مسأله1

هر مسلمانی به اصول دین از روی دلیلی- هرچند به فراخور حال خویش- باید اعتقاد پیدا کند، و اگر در این باره گفتۀ کسی را از روی تقلید؛ یعنی بدون فهمیدن دلیل آن و بدون پیدا شدن یقین و اعتقاد قلبی بپذیرد، کافی نیست.
ولی در فروع دین؛ یعنی احکام و دستورات عملی(جز آنچه که ضروری و قطعی است)، باید یکی از سه راه زیر را انتخاب کند.
1: مجتهد باشد؛ یعنی بتواند وظائف عملی خود را از روی دلیل تفصیلی آن به دست آورد.
2: عمل به احتیاط کند؛ یعنی همۀ احتمالات مسأله را بداند و به گونه ای عمل نماید که هر کدام از آنها در واقع صحیح باشد، عملش با آن احتمال مطابقت داشته باشد؛ یعنی یقین پیدا کند که تکلیف واقعی را انجام داده است، مثلاً اگر بعضی از مجتهدین کاری را حرام و بعضی مباح می دانند، آن را ترک کند و یا اگر بعضی آن را مستحب و بعضی واجب می دانند، آن را حتماً به جا آورد.
ولی هیچ کدام از این دو راه برای بیشتر مردم فراهم نیست و آنچه برای آنها ممکن و آسان است، راه سوم است که اینک بیان می شود:
3: به مجتهدی رجوع کرده، فتوا و اطلاع او از حکم و دستور الهی را به دست آورد و مطابق آن عمل نماید که در حقیقت به دستور خدای متعال از طریق اطلاع مجتهد عمل کرده باشد، همان گونه که مردم در اموری که خودشان تخصص و آگاهی کامل ندارند، به اهل تخصّص و اطلاع مراجعه می کنند و مطابق نظر آنها بدون سؤال از دلیل، عمل می-نمایند؛ مانند مراجعۀ مریض به دکتر متخصّص.
این رجوع کردن به مجتهد را در اصطلاح تقلید می نامند.