آفتاب

آفتاب زمين و پشت بام و هر مکانی در ساختمان و مانند آن را با پنج شرط پاك مي كند
اوّل: آن كه محلّ نجس به طوري تر باشد كه اگر چيز ديگري به آن برسد، تر شود. پس اگر خشك باشد، بايد به وسیله اي آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.
دوم: آن كه اگر عين نجاست در آن باشد، تا محل نجس شروع به خشك شدن به تابش آفتاب نكرده، آن را برطرف كنند ولي برطرف كردن بول لازم نيست.
سوم: آن كه چيزي از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند، پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و محلّ نجس را خشك كند، پاك نمي شود، ولي اگر ابر به قدري نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند، اشكال ندارد.
چهارم: آن كه آفتاب به تنهائي محلّ نجس را خشك كند، پس اگر محلّ نجس را مثلاً باد و آفتاب هر دو خشك كنند، پاك نمي - گردد، ولي اگر باد كم باشد و عرف خشك شدن محلّ نجس را تنها به آفتاب بداند، اشكال ندارد.
پنجم: آن كه اگر نجاست مقداري به درون زمين يا محلّ نجس فرو رفته، آفتاب آن مقدار را در يك تابش خشك كند. پس اگر يك مرتبه به محلّ نجس بتابد و روي آن را خشك كند و دفعه ديگر بتابد و زير آن را خشك نمايد، فقط روي آن پاك مي شود و زير آن نجس مي ماند.

آفتاب حصیر نجس را پاک نمی کند، و پاک شدن درخت و گیاه  و مانند اینها به واسطه آفتاب محلّ اشکال است.

اگر آفتاب به زمین نجس بتابد، بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه، یا تری آن به واسطة آفتاب خشک شده یا نه، آن زمین نجس است و همچنین است اگر شک کند که عین نجاست،( به گونه ای که در مسأله192 گذشت) از آن بر طرف شده یا نه، و اگر شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بوده یا نه، پاک شدن، محلّ اشکال است.

پاک شدن در و پنجره  و مانند آن به واسطة تابش آفتاب محلّ اشکال است.