی شرعاً باید برای خود حیض قرار دهد، جایز نیست، بنابراین زنی که باید به دستوری که بعداً می آید به عدد روزهای  عادت خویشان خود حیض قرار دهد، شوهرش نمی تواند در آن روزها با او نزدیکی نماید.

اگر مرد با زن خود در حال حیض نزدیکی کند لازم است استغفار کند و احتیاط مستحب آن است به تفصیلی که در مسأله(460) بیان می شود کفاره بدهد.

غیر از نزدیکی کردن با زن حائض سایر استمتاعات؛ مانند بوسیدن و ملاعبه نمودن مانعی ندارد، ولی مکروه است از ناف تا زانو بهره جنسی بگیرد مگر از روی لباس.

اگر مدّت حیض زن به سه قسمت تقسیم شود، کفاره نزدیکی در قسمت اول آن یک دینار و در قسمت دوّم نصف دینار و در قسمت سوّم یک چهارم دینار است؛ مثلاً زنی که شش روز خون حیض می بیند اگر شوهرش در شب یا روز اول و دوّم با او جماع کند، یک دینار و در شب یا روز سوّم و چهارم، نصف دینار و در شب یا روز پنجم و ششم، یک چهارم دینار طلای سکّه دار به فقیر صدقه بدهد. و بهتر است در قسمت سوّم هم نصف دینار بدهد و از آن بهتر این که در هر سه قسمت یک دینار بدهد.( وزن یک دینار هیجده نخود می باشد .

اگر طلای سکّه دار ممکن نباشد، قیمت آن را بدهد و اگر قیمت طلا در وقتی که جماع کرده با وقتی که می خواهد به فقیر بدهد فرق کرده باشد، قیمت وقتی را که می خواهد به فقیر بدهد حساب کند.

اگر کسی هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حیض همسرش با او جماع کند بنا بر احتیاط مستحب  هر سه کفاره را که سی ویک نخود و نیم می شود، به فقیر بپردازد.

اگر با زن حائض چند دفعه جماع کند بهتر آن است که برای هر دفعه یک کفّاره بدهد.

اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود گناه کرده و احتیاط مستحب آن است که کفاره بدهد.

اگر مرد با زن حائض زنا کند یا با زن حائض نامحرمی به گمان این که همسر خودش است جماع نماید، احتیاط مستحب آن است که کفّاره بدهد.

کسی که نمی دانست یا فراموش کرده بود که زن در حال حیض است یا نزدیکی با زن در حال حیض حرام است، و با او نزدیکی کرد و معلوم شد حائض بوده کفّاره ندارد.

اگر مرد با این که معتقد بود زن حائض است، با او نزدیکی کرد و بعداً معلوم شد که حائض نبوده است، کفاره ندارد.

طلاق دادن زن در حال حیض با شرایطی که در احکام طلاق گفته می شود، باطل است.

اگر زن بگوید حائضم یا از حیض پاک شده ام، باید حرف او را قبول کرد مگر این که اطمینان پیدا شود که دروغ می گوید.
 

اگر زن در بین نماز حائض شود نمازش باطل است و نمی تواند آن را ادامه دهد.

اگر زن در بین نماز شک کند که حائض شده یا نه، نمازش صحیح است.
ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده نمازی که خوانده باطل است.

 بعد از آن که زن از خون حیض پاک شد واجب است برای نماز و عبادت های دیگری که باید با وضو یا غسل یا تیمم به جا آورده شود، غسل کند. و دستور آن مثل غسل جنابت است و بهتر آن است که پیش از غسل وضو هم بگیرد.

بعد از آن که زن از خون حیض پاک شد اگر چه غسل نکرده باشد طلاق او صحیح است و شوهرش هم می تواند با او جماع کند، ولی احتیاط آن است که جماع پس از شستن فرج باشد و احتیاط مستحب آن است که پیش از غسل از جماع با او خودداری نماید، اما کارهای دیگری که در وقت حیض بر او حرام  بوده؛ مانند توقّف در مسجد و مسّ خط قرآن تا غسل نکند، بنابر احتیاط واجب بر او حلال نمی شود.

اگر آب برای وضو و غسل کافی نباشد و به اندازه ای باشد که بتواند غسل کند، باید غسل کند و احتیاط مستحب آن است که بدل از وضو تیمّم نماید و اگر فقط برای وضو کافی باشد و به اندازه غسل نباشد، احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد و عوض غسل باید تیمم نماید و اگر برای هیچ یک از آنها آب ندارد، بنابر احتیاط واجب عوض وضو یک تیممّ کند و عوض غسل نیز باید تیممّ دیگر بنماید.

نمازهای یومیّه ای که به سبب حیض از زن فوت شده، قضا ندارد، ولی روزه-های واجب را که در حال حیض نگرفته باید قضا نماید.

هر گاه وقت نماز داخل شود و بداند یا احتمال دهد که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض می شود، باید فوراً آن را بخواند، مگر این که احتمالش چنان ضغیف باشد که معمولاً عقلاً به آن اعتنا نمی کنند.

اگر زن نماز را تأخیر بیندازد و از اول وقت به اندازه خواندن یک نماز بگذرد، یا چنانچه به وضو یا غسل یا تیمّم احتیاج داشته، به اندازۀ انجام نماز با یکی از این ها و در صورت احتیاج به مقدمات دیگر هم از قبیل تهیّه لباس و تطهیر آن، به اندازه انجام نماز و همه این مقدمات بگذرد و زن حائض شود، قضاء آن نماز بر او واجب است، بلکه اگر از اول وقت فقط به اندازه انجام واجبات یک نماز با تحصیل طهارت از حدث ( در صورت احتیاج به آن) بگذرد و نماز نخواند و حائض شود، بنابر احتیاط واجب باید آن نماز را قضا نماید و در مقدار وقت لازم برای انجام واجبات باید حال خود را از نظر تند خواندن و کند خواندن و چیزهای دیگر، ملاحظه نماید؛ مثلاً زنی که مسافر نیست اگر در اول ظهر نماز نخواند، قضای آن در صورتی واجب می شود که از اول ظهر مقدار خواندن چهار رکعت نماز با انجام وضو یا غسل یا تیممّ( در صورت احتیاج با آن) بگذرد و حائض شود. و برای کسی که مسافر است، گذشتن مقدار دو رکعت به جای چهار رکعت کافی است.

اگر زن در فرصت آخر وقت نماز از خون پاک شود و به اندازه غسل و خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر از یک رکعت وقت داشته باشد بنابر احتیاط واجب باید نماز را بخواند و اگر نخواند قضای آن را بجا آورد.

اگر زن حائض بعد از پاک شدن به اندازه غسل وقت ندارد، ولی می تواند با تیمم نماز را در وقت بخواند، احتیاط واجب آن است که با تیممّ بخواند، ولی در صورتی که نخواند قضا ندارد و اگر گذشته از تنگی وقت از جهت دیگر تکلیفش تیممّ است؛ مثل آنکه آب برایش ضرر دارد، باید تیمم کند و آن نماز را بخواند و در صورتی که نخواند لازم است قضا نماید.

اگر زن بعد از پاک شدن از حیض شک کند که برای نماز وقت دارد یا نه باید نمازش را بخواند.

اگر وقتی که از حیض پاک شد به خیال این که به اندازه تهیّه مقدمات نماز و خواندن یک رکعت وقت ندارد نماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته، باید قضای آن نماز رابه جا آورد.

مستحب است زن حائض در وقت نماز با پنبه و مانند آن از آمدن خون جلوگیری کند (بلکه بهتر است خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند) و نیز مستحب است وضو بگیرد و اگر نمی تواند تیمم نماید و در جای پاکی رو به قبله بنشیند و به اندازه خواندن نماز مشغول ذکر خدا (خواندن قرآن و تسبیحات اربعه)، شود.

رساندن جائی از بدن به حواشی و میان سطرها و فاصله نوشته های قرآن و آویختن قرآن بر بدن، برای حائض مکروه است و همچنین است خضاب کردن به حنا( حنابستن) و مانند آن در حال حیض.