شرائط صحّت وضو

کسی که وضو می گیرد بنابه روایت شیخ طوسی از حضرت صادق (علیه السلام) مستحب است موقعی که نگاهش به آب می افتد بگوید: « بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ یجْعَلْهُ نَجِساً » و در وقت مضمضه کردن؛ یعنی آب در دهان گرداندن بگوید: « اللَّهُمَّ لَقِّنِّی حُجَّتِی یوْمَ أَلْقَاک وَ أَطْلِقْ لِسَانِی بِذِکرِک » در وقت استنشاق؛ یعنی آب در بینی کردن بگوید: « اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَی رِیحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یشَمُّ رِیحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِیبَهَا» و موقع شستن صورت بگوید: « اللَّهُمَّ بَیضْ وَجْهِی یوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِی یوْمَ تَبْیضُّ فِیهِ الْوُجُوهُ» و در وقت شستن دست راست بگوید: «اللَّهُمَّ أَعْطِنِی کتَابِی بِیمِینِی وَ الْخُلْدَ فِی الْجِنَانِ بِیسَارِی وَ حَاسِبْنِی حِسَاباً یسِیراً» و موقع شستن دست چپ بگوید: «اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِی کتَابِی بِشِمَالِی وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِی وَ أَعُوذُ بِک مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّیران» و موقعی که سر را مسح می کند، بگوید: « اللَّهُمَّ غَشِّنِی بِرَحْمَتِک وَ بَرَکاتِک» و در وقت مسح پا بگوید: « اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِی عَلَى الصِّرَاطِ یوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْیی فِیمَا یرْضِیک عَنِّی».
        
شرائط صحّت وضو
شرائط صحیح بودن وضو چند چیز است:
شرط اوّل: آن که آب وضو پاک باشد.
شرط دوّم: آن که مطلق باشد نه مضاف و مراد از مطلق و مضاف
در مسأله15 گفته شد.

اگر غیر از آب مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد، باید تیمّم کند و اگر آبی که دارد به جهت گِل آلود بودن مضاف است، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمّم کند، و اگر وقت دارد باید صبر کند تا آب صاف شود یا به وسیله ای آب را صاف کند و وضو بگیرد.
 شرط سوّم: آن که آب وضو و فضائی که در آن وضو می گیرد، در حال مسح، بلکه بنابر احتیاط واجب در حال شستن نیز مباح باشد.

وضو با آب غصبی و با آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه، حرام و باطل است و نیز اگر آب وضو از صورت و دست ها در حال وضو گرفتن، در جای غصبی بریزد، چنانچه ممکن باشد طوری وضو بگیرد که  نریزد و یا در جای دیگر وضو بگیرد، و اگر اینها ممکن نشد تکلیف او تیمّم است. ولی چنانچه در هر دو صورت معصیت کرده، همان جا وضو بگیرد وضویش صحیح است.

وضو گرفتن از حوض یا وضو خانه مدرسه وقتی جایز است که انسان بداند یا اطمینان پیدا کند که آن را برای همۀ مردم یا برای عنوانی وقف کرده اند که او را نیز شامل است هر چند اطمینان از این راه پیدا شود که بداند معمولاً مردم از آن وضو می گیرند، و اگر معلوم باشد یا احتمال برود که فقط برای محصلّین همان مدرسه وقف شده است وضو گرفتن از آن برای دیگران جایز نیست.

کسی که نمی خواهد در مسجدی نماز بخواند، اگر نداند که حوض یا وضوخانه آن، وقف کسانی است که در آنجا نماز می خوانند، یا طوری عمومیّت دارد که او را نیز شامل است، جایز نیست از آن وضو بگیرد، ولی اگر معمولاً کسانی هم که در شرائط او هستند از آن وضو می گیرند، اگر از وضو گرفتن آنها اطمینان به عمومیّت وقف حاصل شود، می تواند از آن وضو بگیرد.

وضو گرفتن از حوض تیمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اینها برای کسانی که ساکن آنجاها نیستند، در صورتی صحیح است که اطمینان به رضایت صاحبان آنها حاصل شود هر چند اطمینان از این راه باشد که معمولاً کسانی هم که ساکن آنجاها نیستند از آنها وضو بگیرند.

وضو گرفتن در نهرهای بزرگ اگر چه انسان نداند صاحب آن نهر راضی است، یا احتمال دهد صاحبش، یا یکی از صاحبانش صغیر یا مجنون است، اشکال ندارد.
ولی اگر صاحب آن از وضو گرفتن یا از هر گونه تصرف نهی کند، یا آن نهر در تصرف غاصب باشد، یا مجرای نهر را بدون اجازه  صاحبش تغییر داده باشند، یا انسان بداند، یا گمان داشته باشد که مالک، یا یکی از مالک های آن راضی نیست، یا صغیر، یا مجنون است، در این چند صورت وضو گرفتن با آب آنها اشکال دارد.

اگر فراموش کند آب غصبی است و با آن وضو بگیرد صحیح است، ولی کسی که خودش آب را غصب کرده، اگر غصبی بودن آن را فراموش کند و وضو بگیرد، وضوی او باطل است.
شرط چهارم: آن که ظرف آب وضو مباح باشد.
شرط پنجم: آن که ظرف آب وضو بنابر احتیاط واجب طلا و نقره نباشد و تفصیل این دو شرط در مسأله بعدی ذکر می شود.

اگر آب مباح در ظرف غصبی است و غیر از آن آب دیگری ندارد، در صورتی که بتواند به وجه مشروعی آن آب را در ظرف مباح خالی نماید لازم است خالی کرده بعد با آن وضو بگیرد و چنانچه ممکن نباشد باید تیمّم کند.
و اگر آب دیگری دارد لازم است با آن وضو بگیرد، و در هر دو صورت اگر معصیت کرد و با دست و مانند آن آب را بر اعضای وضو ریخت یا آب را به مقدار وضو در ظرف مباح برداشت و وضو گرفت وضویش صحیح است و با این کیفیت اگر از ظرف طلا یا نقره نیز وضو بگیرد بعید نیست وضویش صحیح باشد چه آب دیگری داشته باشد یا نه، و امّا وضوی ارتماسی از ظرف غصبی حرام و باطل است و از ظرف طلا یا نقره محلّ اشکال است چه آب دیگری داشته باشد یا نداشته باشد.

حوضی که مثلاً یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است، در صورتی که برداشتن آب در عرف تصرف در آن آجر یا سنگ نباشد، اشکالی ندارد، و در صورتی که تصرف باشد برداشتن آب حرام، ولی وضو با آن آب بعد از برداشتن صحیح است.

اگر در صحن یکی از امامان یا امام زادگان که سابقاً قبرستان بوده، حوض یا نهری بسازند، چنانچه انسان نداند زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده اند، وضو گرفتن در آن حوض یا نهر اشکال ندارد.
شرط ششم: آن که موقع شستن یا مسح کردن هر عضوی، همان عضو پاک باشد، یا با شستن وضوئی پاک شود.

اگر پیش از تمام شدن وضو جائی را که شسته یا مسح کرده نجس شود، موجب بطلان وضو نمی شود.

اگر غیر از اعضاء وضو جائی از بدن نجس باشد وضو صحیح است ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد، احتیاط مستحب آن است که اوّل آن را تطهیر کند و بعد وضو بگیرد.

اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو یا در حال وضو گرفتن آنجا را پاک کرده یا نه، چنانچه موقع وضو گرفتن ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضو بنابر احتیاط باطل است و اگر می داند ملتفت بوده یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه، وضو صحیح است و در هر صورت جائی را که نجس بوده برای نماز باید آب بکشد.

اگر در صورت یا دست ها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید، چنانچه آب برای آن ضرر ندارد می تواند به این طریق وضو بگیرد که بعد از شستن اجزای سالم آن عضو، با رعایت ترتیب، موضع زخم یا بریدگی را در آب کر یا جاری فرو برد یا زیر شیر آب بگیرد، و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، و دست خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پائیین به قصد وضو بکشد تا آب بر آن جاری شود و بعد قسمت پائین تر عضو را طوری بشوید که مسح با آب کف دست انجام شود نه با آب خارج از وضو.
شرط هفتم: آن که وقت برای وضو و نماز کافی باشد.

هر گاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید تیمّم کند، ولی اگر برای وضو و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.

کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمّم کند، اگر به قصد قربت، یا برای کار مستحبّی؛ مانند خواندن قرآن وضو بگیرد، صحیح است، و همچنین اگر برای خواندن همان نماز وضو بگیرد، مگر آن که قصد قربت به نحو صحیح برای او حاصل نشود.
شرط هشتم: آن که به قصد قربت و به حساب خدا وضو بگیرد؛ یعنی تمام افعال وضو را؛ مثلاً به قصد انجام فرمان خدا یا به جهت این که وضو پیش خدا محبوبیّت دارد، انجام دهد، و اگر قصد دیگری مانند خنک شدن داشته باشد، چنانچه تابع قصد وضو باشد نه دخیل در انجام آن اشکال ندارد.

لازم نیست نیّت وضو را به زبان بگوید، یا از قلب خود بگذراند، بلکه اگر انجام افعال آن به داعی الهی باشد کفایت می کند.
شرط نهم: آن که وضو را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد؛ یعنی اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید و بنابر احتیاط مسح پای چپ بعد از پای راست باشد.
شرط دهم: آن که کارهای وضورا پشت سرهم انجام دهد.

اگر بین کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی می خواهد جائی را بشوید یا مسح کند، رطوبت تمام جاهائی که پیش از آن شسته یا مسح کرده، خشک شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت عضو جلوتر خشک شده باشد؛ مثلاً موقعی که می-خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده و صورت تر باشد، وضو باطل نمی شود.

اگر کارهای وضو را پشت سرهم به جا آورد، ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت جاهای پیشین خشک شود، وضو باطل نمی شود.

راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر مثلاً صورت و دستها را در حال راه رفتن بشوید، یا بعد از شستن آنها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند، وضو باطل نمی شود.
«شرط یازدهم» آن که کارهای وضو را خود انسان- در صورت امکان- انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است.(ولی کمک گرفتن از دیگری درمقدمات وضو جایز است؛ مثلاً اگر کسی آب را در کف دست انسان بریزد، و انسان با آن آب وضو بگیرد، اشکال ندارد)

کسی که نمی تواند  خودش وضو بگیرد باید در کارهای وضو از دیگری کمک  بگیرد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که انسان بتواند و نسبت به وضع مالی او ضرر نباشد، باید بدهد، ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید و اگر نمی-تواند باید دیگری دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد، و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست انسان رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پاهای او را مسح کند. و در این صورت احتیاط آن است که مسح را هر دو نیت کنند، بلکه همچنین است نیت هر فعل وضو که کمک دهنده به جای انسان آن را انجام دهد.

هر كدام از كارهاي وضو را كه مي تواند به تنهائي انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
«شرط دوازدهم» آن كه استعمال آب براي او مانعي نداشته باشد.

کسی که می ترسد که اگر وضو بگیرد، مریض شود یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، صحیح است به جای وضو تیمّم کند، و اگر نداند آب برای او ضرر دارد و ترس ضرر هم نداشته باشد و وضو بگیرد، وضوی او صحیح است، اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته، ولی اگر ضرر به حدی بوده که شرعاً حرام است، وضویش محل اشکال  است.

اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، با همان مقدار کم وضو بگیرد و اگر با بیشتر از آن مقدار وضو گرفت صحت وضو بعید نیست، مگر این که ضرر در حدّ حرام شرعی باشد (و اگر مثلاً آب سرد ضرر دارد نه آب گرم، باید آب را گرم کرده، وضو بگیرد، و تا از این راه و نظیر آن وضو ممکن است، تیمم درست نیست.)
«شرط سیزدهم» آن که در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد.

اگر می داند چیزی به اعضاء وضو چسبیده، ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می کند یا نه، باید آن را برطرف کند، یا آب را به زیر آن برساند.

اگر زیر ناخن چرک باشد، وضو اشکال ندارد، ولی اگر ناخن را بگیرند و زیر چرک از ظاهر بدن شمرده شود، باید برای وضو آن چرک را- چنانچه از رسیدن آب جلوگیری نماید- برطرف کنند. و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است- و نمی گذارد آب به ظاهر بدن برسد- برطرف نمایند.

اگر پوست صورت و دست ها و جلوی سر و روی پاها به واسطه سوختن یا چیز دیگر، تاول زده برآمدگی پیدا کند، شستن و مسح روی آن کافی است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده، برساند ولی چنانچه پوستی که یک طرفش کنده شده، گاهی به بدن می چسبد و گاهی بلند می شود، باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.

اگر انسان شک کند که به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد مثل آن که بعد از گِل کاری یا رنگ کاری شک کند گِل یا رنگ به دست او چسبیده یا نه، احتیاط واجب آن است که وارسی کند یا طوری بشوید که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده، یا آب به زیر آن رسیده است.

اگر جائی را که باید در وضو شست یا مسح کرد، چرک باشد، ولی چرک آن مانع از رسیدن آب به بدن نباشد، اشکال ندارد و همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن چیز سفیدی که جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی نماید، بردست بماند، ولی اگر شک کند که با بودن آنها آب به بدن می رسد یا نه، باید آنها را برطرف کند.

اگر پیش از وضو بداند که در بعضی از اعضای وضو مانعی از رسیدن آب هست، و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال وضو ملتفت بوده، وضوی او صحیح است.

اگر در بعضی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می رسد، و گاهی نمی رسد، و انسان بعد از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده، احتیاط آن است که دوباره وضو بگیرد.

اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند  موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است، ولی اگر بداند که در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتیاط آن است که دوباره وضو بگیرد.

اگر بعد از وضو چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضاء وضو ببیند و شک کند وقت وضو  بوده یا نه، چنانچه احتمال بدهد در حال وضو ملتفت بوده است وضو صحیح است.