بول و غائط کردن

واجب است انسان هنگام تخلّی و مواقع دیگر، عورت خود را از دیگران، اگر چه مثل خواهر یا برادر و مادر یا پدر با او محرم باشند، و حتی از دیوانه و بچه های ممیّز که خوب و بد را می فهمند، بپوشاند، ولی زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند.

در مسألۀ بالا لازم نیست با چیز مخصوصی عورت خود را بپوشاند و اگر مثلاً با دست هم آن را بپوشاند کافی است.

موقع تخلّی باید طرف جلوی بدن، مانند شکم و سینه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.

موقع تخلّی بدن کسی نباید رو به قبله یا پشت به قبله باشد وگرنه، برگرداندن عورت از قبله کفایت نمی کند و اگر بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب آن است که عورت را نیز رو به قبله یا پشت به قبله ننماید.

احتیاط مستحب آن است که بدن انسان هنگام استبراء -که احکام آن بعداً گفته می شود و هنگام تطهیر مخرج بول و غائط، رو به قبله و پشت به قبله نباشد و خروج بول به وسیلۀ استبراء فرقی در مسأله ایجاد نمی کند.

اگر برای آنکه نا محرم عورت او را نبیند، ناچار شود در حال تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، باید چنین کند و نیز اگر به علّت دیگری ناچار شود، می تواند چنین کند ولی در هر صورت احتیاط این است که پشت به قبله را اختیار کند.

 احتیاط مستحب آن است که بچه را در وقت تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند.
اگر مکلّف سمت قبله را نمی داند، باید جستجو کند تا حداقل ظنّ به آن پیدا کند و اگر راهی برای جستجو نیست، چنانجه می تواند تخلّی را تأخیر بیندازد و اگر تأخیر ممکن نیست یا ضرر دارد به هر طرف بنشیند اشکال ندارد. ولی نباید به همه سمتها هر چند در دفعات متعدد بنشیند که یقین کند در یکی از آنها، رو به قبله یا پشت به قبله تخلّی کرده است و در هواپیماها و قطارها نیز همین معنا را باید مراعات کرد.

در جاهائی تخلّی حرام است از جمله:
در کوچه های بن بست در صورتی که صاحبانش اجازه نداشته باشند. و همچنین در کوچه ها و راه های عمومی در صورتی که موجب ضرر یا مزاحمت عابرین باشد.
در ملک کسی که اجازه برای تخلّی ندارد.
در جائی که برای عدۀ مخصوص وقف شده؛ مثل دستشوئی بعضی از مدرسه ها.
روی قبر مؤمنین در صورتی که بی احترامی به آنان باشد، و همچنین در جائی که این کار بی احترامی به مؤمنی بوده، یا سبب هتک حرمت یکی از مقدسات دین یا مذهب گردد.

در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاک می شود:
اول آنکه با غائط نجاست دیگری مثل خون بیرون آمده باشد.
دوم آنکه نجاستی از خارج به مخرج غائط رسیده باشد.
سوم آنکه اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.
و در غیر این سه صورت می توان آن را به دستوری که بعداً گفته می شود، با پارچه، یا سنگ، یا مانند اینها تمیز کرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.

مخرج بول با غیر آب پاک نمی شود، و اگر بعد از برطرف شدن بول یک مرتبه با کرّ یا جاری بشویند، کافی است، ولی با آب قلیل بنابر احتیاط واجب باید دو مرتبه شست و بهتر آن است که سه مرتبه شسته شود.

اگر مخرج غائط را با آب بشویند، باید چیزی از غائط در آن نماند. ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد، و اگر دفعه اوّل طوری شسته شود که ذرّه ای از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نیست.

با سنگ، یاکلوخ، یا پارچه یا مانند اینها اگر خشک و پاک باشند می شود مخرج غائط را تمیز کرد، و با آن نماز خواند، و اگر چیزی هم با رطوبت به آن برسد نجس نمی شود.

احتیاط واجب آن است که سنگ یا چیز دیگری که غائط را با آن بر طرف می کنند، سه قطعه باشد و اگر با سه قطعه تمیز نشود باید به قدری اضافه نمایند تا مخرج کاملاً پاکیزه شود، ولی باقیماندن ذرّه های ریز که دیده نمی شوند، اشکال ندارد.

تمیز کردن مخرج غائط با چیزهائی که احترام آنها لازم است؛ مانند کاغذی که اسم خدا یا پیغمبر بر آن نوشته شده، حرام است و ممکن است در صورت عمد وقصد اهانت آنها موجب کفر شود، و ظاهر این است که استخوان و سرگین حکم سنگ و کلوخ و مانند اینها را ندارد.

اگر شک کند که مخرج را تطهیر کرده یا نه، لازم است تطهیر نماید اگر چه عادت بر این داشته که همیشه بعد از بول یا غائط فوراً تطهیر می کرده.

اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز مخرج را تطهیر کرده یا نه، در صورتی که احتمال بدهد که پیش از شروع به نماز، ملتفت حالش بوده، نمازی که خوانده صحیح است. ولی برای نمازهای بعدی باید تطهیر کند.