غایب شدن مسلمان

اگر انسان یقین یا اطمینان پیدا کند چیزی که نجس بوده، پاک شده است، یا دو عادل پاک شدن آن را خبر دهند، آن چیز پاک است و همچنین است اگر کسی که چیز نجس در اختیار اوست بگوید آن چیز پاک شده، و متهم هم نباشد، یا مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه، و بعید نیست با خبر دادن یک نفر عادل یا شخص موثّق نیز، پاکی آن چیز ثابت شود.

تذکّر: در صورتی که دو عادل، یا یک عادل یا موثّق، بگوید چیزی که نجس بود، پاک شده، اگر ما بدانیم آنچه که آنها سبب پاک شدن آن چیز دانسته اند، در نظر ما(به حسب اجتهاد یا تقلیدمان) سبب پاک شدن نیست؛ مثلاً بدن یا لباس کسی به بول، نجس شده بود و آنها خبر دادند که پاک شده، چنانچه آنها بگویند یا ما بدانیم خبر دادنشان به این سبب بوده که دیده اند آن بدن یا لباس یک بار به آب کرّ شسته شده، و نظر ما این باشد که باید دو بار در کرّ شسته شود، در این صورت نباید به شهادت آنها ترتیب اثر بدهیم.

کسی که وکیل شده است لباس انسان را آب بکشد، اگر بگوید آب کشیدم، چنانچه شخص موثّق باشد، یا انسان از گفته او اطمینان پیدا کند، یا لباس در اختیار او باشد و متّهم به بی مبالاتی در طهارت و نجاست نباشد، آن لباس پاک است.

کسی که حالت وسوسه دارد و در آب  کشیدن معمولی چیز نجس، یقین یا اطمینان به پاکی پیدا نمی کند، می تواند به همان نحوی که افراد متعارف آب می کشند، اکتفاء نماید اگر چه برای او یقین یا اطمینان پیدا نشود.

اگر بدن یا لباس یا چیزدیگری مانند ظرف و فرش در اختیار مسلمانی که بالغ، یا تمیز دهنده طهارت و نجاست است، باشد و نجس شود چنانچه  آن مسلمان غایب شود و انسان احتمال دهد که او آن چیز را آب کشیده یا به طریق دیگری پاک کرده، آن چیز پاک است.

ولی احتیاط مستحب آن است که آن چیز را پاک نداند مگر با چند شرط زیر:

اوّل: آن که آن مسلمان چیزی را که بدن یا لباسش یا مانند اینها را نجس کرده، نجس بداند، پس اگر مثلاً لباسش با رطوبت به بدن کافر رسیده، ولی او کافر را نجس نمی داند، بعد از غایب شدن او، آن لباس را پاک ندانیم.

دوّم: آن که او بداند بدن یا لباسش یا مانند اینها به چیز نجس رسیده است.

سوّم: آن که انسان بداند که او بعد از غایب شدن، آن چیز را در کاری که شرطش پاک بودن است استعمال می کند؛ مثلاً ببیند با آن لباس، نماز می خواند.

چهارّم: آن که احتمال برود که آن مسلمان می داند کاری که با آن چیز انجام می دهد، شرطش پاکی آن چیز است، پس اگر مثلاً نداند که باید لباس نمازگزار پاک باشد و با لباسی که نجس شده بود نماز بخواند، آن لباس را پاک ندانیم.

پنجم: آن که آن مسلمان چنان بی اعتنا نباشد که پاک و نجس برایش یکسان باشد.