احكام جنابت

به دو چیز انسان جنب می شود
«اول» جماع
«دوم» بیرون آمدن منی- با یقین به منی بودنش- در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار، ولی در مورد زن اگر بی-شهوت بیرون آید، احتیاط واجب آن است که جمع کند بین وضو و غسل.

اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند که منی است یا بول، یا غیر اینها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده، و به جهت بیرون آمدن آن، بدن سُست شده، آن رطوبت حکم منی را دارد.
و اگر هیچیک از این سه نشانه یا بعضی از اینها را نداشته باشد، حکم منی را ندارد، ولی در زن، لازم نیست آن رطوبت با جستن بیرون آمده باشد. و در مریض اگر شهوت- ملازم با سستی بدن- پیدا شود و چنین رطوبتی از او بیرون آید حکم منی را دارد اگر چه موقع بیرون آمدن، جستن نداشته باشد و بدن سُست نشود.

اگر از مردی که مریض نیست آبی بیرون آید که یکی از سه نشانه ای که در مسأله پیش گفته شد را داشته باشد و نداند نشانه های دیگر را نیز داشته یا نه، چنانچه پیش از آمدن آب، وضو داشته، می تواند به همان وضو اکتفا کند، و اگر وضو نداشته، کافی است فقط وضو بگیرد و غسل بر او لازم نیست.
و اگر بعد از بول و استبراء از آن، آبی از او بیرون آید که می داند یا بول است، یا منی، چنانچه پیش از بیرون آمدن آن، وضو داشته، باید دوباره وضو بگیرد و غسل جنابت هم بکند و اگر وضو نداشته، باید وضو بگیرد و غسل لازم نیست.

مستحب است- ظاهراً- انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند، و اگر بول نکند و بعد از غسل، رطوبتی از او بیرون آید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، حکم منی را دارد.

اگر انسان با زن جماع کند و به اندازۀ ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چنانچه در قُبُل باشد هر دو جنب می شوند، خواه بالغ باشند یا نابالغ، منی بیرون بیاید یا نه، و همچنین است اگر در دُبُر باشد و منی بیرون آید، و اگر منی بیرون نیاید، احتیاط واجب آن است که جمع کنند بین وضو و غسل.

اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

اگر نعوذ بالله حیوانی را وطی کند؛ یعنی با او نزدیکی نماید و منی از او بیرون آید، باید غسل کند کفایت از وضو می کند. و اگر منی بیرون نیاید بنابر احتیاط هم وضو بگیرد و هم غسل کند، ولی اگر پیش از وطی، وضو داشته، احتیاطاً غسل کند و وضو لازم نیست.

اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید، یا انسان به وسیله ای از بیرون آمدن آن جلوگیری به عمل آورد،‌ یا شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست. 

کسی که همسرش پیش او است و آب برای غسل ندارد اگر تیمم برایش ممکن باشد، می تواند با همسرش نزدیکی کند، خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد یا پیش از آن. 

اگر در لباس یا بدن خود منی ببیند و بداند که از خود او است و برای آن غسل نکرده، باید غسل کرده و نمازهائی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده، دوباره بخواند، ولی نمازهائی را که احتمال می دهد پیش از بیرون آمدن آن خوانده لازم نیست قضا نماید.

نج چیز بر جنب حرام است 

«اول»: رساندن جائی از بدن خود به خط قرآن یا به اسم خدا- جل شأنه- به هر لغت که باشد، بلکه به صفات خاصّۀ او و اسم مبارک پیامبر اکرم (صلّی علیه و آله و سلّم) و سایر پیامبران و اسامی امامان (علیهم السلام) و اسم حضرت زهرا (سلام الله علیها)، نیز جائی از بدن خود را (به تفصیلی که در وضو در مسأله 325 گذشت) نرساند.

«دوم»: رفتن در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر(صلی علیه وآله و سلّم)، اگر چه از یک در، داخل و از در دیگر، خارج شود. 

«سوم»: توقف در مساجد دیگر، ولی اگر از یک در مسجد، داخل و از در دیگر، خارج شود و مسجد را راه عبور قرار دهد مانعی ندارد، و همچنین است بنابر احتیاط واجب حرم معصومین(علیهم السلام). 

«چهارم»: گذاشتن چیزی در مسجد اگر برای این کار داخل مسجد شود، و بنابر احتیاط واجب در حال عبور از مسجد یا از خارج آن هم چیزی در آن نگذارد. 

«پنجم» خواندن هر یک از آیه هائی که سجده واجب دارند، و آنها در چهار سوره هستند اول: سوره سی و دوّم قرآن (الم تنزیل) دوم: سوره چهل و یکم( حم سجده- فصلت-) سوّم: سوره پنجاه و سوّم (والنجم) چهارم سوره نود و ششم(اقرأ)و احتیاط آن است که آیه های دیگر، یا قسمتی از آیه های دیگر این سوره ها را نیز نخواند.

چند چیز بر جنب مکروه است:

«اول و دوّم»: خوردن و آشامیدن، ولی اگر وضو بگیرد، دیگر مکروه نیست و اگر تنها دست ها را بشوید کراهت فی الجمله برداشته می شود و بهتر از آن این است که دست ها و صورت را بشوید و مضمضه کند.

«سوم»: خواندن هفت آیه از سوره هائی که سجده ندارند.

«چهارم»: رساندن جائی از بدن به جلد و حاشیه و بین خط های قرآن.

«پنجم»: همراه داشتن قرآن.

«ششم»: خوابیدن، ولی اگر وضو بگیرد، یا به واسطه نداشتن آب، بدل از غسل تیمم کند، دیگر مکروه نیست. 

«هفتم»: خضاب کردن به حنا و مانند آن. 

«هشتم»: مالیدن روغن به بدن

«نهم»: جماع کردن بعد از آن که محتلم شده (یعنی در خواب منی از او بیرون آمده) و هنوز غسل نکرده.